ماه های پیش رو حساس ترین ماه ها..

این چند ماه پیش روی ما از حساسیت بسیار زیادی برخورداره.علائم موجود حاکی از فتنه قریب الوقوع برای سوریه و محور مقاومت است.تنها راه نجات نظام سرمایه داری و غرب تسلط بر خاورمیانه است و تنها راه تسلط بر خاورمیانه از میان برداشتن جریان مقاومت است.از همین رو لابیهای صهیونیستی تنها راه نجات خودشون رو ساقط کردن دولت بشار میدونند و به هیچ وجه حاضر نیستند از اون کوتاه بیان.

از طرفی دو انتخابات بسیار حساس پیش روست.یکی انتخابات مجلس ایران در 12 اسفند و دیگری انتخابات ریاستجمهوری روسیه در 10 اسفند.امام خامنه ای در نماز عید فطر نسبت به چالشی بودن فضای انتخابات هشدار دادند و به همه توصیه کردند که به طور کامل از قانون تبعیت کنند.همچنین وزیر اطلاعات گفت دشمنان برای انتخابات پیش رو برنامه های پیچیده ای دارند.

با کنار هم قرار دادن این پازلها میشود احتمال داد که برای دشمن این چند ماه پیشرو بسیار حیاتی است و دشمن علی القاعده سعی دارد با استفاده از فضای امنیتی انتخابات و ایجاد فتنه داخلی در ایران و روسیه همزمان اقدامی احتمالا نظامی علیه سوریه بکند(یا خود ناتو و یا یک نیروی نظامی دیگر) و در یک فتنه بزرگ خواسته های خود را به جبهه مقاومت تحمیل کند.


دوستان باور بفرمایید فتنه پیشرو از فتنه 88 هم شدیدتر خواهد بود به دلیل اینکه اولا در فتنه پیشرو مساله فتنه سوریه بسیار شدید خواهد بود و ثانیا در فتنه 88 یکسری افراد معلوم الحال علمدار فتنه بودند که با یک حضور مردمی محو شدند اما در فتنه پیشرو شاهد خواهیم بود برخی نیروهای ارزشی و انقلابی به اسم مبارزه با انحراف و جریان موهوم انحرافی وارد صحنه خواهند شد و آب به آسیاب دشمن خواهند ریخت و پازل دشمن را تکمیل خواهند کرد.هرچند که شاید واقعا نیتشان مبارزه با انحراف باشد اما چون بازی خورده هستند و اونقدر بر علیه دولت دروغ پراکنی شده که وجود یک جریان انحرافی در دولت را باور کرده اند پس وارد صحنه میشوند.

به هر حال نشانه های وقوع یک چنین فتنه ای هرچه بیشتر در حال آشکار شدن است.باید از خدا بخواهیم رهبر عزیزمان را یاری دهد.


یک مطلبی هم بگویم که شنیدنش خالی از لطف نیست.یکی از دوستان مومن تعریف میکرد که خواب دیده که در جلسه ای هستند که امام خامنه ای در آن با گریه شدید از همگان میخواهد که وحدت داشته باشند و توطئه های دشمنان را درک کنند......



احمدی نژاد و پویایی دینی

انقلاب اسلامی تجربه ی جدیدی بود؛ تشیع پس از قرن ها صاحب حکومت شد. شیعه که در طول ادوار طولانی معمولاً حالت اپوزیسیون نسبت به حکومت داشت این بار خود صاحب حکومت شده بود. بسیار طبیعی است که شیعه بیش از آنکه به فکر «ایجاب» باشد به فکر «صلب» بوده باشد و نوادری همچون امام (ره) بسیار اندک در علمای ما بوده اند که در حین اقدامات صلبی علیه حکمای طاغوت طرحی ایجابی برای اداره حکومت اندیشیده باشند. لذا بسیار طبیعی می نماید برای علمای ما که تجربه ی تاریخی آنها اپوزیسیون بودن در برابر حکومت ها بوده است سخت باشد که خود را در خدمت حکومت قرار دهند و فقهی متناسب با حکومت و مدیریت اجتماعی ترتیب دهند. اکنون که سی سال از انقلاب اسلامی می گذرد حوزه های علمیه ما هنوز نسبت درستی با دولت و حکومت برقرار نکرده اند و یکی از نقاطی که دشمنان به طور جدی چشم به آن دوخته اند حوزه های علمیه و فضای فکری حاکم بر آن می باشد. برای اثبات مدعا همین بس که مهمترین محور بیانات آقا در قم(آبان 89) مساله ی «عدم استقلال حوزه های علمیه از حکومت» و تبیین رابطه ی  «مادر و فرزندی» بین  حکومت و حوزه های علمیه بود.

حوزه های علمیه ما هنوز نسبتی که باید با حوزه ی مدیریت اجتماعی برقرار کنند را خوب انجام نداده اند و اگر بنا باشد همه ی آنچه رهبری در سالیان اخیر در قم تاکید کرده اند که «باید باشد» را اینطور برداشت نماییم که «فعلاً نیست»! وضعیت نامناسبی از حوزه های علمیه تصویر می گردد.

از طرفی علاوه بر حوزه های علمیه در فضای مذهبی حاکم بر کشور تاکید بیش از اندازه ای بر حوزه ی «فقه فردی» به حدی رسیده است که سایر حوزه ها اعم از «فقه حکومتی»، «فلسفه»، «عرفان» ، ... یا در حاشیه قرار بگیرند و حتی نسبت به چنین فضای فکری حتی موضع منفی داشته باشند. و این نه موضوع نه تنها در نظر نگرفتن حوزه های خاصی از دین که در نظر نگرفتن حوزه هایی از ابعاد وجودی انسان است. انگیزش و بینش و رفتار سه بعد یکپارچه هستند اما برای فضای دینی و مذهبی حاکم بر جامعه دو بعد انگیزش(روح انسانی) و بینش(فکر انسانی)  آنچنان که باید مساله نیست.

و اما احمدی نژاد!

احمدی نژاد بی تردید به طور مستقیم و غیر مستقیم اعتماد به نفس را به حوزه های علمیه بازگرداند تا حدی که امروز به راحتی و علنی در مورد  تصمیمات دولتی موضع می گیرند اظهار نظر می کنند و نقد می کنند...که قطعاً صحه خواهید گذاشت که چنین فضایی قبلاً نبوده است. حوزه های علمیه و روحانیت خود را در این حدو اندازه ها نمی دیدند. اگر بگویم احمدی نژاد حوزه ی علمیه را به صحنه ی اجتماع بازگرداند مبالغه نکرده ام.


جبهه متحد اصولگرایی همان راست سنتی هست! گول نخورید

این جریان را به طور خلاصه می توان همان جریان موسوم به راست سنتی دانست که مظهر آمالشان ریاست جمهوری علی اکبر ناطق نوری و علی لاریجانی بوده و البته به دلایل مختلفی که تحلیل آن مجالی دیگر طلب می کند تا کنون رویای دست یابی به این جایگاه را در عالم واقع شاهد نبوه اند. جامعه روحانیت مبارز تهران که در صدر این جبهه قرار دارد به دلیل سابقه ای ناخوشایند در حمایت از کاندیداتوری سید ابوالحسن بنی صدر و نیز نوع موضع گیری های غیرشفاف و سیاست زده طیف های اقماری این تشکیلات همچون جامعه اسلامی مهندسین به محوریت مهندس باهنر در حوادث مختلفی مانند فتنه 88 از سوی حامیان داغ انقلاب اسلامی با تردید و ابهام نگریسته می شوند. این جریان که خود نیز تا حدود زیادی به میزان اقبال عمومی قشر مذهبی و مبارز انقلاب به کاندیداهای این جبهه اعتماد ندارد سعی نموده با انتصاب دکتر زاکانی – که ادبیاتی نزدیک به جریان های عدالت خواه دارد - به ریاست ستاد انتخاباتی خود، از بدبینی نیروهای مستقل انقلاب و ولایت نسبت به این جبهه بکاهد. اصرار بیش از حد مسئولان این جبهه مبنی بر لزوم پیوستن جبهه پایداری به آنان و توسل به حملات تبلیغی و تخریبی به واسطه تعداد قابل ملاحظه ای از سایت ها، نشریات و تریبون های وابسته بر ضدّ طیف مذکور، نشان می دهد که جبهه متحد اصولگرایی، جبهه پایداری را رقیب جدی تری نسبت به جریان اصلاح طلبی برمی شمارد، چه این که بررسی گذشته روابط   جناح ها نیز نشان می دهد که اصلاح طلبان و اصولگرایان همواره در نوع مدیریت و فکر سیاسی، دارای توافق و مفاهمه ای نانوشته بوده اند.

هارپ ( HAARP ) سلاح جدید آمریکا !!! حتما بخوانید


هارپ چیست؟ به صدای هارپ گوش دهيد
هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفر (Ionosphere) و مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگان" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.
( توضيح آنکه: جنگ هايی که از امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناطيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم Star War گرفته اند)

آیونوسفر چيست و کجاست؟
لایه ی آیونوسفر در بالاترین لایه ی اتمسفر (Atmosphere) قرار دارد.


این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشيد را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در آيونوسفير از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.
لايه آيونوسفير چه ربطی به هارپ دارد؟
سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را ميتوان نام برد.
این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.
این آنتن ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را تولید و به آیونوسفر پرتاب می کنند.


آنتن های هارپ در آلاسکا
اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفر و بازگشت به زمين قادرند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد ميشوند و عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژيست ها برای اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند. وقتی يک موج کوتاه "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز ميگرداند و ژئولژيست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمين را شناسايی کنند.
با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لايه های زمين را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد) تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند!بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟
این تصویر تغییر اندازه داده شده است. برای مشاهده تصویر کامل روی این جایگاه کلیک کنید. تصویر اصلی دارای اندازه 652x271 می باشد.

از نمودار فوق متوجه می شويد که آيونوسفر گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه توليد شده که پس از اصابت به زمين به داخل آن نفوذ مينمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.

برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم:

وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او ميلرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در آيونوسفر). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را ميلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از آيونسفر) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا به شنود.
خوب حالا که چی؟

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معادن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.
ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفر، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و
دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ :

١- ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتز به توسط آيونوسفر، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد. برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.
٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست. فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

٢- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.
٣- ايجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .
٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال برق از زمين به ماهواره ها.
٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد "وهم" در مغز انسانها.
٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه بخوانیدجت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.
٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).
٨- اختلال درعملکرد طبيعی آيونوسفر که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار ميرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.
٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار ميايند به گونه ای که "هارپ" ميتواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.
با دقت متوجه ميشويد هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهديد و يا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در اين صورت برای جلوگيی از مزاحمت احتمالی کشور همسايه برای آنها زمين لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در اين مقاله ما فقط به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ايجاد زلزله بتوسط هارپ می نویسم.
در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران" به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.
نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالی است که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.
همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان ميدهد که:
208.7 میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧
639.4میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
افزایش در دهه اخير برابر با : 206.4 درصد
برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.
15593.3 میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧
15206.2 میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
کاهش در دهه اخير برابر با: 46.2 درصد
اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زير از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

4773.9 میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧
18658.4 میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧
افزایش در دهه اخير برابر با : 290.8 درصد

چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کيلومتر در ایران اينگونه بالا رفته اند؟

در حين جستجو ها به يک عدد ويژه ای برخورد کردم که به نظرم غير واقعی رسيد. سئوالی برايم پيش آمد که چگونه اغلب زمين لرزه ها در چند سال اخير در ایران در عمق ١٤ کيلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمين لرزه ها در این عمق يا صفر بودند و يا حد اکثر تا دو درصد.
ياد آور می شويم: زمين لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل" يا "Fault lines" توليد ميگردند.
ارگ بم ما چه شد؟

بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام "عادل کهن" (adelkohan) در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم که در زير مشاهده می کنيد:
من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...

برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید
این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.
دلفین های ما چه شدند؟
در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.
دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!
به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود، ‘عوامل طبیعی’ اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟
این سوختگی نیست؟؟؟؟؟؟

هارپ (HAARP) یک پروژه ايست که مسئولين اعلام کردند برای "بررسی و تحقيق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع اين يک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.
هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، شوروی و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سيستم راديويی هواپيما ها و نهايتا سقوط آنها استفاده ميگردد.

نتايج:
همانطور که گفته شد ارتعاشات راديويی هارپ باعث سرخ شدن لايه آيونوسفير شده و اين لايه را به نوسان در می آورد.
اين نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتز می شوند که فرکانس
(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency ELF/ULF) نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمين، زمین زلزله ايجاد می کنند.
با توجه به ازدياد درصد زلزله در سطح ايران در دهه اخير نسبت به دهه پيشين که متجاوز به 206.4 % بوده است ميتوان به وجود تاثيرات ديگری در ايجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه اين ازدياد پس از آغاز فعاليت های هارپ واقع شده اند.
پیشنهادات برای پیش اخطار:
اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.
برای پيشگيری و دريافت پيش اخطار از اين قبيل زلزله ها ميتوان ايستگاهايی در حوزه های وسيع تاسيس و بکار گرفت و با اندازه گيری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به بروز این زلزله پی برد.
زمان دريافت پيش اخطارهای ELF بين ١٥ دقيقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغير است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.
اندازه گيری فرکانسELF/ULF در جاهايی که خالی از فرکانسهای مزاحم ديگر از قبيل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ايستگاه های راديويی و تلفنی ميباشد، انجام پذير است.
نمونه ای از يک دستگاه ELF/ULF سنج دستی و يک دستکاه Magnetometer را در زير مشاهده ميکنيد. برای اطلاعاب بيشتر بر روی آنها اشاره کنيد.

پیام آخر:
تصور نکنيد که همه سيل ها، خشکسالی ها و زلزله ها طبيعی اند، خير! اول گرم شدن "جو" را به دروغ به مردم ميفروشند و در اذهان جاسازی ميکنند و بعد همه بلاهای شبه طبيعی را بر سر مردم آورده و اگر کسی سئوال کرد که "اين همه سوانح از کجاست؟" ميگويند "تقصير از شما است که هوا را گرم می کنيد!"

و اما سوال من از شما:
آیا می توان نسبت به دو هفته زلزله متداوم در بندر لنگه بی اعتناء و بدون دانش بود؟
آیا اين زلزله ها واقعا طبیعی است و یا به ظاهر طبيعی و عملا ساخت بشر است؟
آیا می توان به تحقیق بیشتر در این زمینه ادامه نداد؟


چند تصویر ویدئویی :
هارپ در خلیج فارس و شاید جوابی به سوختن و مرگ دلفین ها؟ (حجم: حدودا ۲۰ مگابایت، مدت زمان: ۴ دقیقه ۲۲ ثانیه) نباید زلزله بم دوباره تکرار شود (حجم: حدودا ۷ مگابایت، مدت زمان: ۱ دقیقه ۴۹ ثانیه)
نباید سونامی اندونزی دوباره تکرار شود (حجم: حدودا ۹ مگابایت‌، مدت زمان: ۲ دقیقه)
دانلود متن کامل این نوشته به صورت Word Document با ۲ کیفیت مختلف:
Word 2003v:
کیفیت بالا (حجم: ۷۶۸ کیلوبایت) کیفیت معمولی (حجم: ۳۶۲ کیلوبایت)
Word 2007v:
کیفیت بالا (حجم: ۶۹۳ کیلوبایت) کیفیت معمولی (حجم: ۲۹۱ کیلوبایت)
ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:
در مورد "هارپ" کتابی بنام Angels Don't Play This HAARP بتوسط Dr. Nick Begich نوشته و بر مبنای آن دو ويديو، يکی در سال ۱۹۹۵ بنام Angels Don't Play This HAARP و ويديوی ديگری در سال ۲۰۰۸ بنام Angels Still Don't Play This HAARP تهيه شده است.
در مورد جنگ ويتنام (Vietnam) و باران های سيل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمريکا (اغلب باران های استوايی از طريق ماهواره و سمپاشی از هواپيما بر روی ابر ها ايجاد می شدند) آقای دکتر باب فيتريکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فيلمی از کنفرانس خود در اين زمينه تهيه کرده که بخشی از آن را در کليپ ويديويی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS ميتوانيد مشاهده کنيد.
مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهيه شده است که فقط به جنبه تحقيقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غير انسانی آن توجهی نشده است.
سوالی به بقاء موجوديت و در آينده ای نه چندان دور؟ به اينجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنيد.
برای پيوند های مطالعاتی امواج راديويی زير فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنيد.
پارلمان شوروی به هارپ چگونه فکر میکند؟
اعتراض شرکت بوئينگ (Boeing) به هارپ در اين رابطه بخوانید.


منبع : http://az-soraya.blogfa.com/

روانشناسی آیت الشیطان افغانی ( صانعی ملعون )

روان‌كاوی صانعی در صنایع كلامی او


ادامه نوشته

در آستانه ظهور امام زمان هدف سریال جومونگ نجات اسراییل در حال فروپاشی است

جومونگ، بي‌آنكه خود بداند يا بخواهد، در وقت سلطه و حاكميّت امپراتوري حيله‌گر و خون‌خوار، در كاخ وي و در كنار خانواده‌اش دوران كودكي و جواني خود را سپري مي‌سازد، درست مانند موسي(ع)، در كاخ فرعون، گويي كه جومونگ فرزند امپراتور است يا موسايي در كاخ فرعون.


ادامه نوشته

فرمانده ارتش ایران؛ در 11 روز اسرائیل را نابود می‌کنیم

بترکه چشم حسود

فرمانده کل ارتش در مصاحبه ای با ال بی سی گفت؛ تنها در 11 روز قادریم اسرائیل را محو کنیم.

ادامه نوشته

ضریب هوشی بالاتر یعنی وفاداری بیشتر زوجین


ادامه نوشته

جومونگ تاریخ ایران را به یغما برد


نویسنده وبلاگ «تلویزیون مجازی» در مطلبی آورده است: بدبختانه عدم شناخت نسل امروز نسبت به تاریخ باشکوه ایران باعث شده است که بسیاری از داشته‌های خویش را در دستان دیگران ببینیم و لذت هم ببریم!


ادامه نوشته

چند نکته درباره اخطار رییس جمهور به لاریجانی




همکاری مجلس و دولت اصول گرا از موضوعات مورد علاقه مردم و رهبری است وقطعا دارای آثار و برکات فراوانی است؛ از این رو مقام معظم رهبری نیز در دیدار با نمایندگان مجلس بر آن تاکید کردند. البته این هماهنگی به معنای تسلیم مجلس در برابر دولت نیست. در باره این هماهنگی نکاتی را باید مورد توجه قرار داد:

1)      گر چه هرمصوبه مجلس که به تایید شورای نگهبان رسیده باشد بر دولت لازم الاجرا است ولی دخالت در امور جزیی در شان مجلس نیست، زیرا ورود مجلس بر موضوعاتی که مربوط به دولت است هم دولت را دچار مشکل می کند هم مجلس را. دخالت قوه مقننه در حوزه اجرا، ضربات جبران ناپذیری به کشور وارد می سازد، مقام معظم رهبری نیز مجلس را از این کار نهی کردند ولی مع الاسف پس از آن نیز ادامه یافت ومجلس در تنظیم ساعت رسمی کشور و ساعت بانک ها ورود کرد!

2)      رسیدگی به لوایح هدفمند کردن یارانه ها وبودجه سال 88 نیز از دیگر اقدامات پرسش بر انگیز مجلس است؛ دولت برای هدفمند کردن یارانه ها اقدام به طرح جامعی کرد که با یک سال کار کارشناسی آن را به مجلس محترم ارسال کرد تا بامصوبه مجلس از یک پشتیبانی بیشتری بهره مند گردد ولی مع الاسف پس از کش وقوس هایی سر انجام آن را کنار گذاشت، در این راستا توجه به این نکته لازم است که نمایندگان بدانند تهیه وتنظیم یک لایحه آن هم لایحه ای با این حجم از کار کارشناسی چقدر وقت برده است آیا شایسته است یک طرح بزرگ اقتصادی را با اهداف سیاسی در هم آمیزند و با نامه نگاری های برخی سیاسی کاران بیرون مجلس که از اجرای این طرح آسیب سیاسی می بینند آن را از دستور خارج سازند وبعد هم انگشتان خود را به نشانه پیروزی بالا ببرند! براستی آیا حذف یارانه ها به جای هدفمند کردن آن ها افتخار دارد؟! در این جا تردیدی وجود ندارد که آن چه مجلس تصویب می کند قانون است هر چند کارشناسی نباشد ولی کسانی که دولت را به عدم کارشناسی متهم می کنند، پاسخ دهند چگونه مطالعات گروه های متخصص وکارشناس دولت که بیش از یک سال روی آن کار شده است،‌کارشناسی نیست ولی کار یک ساعته ونیم مجلس در صحن علنی که مصوبه کمیسیون تلفیق را نیز زیر پا گذاشتند و طرح جدیدی را تصویب کردند آن طرح را کاری کارشناسی می دانند!!طرحی که با ارایه بنزین وارداتی به صورت آزاد هم مردم را دچار مشکل می کند وهم تورم فزاینده ای را بر کشور تحمیل می سازد.

3)      مع الاسف مجلس باز هم با ورود در حوزه دولت با حذف واژه  "معاونت وبرنامه ریزی" و جایگزین کردن "سازمان مدیریت وبرنامه ریزی" نوع دیگری از دخالت را تجربه کرد، گویا آن ها فکر می کنند سازمان مدیریت وبرنامه ریزی از میراث گرانبهایی از انقلاب است وآقای احمدی نژاد آن را حذف کرده و آقایان می خواهند گفتمان امام و انقلاب را احیا کنند!

4)      تغییر لایحه بودجه به حدی که برخی آن را طرح مجلس دانسته وبه قول آقای برقعی اندک شباهتی با لایحه دولت دارد ودر آن بیش از 1439مورد تغییر صورت گرفته است ودولت را مکلف به کاهش 8500 میلیارد تومانی کرده اند. این نوع تغییر انسان را به یاد آن تعارف دو شهروند ایرانی می اندازد که یکی از آن  ها یک کیلو پرتقال خریده بود که جمعا 3عدد بود، زمانی که آن رابه شهروند دیگری تعارف کرد 2عدد آن را برداشت، اولی گفت اکنون این یکی هم را بگیر وشما به من تعارف کن!جا دارد که دولت به مجلس بگوید از این پس شما طرح بدهید تا ما آن را تصویب کنیم.براستی آیا نمایندگان مجلس فکر کرده اند دولتی که اساس آن بر صرفه جویی است چگونه وبا کدام روش، باز هم مبلغ 8500 میلیارد تومان را صرفه جویی کند؟! وبد تر از آن، این که تعیین قیمت بنزین را به عهده دولت گذاشته تا هزینه های اجتماعی آن را دولت بپردازد!

5)      البته هرگز همکاری مجلس اصول گرای پنجم و هفتم با دولت آقای خاتمی را فراموش نمی کنیم که حتی مساله دار ترین وزیر کابینه ش، مهاجرانی از مجلس پنجم دو بار رای اعتماد گرفت! و بودجه سالانه دولت اصلاحات را با اندک تغییری به تصویب می رساندند. معلوم نیست هدف مجلس از این همه فشار و خرده گیری بر این دولت چیست؟ چرا وقتی نوبت به دولت اصول گرای احمدی نژاد می رسد این همه سخت گیری صورت می پذیرد؟! و براستی اگر دولت کنونی دولت آقایان هاشمی یا خاتمی و لاریجانی بود همین گونه با آن برخورد می شد؟

6)      اخطار قانون اساسی توسط رییس جمهور به رییس مجلس نیزدرست در این راستا صورت  گرفته است. رییس جمهور با تمام وجود مشکلات قانونی و اجرایی را احساس می کند که به رغم میل خود مجبور به تذکر واخطار قانون اساسی می شود درست مثل این که دست و پای یک شناگر ماهر را بسته، در استخر بیندازند و از او بخواهند  شنا کند! با بررسی دو سه نمونه از موارد اخطاری، مطلب روشن تر می شود؛ برای مثال؛ مالیات بر فروش بنزین از 485 میلیارد تومان به 1456 میلیارد تومان افزایش یافته كه مبنای آن افزایش قیمت بنزین در قالب هدفمند  كردن یارانه ها بوده و حال آن كه با حذف هدفمند كردن یارانه ها و جایگزینی حكم عرضه بنزین داخلی به قیمت سال 1387 (1000 ریال) و توزیع بنزین وارداتی به قیمت تمام شده در عمل دو سوم از افزایش مالیات فوق قطعاً محقق نخواهد شد. در حالی كه برای این رقم در بخش هزینه ای، هزینه در نظر گرفته شده است و از این جهت مغایر اصول (52 و 75) قانون اساسی است. مورد دیگر آن که، در مصوبه مجلس برای عرضه نفت گاز، دولت مكلف شده است تولید داخلی این فرآورده را با كارت هوشمند و به قیمت سال 1387 (165 ریال) عرضه نماید و مازاد بر آن كه از محل واردات تأمین می شود مسكوت گذاشته شده است. این در حالی است كه برای مابه التفاوت قیمت تمام شده تولید داخل و همچنین بخش وارداتی آن هیچ گونه اعتباری در نظر گرفته نشده است. بنابراین با توجه به این كه قیمت سال 1387 نفت گاز حدود یك بیستم قیمت تمام شده آن است، عملاً عرضه این فرآورده با قیمت تعیین شده در مصوبه غیرممكن بوده و به دلیل عدم پیش بینی بارمالی ناشی از آن، مصوبه برخلاف اصل (75) قانون اساسی می باشد.(این در حالی است كه مخبر محترم كمیسیون تلفیق در مصاحبه رسمی اعلام كرده است كه تحمیل هزینه ناشی از این بند ناچیز است و دولت آن را از محلی تامبن خواهد نمود! ).
در مورد دیگر، برق بدون تعیین تكلیف قیمت، یارانه حذف و دولت در خلأ قانونی برای خدمت‌رسانی قرار گرفته است. (توضیح اینكه سال گذشته 3800 میلیارد تومان یارانه برق بود كه حذف شده است و بندی به جای آن پیش بینی نشده و از این جهت مغایر اصل (75 و 52) قانون اساسی است).
علاوه بر آن، در سال 1387 یك و نیم میلیارد دلار برای نگهداری و سرمایه‌گذاری و اجرای پروژه‌های مربوط به گاز یارانه پرداخت شده كه در مصوبه مجلس برای سال 1388 اعتباری برای این منظور پیش بینی نشده است و این مغایر اصول (75 و 52) قانون اساسی است و ناگزیر یا می‌باید قیمت گاز را افزایش داد (حدود پنج برابر) و یا كلیه پروژه‌های مربوط را متوقف نمود.
 این ها و دیگر مواردی که در نامه رییس جمهور آمده حکایت پر غصه ای است که ممکن است نگاه مردم را به جریان اصول گرایی منفی سازد. شایسته است مجلس اصول گرا انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری یازدهم را نیز مد نظر قرار دهد وکاری نکنند  که خواست دشمن و لو ناخواسته رقم بخورد.

برگرفته از وبلاگ قاسم روانبخش سردبیر هفته نامه پرتو سخن

معرفی اجمالي امام زمان حضرت مهدي عج به بهانه نهم ربیع الاول سالروز به امامت رسیدن شان


به مناسبت نهم ربیع الاول سالروز به امامت رسیدن امام زمان حضرت مهدی (عج)

 فراوان شنيده ايم هركس بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.

شناخت امام زمان دو جنبه دارد: يكي شناختن امام به نام و نسب و ديگري شناخت صفات و ويژگي هاي ايشان ابتدا به معرفي اجمالي بخش اول مي پردازيم:

كیفیت تولد حضرت

آفتاب وجود دوازدهمین پیشوای ولایت در آسمان وجود بشریت در نیمه شعبان سال 255 هجری بر جهانیان پرتو افكند. در این تاریخ هیچ اختلافی نیست و كلیه علمای فریقَین (شیعه و سنی) اتفاق نظر دارند. او هم‌نام رسول اكرم(ص) و هم كنیه آن حضرت (ابوالقاسم) است. حضرت حكیمه خاتون- دختر امام محمدتقی (ع) وعمه امام حسن عسگری(ع) می گوید:

در روز پنجشنبه- نیمه شعبان- به منزل برادرزاده‌ام حضرت حسن بن علی العسگری(ع) رفتم. چون قصد مراجعت نمودم‏، حضرت فرمود: ای عمه، امشب را نزد ما باش كه در این شب فرزند گرامی‌ای متولد می شود كه حق تعالی به او زنده می گرداند زمین را به علم و ایمان و هدایت، بعد از آنكه مرده باشد به شیوع كفر و ضلالت.

گفتم: ای سید من، مولود از كه به هم می رسد. فرمود: از نرجس. پس برخاستم پشت و شكم نرجس را ملاحظه كردم، هیچگونه اثری از حمل،در او ندیدم. در حالِ حیرت بودم كه حضرت فرمود: ای عمه، صبح اثر حمل او ظاهر می شود، مَثَل او مَثل مادر موسی است. شب را تا نزدیك صبح آنجا ماندم و اثری در نرجس خاتون ندیدم. نزدیك بود شكی در من پیدا شود كه ناگاه امام از حجره خود صدا زد: شك مكن، وقتش نزدیك شده. ناگاه مقارن صبح صادق حالت اضطراب در نرجس ظاهر شد. او را در برگرفتم. امام دستور فرمود: سوره قدر را بر او بخوانم. شروع كردم به خواندن سوره قدر. در آن حال شنیدم كه آن طفل در شكم مادر در خواندن سوره با من همراهی می كرد. من از این واقعه ترسیدم. امام فرمود: ای عمه تعجب مكن از قدرت باری تعالی كه طفلان ما را به حكمت گویا می كند. در این موقع بین من و نرجس خاتون پرده‌هایی حایل شد كه دیگر او را نمی دیدم. فریاد كنان نزد امام دویدم. حضرت فرمود: ای عمه، برگرد كه او را در جای خود خواهی دید. چون برگشتم پرده برداشته شده بود و در نرجس نوری مشاهده كردم كه دیده‌ام را خیره كرد و حضرت صاحب را دیدم- رو به قبله- به سجده افتاده، بعد انگشت سبابه را به آسمان بلند كرده و می گوید: «اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلا اللهُ وَحدَهُ لا شَریكَ لَهُ وَ اَنَّ جَدی رَسولَ اللهِ وَ اَنَّ اَبِی اَمیرَالمُؤمِنینَ وَصیُ رَسولِ اللهِ» و بعد یك یك امامان را شمرد تا به خودش رسید.

صورت و سیرت حضرت

 رسول خدا(ص) فرمود:

«مهدی از اولاد من است. صورتش مانند ستاره درخشان، و رنگش مانند رنگ صورت مردم عربستان گندم گون، جسمش چون مردم بنی اسرائیل بلند قد و عظیم الجثه است. او زمین را پر از عدل و داد می كند پس از جور و ظلم و تمام موجودات از حكومت او راضی هستند. خواه سماواتیان و خواه زمینیان و پرندگان هوا. »

بر حسب اخبار و روایات متواتره، حضرت مهدی(عج) شبیه ترین افراد به پیامبر خداست. و خطی از موی سبز به رنگ زمرد از گردن تا ناف مباركش كشیده شده است. رنگش گندم گون و مایل به سبزی است. دارای پیشانی درخشان و ابروان كشیده، چشمان مشكین و بینی كشیده و قلمی و ران های پهن است. گونه هایش دارای خال و جسم لطیفش اسرائیلی متساوی الخلقه می باشد. دارای خال هاشمی درخشان است. موی ریش مباركش محرابی مایل به رنگ خرمایی سیاه و كشیده و مجعد و انبوه است. دارای عمامه عربی و شمشیر همیشه حمایل دارد. شكوه و جلال او هر بیننده را متوجه خود ساخته و صورتش در لطافت چون گل بابونه و ارغوان است كه شبنم بر آن نشسته باشد. بر تمامی اهل جهان غیر از اجداد مباركش فضیلت دارد.

حضرت مهدی(عج) در سیرت، مردی خوش زبان، گرم خو، مهربان، عطوف، رحیم و جواد، شجاع، با هیبت و صلابت است. هر كسی او را ببیند می گوید جوان چهل ساله ای بیش نیست، با یك قیافه بسیار جالب و جاذب.

او در صورت و سیرت شبیه پیغمبر اكرم(ص) می باشد.

علامات صفات ويژگي هاي حضرت

شناخت امام عليه السلام به نام و نسب و شناخت ويژگي ها و صفات و خصوصيات ايشان از اهم واجبات است. امام صادق عليه السلام فرموده اند: « هيچ معجزه اي از معجزات پيغمبران و اوصيا نيست مگر آنكه خداوند تبارك و تعالي مثل آن را بر دست قائم ما آشكار خواهد كرد، براي اتمام حجت بر دشمنانش»( اثبات الهداة: 7 / 357) ( برخي ديگر از خصوصايت امام زمان عج را در اينجا ببينيد: آيات قرآن پيرامون ظهور امام زمان (عج)؛ خصوصيات حضرت مهدي(ع)،یاران،عصر ظهور و برخورد با دشمنان)

القاب و كنیه های حضرت

نام اصلی آن حضرت «م ح م د» است. نامی كه پیامبر اكرم(ص) بر او نهاده و فرمود: اسم او اسم من و كنیه او كنیه من است. كنیه حضرت ابوالقاسم است و به ایشان ابوصالح، ابو عبدالله، ابو ابراهیم، ابوجعفر، و ابوالحسن هم گفته می شود. القاب آن حضرت بسیار زیاد است. از جمله:

1- مهدی: مشهورترین لقب آن حضرت است. مهدی كه اسم مصدر هدایت است، به معنی كسی است كه بوسیله خدا هدایت شده باشد. امام صادق(ع) در ضمن حدیثی فرمودند:

«آن حضرت را مهدی گویند، زیرا مردم را به امری كه گم كرده اند هدایت می كند.» (اثبات الهداة، ج7،ص110)

همچنین امام باقر(ع) فرمودند:

«او را مهدی نامیدند برای اینكه به امری پنهان (اسلام راستین) هدایت می كند.»

2- قائم: یعنی قیام كننده به حق. رسول خدا(ص) فرمودند:

«از این جهت او را قائم نامیدند كه پس از فراموش شدن نامش قیام می كند» (معانی الخبار، ص 65)

امام جواد (ع) در پاسخ به این پرسش كه چرا او را قائم می نامند، چنین فرمودند:

«زیرا پس از آنكه نامش ازخاطره ها فراموش شودو اكثر معتقدین به امامتش از دین خدا برگردند قیام می كند»(کمال الدین،ص 378)

3- منتظر: از امام جواد(ع) پرسیدند چرا وی را منتظر می گویند؟ ایشان فرمودند:

«زیرا وی برای مدتی طولانی غیبت می نماید و علاقمندان، منتظر ظهورش خواهند بود و آنان كه تردید دارند،او را انكار می كنند» (کمال الدین، ص 378)

4- بقیه الله: روایت شده كه چون آن حضرت قیام كند، پشت به كعبه می ایستد و سیصد و سیزده نفر دور او جمع می شوند. اول چیزی كه می فرماید این آیه شریفه است:

بَقِیَّةُ اللهِ خَیرٌ لَكُم اِن كُنتُم مُؤمِنین. آنگاه می فرماید: منم بقیه الله و حجت او و خلیفه او بر شما. پس هیچ سلام كننده‌ای بر او سلام نمی كند مگر اینكه می گوید: السلامُ عَلَیك یا بَقیةَ اللهِ فِی اَرضِهِ.

دیگر القاب آن حضرت عبارتند از: حجة الله، خلف صالح، مُنتقِم، ولی الله، صاحب الامر، صاحب الزمان، منصور و ... .

حضرت مهدی از دیدگاه قرآن

یكی از موضوعاتی كه خداوند متعال به آن اشاره فرموده اند، مساله حضرت مهدی و قیام ایشان است. آیاتی در آن كتاب مقدس وجود دارد كه روزی را برای جهان نوید می دهد كه حق‌پرستان و مردم شایسته جهان، قدرت و حكومت زمین را در دست می گیرند و دین اسلام بر تمام ادیان غالب می گردد. بعنوان نمونه به ذكر چند مورد می پردازیم:

1- در سوره نساء، آیه 105 می فرماید:

«وَ لَقَد كَتَبنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِكرِ اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبَادِی الصَالِحُون»، ما بعد از آنكه در تورات نوشته بودیم، در زبور نیز نوشتیم كه بندگان شایسته من وارث زمین می شوند.

2- در سوره نور، آیه 55 می فرماید:

خداوند به كسانی از شما كه ایمان آورده اند و عمل شایسته انجام داده اند، وعده داده كه آنان را خلیفه زمین گرداند، چنان كه گذشتگان را نیز قبلاَ خلیفه گردانیده بود و دینی را كه بر ایشان پسندیده است استوار و نیرومند گرداند و ترسشان را به ایمنی تبدیل كند، تا مرا عبادت كنند و چیزی را شریك قرار ندهند.

3- در سوره قصص، آیه 4 می فرماید:

«وَ نُریدَ اَن نَمُنَّ عَلَی الذِینَ اسْتُضعِفُوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُم الوَارِثین»، ما اراده كردیم كه به ضعیفان زمین منت نهاده و آنها را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم.

از این آیات شریفه استفاده می شود كه دنیا روزی را در پیش دارد كه قدرت و اداره زمین به دست مومنین و صالحان افتاده و آنان پیشوا و پیشرو تمدن های بشری می گردند، و دین اسلام بر تمام ادیان غالب می شود و یكتاپرستی جایگزین شرك می گردد. آن روز درخشان، همان روز قیام منجی بشریت، مهدی موعود می باشد.

(همچنين مي توانيد آيات قرآني را كه در رابطه با غيبت، ظهور و تشكيل حكومت جهاني آن حضرت تأويل و تفسير شده، به صورت موضوعي دسته بندي شده ببينيد)

حضرت مهدی از دیدگاه اهل بیت(ع)

1- رسول اكرم(ص) فرمود: مهدی از فرزندان من است. اسم او‏ اسم من و كنیه اش كنیه من (ابوالقاسم) است. از نظر اخلاق شبیه ترین مردم به من است. برای او غیبت و سیرتی است كه در آن، بسیاری گمراه می شوند. آنگاه مثل شهاب ثاقب می آید و زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد چنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد.( کمال الدین، شیخ صدوق، ص 287)

پیامبر اكرم (ص) در حجة الوداع- در سرزمین غدیر خم- در برابر بیش از صد و بیست هزار نفر به همین موضوع اشاره كردند و فرمودند:

«ای مردم! به خدا و رسول خدا و نوری كه همراه او نازل شده ایمان بیاورید، پیش از آنكه صورت‌هایی را واژگون كرده به طرف پشت بازگردانیم‌شان. ای مردم! نور خدای تبارك و تعالی در من قرار گرفته، سپس در وجود علی(ع) و پس از آن در نسل او تا قائم آل محمد(ص) كه حق خدا را بازستاند و همه حقوق از دست رفته ما را باز پس گیرد آگاه باشید كه او هر دانشمندی را به دانش و هر نادانی را به جهلش می شناسد. آگاه باشید كه او نهری خروشان از اقیانوسی بی كران می باشد.» (بحارالانوار، ج 37)

پیامبر اكرم(ص) می افزاید:

خدای تبارك و تعالی از روزها جمعه را برگزید و از شب ها، شب قدر را، و از ماهها،‌ ماه رمضان را و مرا میان پیامبران و علی را از من، و حسن و حسین را از علی برگزید و از حسن و حسین نُه تن را برگزید كه نهمین آنها قائم آنهاست كه ظاهر و باطن آنهاست.( اثبات الوصیة، ص 225)

2- مردی خدمت امیر مومنان شرفیاب شد و عرض كرد: از مهدی برای من سخن بگو، حضرت فرمود:...آستانه اش از همه گشادتر، دانشش از همه افزون تر و برای خویشاوندانش از همه نیكوتر است. بارالها! بیعت او را پایان بخشِ همه اندوها قرار بده. پراكندگی امت را به دست او به یگانگی مبدل فرما. اگر خداوند چنین روزی را نصیب تو ساخت. چون كوه استوار باش. اگر چنین روزی را درك كردی، به سوی احدی از او روی متاب. اگر به كویش راه یافتی، از او در مگذر. (بحارالانوار، ج 51، ص 115، بشارة الاسلام، ص 52)

حضرت علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید: كسی كه در پی او باشد، اثر او را نمی بیند. هیچ اثر شناسی از او نشانی به دست نیاورد، هر چند در این راه بكوشد. در آن رویدادها قومی ذهن و فكرشان صیقلی شده، همچون صیقل شمشیر به دست آهنگر. دیدگانشان به نور قرآن روشن و گوش هایشان به تفسیر آن مانوس. پس از جام خرد و حكمت كه بامداد به آنان می نوشند شبانگاه نیز سیراب می گرداند.( نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 147)

3- از جابربن عبدالله انصاری نقل شده كه می گوید: خدمت حضرت فاطمه زهرا(س) شرفیاب شدم. در برابر آن حضرت لوحی بود كه اسامی اوصیاء از نسل او در آن ثبت شده بود. شمردم تعدادشان دوازده تن بود كه آخر آنها قائم(عج) بود. سه تن از آنها به نام محمد، چهار تن به نام علی و ... . (اصول کافی، ج1، بحارالانوار، ج 36، کمال الدین صدوق، ص 311)

قسمتی از متن لوح:

به نام خداوند بخشنده مهربان.

این نوشتاری است از جانب خدای عزیز و فرزانه به سوی پیامبر نور، سفیر و راهنمایش محمد(ص) كه آنرا روح الامین از نزد پروردگار جهانیان فرو آورده است. ای محمد! نام های مرا گرامی دار، نعمت های مرا سپاس گوی و آنها را انكار نكن ... من تو را بر همه پیامبران برتری دادم و جانشینت را بر همه اوصیاء برتری بخشیدم و تو را با دو فرزند دلبندت حسن و حسین گرامی داشتم. حسن را- پس از سپری شدن مدت پدرش- معدن علم خود قرار دادم و حسین را مخزن وحی خود قرار داده مدال شهادت را به او عطا كردم و مدت او را با سعادت پایان دادم كه او سالار شهیدان است...معیار پاداش و كیفر من، اهل بیت اوست كه نخستین آنها سرور عبادت كنندگان و زینت دوستان گذشته من علی بن الحسین است و آنگاه پسرش- شبیه جد بزرگوارش- محمد است كه شكافنده علوم من و معدن حكمت من می باشد... این سخن از من به حقیقت پیوسته كه جایگاه جعفر را بس بلند گردانم و او را بوسیله دوستان و شیعیانش مسرور نمایم، پس از او فرزندش موسی را برگزیدم كه در عهد او فتنه ای به پا گردد. پس از سپری شدن مدت بنده، دوست و برگزیده ام موسی، در مورد یار و یاورم علی به انكار گرایند...او را اهریمنی گردن‌كش می كشد و در شهری كه بنده شایسته‌ام ذوالقرنین بنا كرده، در كنار بدترین مخلوقاتم به خاك سپرده می شود. این سخن به حقیقت پیوسته كه دیدگاه او را با فرزندش محمد روشن گردانم كه جانشین و وارث علوم اوست. او معدن علوم و محل اسرار من است... نیكبختی او را با فرزندش علی كامل گردانم كه یار و یاور من است و گواه من در میان بندگانم و امین بر وحی من است. از او حسن را پدید آوردم كه دعوت كننده به سوی من و مخزن علوم من است. آنگاه سعادت او را به اوج رساندم با فرزندش «م ح م د» كه رحمت است برای جهانیان. كمال موسی، شوكت عیسی و شكیبایی ایوب با اوست... . (حدیث شریف لوح که در غالب کتابهای حدیثی نقل شده است، از جمله: اصول کافی، ج 1، بحارالانوار، ج 36، غیبت نعمانی، ص 30)

4- امام حسن مجتبی(ع) فرمود: همه خیرها در آن زمان است، زیرا قائم ما قیام می كند و همه این حوادث را از بین می برد.( بشارة الاسلام، ص 81)

امام جواد(ع) نقل می كند كه روزی حضرت علی (ع) در حالیكه به دست سلمان تكیه داده بودند وارد مسجد شدند. امام حسن نیز در محضر آن حضرت بود.در این هنگام مردی با جامه های زیبا و فاخر وارد شد و به محضر امیر مومنان (ع) عرض ادب و سلام نمود. سپس گفت: من از شما سه سوال دارم، اگر پاسخ گفتید به دین شما می گروم، و سه پرسش خود را مطرح ساخت. حضرت علی (ع) به امام حسن(ع) فرمودند: تو پاسخ بده. امام حسن مجتبی هم به هر سه سوال او پاسخ گفته و آن مرد ایمان آورد و به امامت یكایك ائمه اعتراف كرد تا به امام زمان رسید، گفت: گواهی می دهم به امام فرزند حسن عسكری كه نام و كنیه اش گفته نمی شود تا روزی كه ظاهر شود و جهان را پر از عدل و داد كند، آنچنان كه پر از ستم باشد. آنگاه امیر مومنان را تودیع كرد و از مسجد خارج شد. حضرت علی(ع) به امام حسن(ع) فرمودند:

او را تعقیب كن. اما امام حسن(ع) ناامید برگشته و فرمودند: او تا از در خارج شد دیگر دیده نشد. حضرت علی(ع) فرمودند: او خضر بود.( اصول کافی، ج 1)

5- امام حسین(ع) می فرماید:

«دوازده مهدی از ما است كه نخستین آنان علی بن ابیطالب و آخرین آنها نهمین فرزند من است كه امام قائم به حق است. خداوند زمین مرده را به وسیله او زنده می كند و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند. برای او غیبتی است كه گروه هایی در آن، از دین برمی گردند و گروه‌هایی دیگر بر آئین خود استوار می مانند و در این راه آزارها می بینند، به آنها گفته می شود این وعده كی واقع خواهد شد اگر راست می گویید. آنانكه بر این آزارها و تكذیب ها صبر كنند مانند كسی هستند كه شمشیر به دست گرفته در پیشاپیش رسول اكرم(ص) جهاد كند.»

6- امام سجاد (ع) فرمود:

«در قائم ما چند سنت از سنت های انبیاء همچون آدم، نوح، ابراهیم، عیسی،یوسف، ایوب و محمد(ص) است.از آدم و نوح طول عمر است.از ابراهیم ولادت پنهانی است.از موسی ترس وغیبت است. از عیسی اختلاف آرا و نظرات مردم پس از اوست.از ایوب گشایش و فرج بعد از امتحان است و از محمد(ص) خروج با شمشیر است.»‌(کمال الدین، ص 322)

7- امام باقر(ع) می فرماید:

«هنگامی كه اوضاع دگرگون شود و مردم بگویند قائم مرده یا هلاك شده است، یا اینكه بگویند به كدام بیابان رفته؟! و آنها كه خواستار نابودی او هستند بگویند كسی‌كه استخوان‌هایش پوسیده چگونه ظهور می كند، شما به ظهور او امیدوار باشید و چون بشنوید كه ظهور نموده است به سوی او بشتابید هر چند با خزیدن از روی برف باشد.»( کمال الدین، ص 322)

8- امام صادق(ع) می فرماید:

«او فرزند پسرم موسی است. او پسر خاتون كنیزان است. غیبتی كند كه اهل باطل در آن به شك افتند. سپس خداوند او را ظاهر می نماید و شرق و غرب زمین را به دست وی فتح می كند. عیسی بن مریم آمده و پشت سر او نماز می گزارد و زمین به نور صاحبش روشن و منور می گردد.»( کمال الدین، ص 322)

9- امام كاظم(ع) فرمودند:

« آن قائمی كه زمین را از دشمنان خدا پاك و از عدل و داد پر كند، چنانكه از ظلم پر شده بود، او نیز فرزند من است. او را غیبتی طولانی است، چون بر جان خود خائف است و در آن عصر(غیبت) گروه هایی از دین برمی گردند و جمعی پایدار می مانند. خوشا به حال شیعیان ما كه در غیبت قائم به ولایت ما چنگ زنند و به دوستی ما و بیزاری از دشمنان مان ثابت بمانند. آنان از مایند و ما نیز از آنهائیم. ایشان به امامت ما راضی هستند و ما به پیروی آنها. خوشا به حال آنها، به خدا سوگند آنان در روز قیامت در درجه ما با ما هستند. »

10- امام رضا(ع) فرمود:

«قائم ما كسی است كه وقتی قیام كند، در سن پیران و سیمای جوانان است...او چهارمین فرزند من است.خداوند او را در حجاب و پرده خود غائب كند، سپس ظاهرش نماید و زمین را به دست او از عدل و داد پر كند چنانكه از ظلم و ستم پر شده است.»

11- امام جواد(ع) می فرماید:

«قائم ما همان مهدی(عج) است. او كسی است كه در زمان غیبتش، واجب است انتظار كشیده شود و هنگامیكه ظهور كرد، اطاعتش كنند. او سومین فرزند از فرزندان من است. قسم به آن خدایی كه محمد(ص) را به نبوت مبعوث گردانید و ما را به امامت انتخاب نمود، اگر از عمر دنیا فقط یك روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی گرداند تا اینكه قائم ما در آن روز خارج شده و ظهور نماید. پس با ظهورش جهان را از عدل و داد پر كند، چنانكه از ظلم و ستم پر شده است. »

12- عبدالعظیم حسنی به امام هادی(ع) عرض كرد: پس از شما چه كسی مولای من است؟ حضرت فرمود:

« پس از من فرزند من. می دانی مردم نسبت به جانشین پس از او چگونه‌اند؟ عرض كرد: برای چه؟ فرمود: برای اینكه شخص وی دیده نمی شود و نباید او را با اسمش یاد كنند تا اینكه خروج كرده و زمین را پر از عدل و داد می نماید چنانكه پر از ظلم و ستم شده است. »

13- امام حسن عسكری(ع) فرمود:

«شما مردم را چنین می بینم كه بعد از من درباره جانشینم اختلاف پیدا می كنید. آگاه باشید! كسی كه معتقد به امامت امامان بعد از پیغمبر باشد ولی فرزند مرا انكار كند، مانند آن كسی است كه تمام پیغمبران را باور دارد، ولی نبوت پیامبر اكرم(ص) را منكر شود. در حالیكه هر كه منكر رسول خدا(ص) باشد، در واقع همه پیامبران را انكار نموده است. زیرا اطاعت آخرین نفرِمان مانند اطاعت اولینِ آنهاست و هر كسی كه منكر امامت ما باشد، آخرین نفر ما را نیز انكار نموده است.»

حضرت مهدی از دیدگاه اهل سنت

در اینجا به پاره ای از احادیث اهل سنت درباره مهدی موعود اشاره می كنیم:

1- مهدی از قریش است، مهدی از بنی‌هاشم است، مهدی از اهل‌بیت است، مهدی از تبار رسول اكرم(ص) است، مهدی از نسل علی(ع) است، مهدی از اولاد فاطمه زهرا(س) است، مهدی از اولاد حسین(ع) است، مهدی از امامان اهل بیت است. (کمال الدین، ص 322)

2- او مردی پیشانی باز، دماغ باریك و سینه ستبر است.( شرح ابن ابی الحدید، ج 19، ص 130)

3- او را مهدی گویند، زیرا به چیزی كه از همگان پوشیده است راهنمایی می كند. او تورات و انجیل را از سرزمین انطاكیه بیرون می آورد. (عقد الدرر، ص 40)

4- ما از اولاد عبدالمطلب سروران اهل بهشتیم. من حمزه سید الشهداء، جعفر طیار، علی، حسن، حسین، و مهدی. (مطالب السول، ج 2، ص 126)

5- پیامبر اكرم(ص) فرمود: این دین- تا دوازده خلیفه من هست- عزیز و سرافراز است. جابربن سمره می گوید آنگاه مردم تكبیر گفتند و سر و صدا كردند و رسول اكرم(ص) چیزی فرمود كه من نشنیدم، از پدرم پرسیدم كه حضرت چه فرمود. گفت: كُلُّهُم مِن قُرَیش: همگی از قریش‌اند.( سنن ابی داود، ج 4، ص 207)

6- هر كسی مهدی را انكار كند كافر می شود.( الفتاوی الحدیثه، ص 32)

7- برترین عبادت ها انتظار فرج است.( سنن ترمزی، ج 5، ص 565)

8- سوگند به خداوندی كه مرا به پیامبری برانگیخت‎، آنها در زمان غیبت او از نور ولایت او برخوردار می شوند هنگامی كه پشت ابرها نهان شود. ای جابر، این از اسرار پنهان و علوم نهانی خداوند است. آن را مخفی بدار جز از اهلش. (ینابیع الموده، ص 422)

9- اَبدال در میان این امت سی نفر هستند كه دلهایشان چون قلب ابراهیم خلیل است.هر گاه یكی از آنها بمیرد خداوند یك نفر دیگر را به جای او می گمارد.( عون المبعود، ج11، ص 377)

10- بر پرچم حضرت مهدی(عج) نوشته شده: البَیعَةُ لِلّهِ. (البرهان، ص 152)

11- خوشبخت ترین مردم در عصر حضرت مهدی مردم كوفه هستند.( طبقات ابن سعد، ج 4، ص 4)

موعود از دیدگاه ادیان دیگر

به ذكر اجمالی نمونه هایی كوتاه از دیگر كتب آسمانی در رابطه با موعود می پردازیم:

1- زبور:

زیرا كه شریران منقطع شد، و اما منتظران خداوند وارث زمین خواهند شد. هان، بعد از اندك زمانی شریر نخواهد بود، در مكانش تامل خواهی كرد و نخواهد بود و اما حلیمان وارث زمین خواهند بود... و اما صالحان را خداوند تایید می‌كند.( مزامیر، مزمور 37)

2- تورات:

مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد...؛ گرگ با بره سكونت خواهد كرد، پلنگ با بزغاله خواهد خوابید... و در تمامی كوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهد بود. زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد. (کتاب اشعیا نبی، فصل 11)

3- انجیل:

در آن وقت فرشتگان خود را از جهالت اربعه از اَنهای زمین تا به اقصای فلك فراهم خواهد آورد... ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچكس اطلاع ندارد. نه فرشتگانِ در آسمان و نه پسر. پس بر حذر باشید و بیدار شده دعا كنید، زیرا نمی دانید كه آن وقت كیِ می شود.( انجیل مرقص، فصل13)

4- كتب مقدسه هندوها:

دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلی در آخرالزمان كه پیشوای ملائكه و پریان و آدمیان باشد. حق و راستی با او باشد. آنچه در دریاها و زمین ها و كوه ها پنهان باشد، همه را به دست می آورد و از آسمان ها و زمین آنچه باشد خبر می دهد. از او بزرگتر كسی به دنیا نیاید.( باسک، از کتب مقدسه هندوها)

5- كتب مقدسه مانویه:

خرد شهر ایزد باید در آخرالزمان ظهور كند و عدالت را در جهان بگستراند.( شابوهرگان، ترجمه مولی)

6- كتب مقدسه زرتشتیان:

موعود آخرالزمان در اوستا استوت ارت یا سوشیانت نامیده می شود. چاره و درمان جمیع دردها و رنجها با اوست، رنج و بیماری و پیری و ظلم و بدبینی و فساد را ریشه كن سازد. مردمان ناپاك را نابود سازد و همه آنها را براندازد.( سوشیانت، ص 104)

7- جین ها:

هنگامی كه فساد و انحطاط و تباهی جهان را فرا گیرد‏، شخص كاملی كه آنرا تیز تنگر نوید دهنده گویند ظهور كرده، تباهی را از بین می برد و پاكی و صافی را از نو می آورد.( اوپانیشاد، مقدمه، ص 54)

حضرت مهدی(ع) نعمت الهی است

تردیدی نیست که مهمترین و ارزنده ترین نعمت ها آن است که مایه شناخت و رسیدن به درجات والا و نعمت های اخروی شود و این همان نعمت امام است که به وسیله او خداوند شناخته می شود و عبادت می گردد و بندگان به سبب او به مقامات عالیه و عنایات خاصه نائل می آیند. چنانکه روایات بسیاری گویای این امر است.

1-در اصول کافی به سند خود از حضرت علی(ع) نقل می کند که آنحضرت در تفسیر آیه: «اَلَم تَرَ اِلَی الذینَ لَدَّلوُا نِعمَةَ اللهِ کُفراً» آیا ندیدی آنان را که نعمت الهی را به کفر بدل ساختند، فرمود: ما آن نعمت هستیم که خداوند بر بندگانش عنایت کرده، و به سبب ما در روز قیامت رستگار می شوند.

2- در غایة المرام از دو تفسیر «عیاشی» و «قمی» نقل می کند که حضرت علی(ع) درباره آیه «ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَعیمِ»، فرمود: ما نعیم هستیم. مثل همین حدیث از امام صادق(ع) نیز رسیده است.

3- از حضرت موسی بن جعفر(ع) نقل شده که فرمود: ما نعمت مومن و علقم کافر هستیم. علقم، حنظل است، یعنی خربزه جهل که به آن مثل می زنند. البته کافر به خیال فاسد خودش امام را تلخ می پندارد، چون از امام منزجر است.

4- در کفایة الاثر و کمال الدین از محمدبن‌زیاد ازری روایت کرده اند که گفت: از مولایم موسی بن جعفر(ع) درباره آیه «وَاسْبَغَ عَلَیکُم نِعمَةً ظاهِرَةً وَ بَاطِنَةً»؛ و خداوند نعمتهای ظاهر و باطن خویش را بر شما عنایت کرد سوال کردم، حضرت فرمود: نعمت های ظاهر، امام ظاهر و نعمت های باطن امام غائب است. راوی می گوید پرسیدم آیا از امامان کسی هست که غائب شود؟ حضرت فرمود: بله. شخص او از دیدگان مردم غائب می گردد ولی یادش از دلهای مومنین پوشیده نمی ماند. او دوازدهمین تن از ما است. خداوند متعال برای او، هر سخت را آسان و هر سرکشی را رام گرداند و گنجینه های زمین را برایش آشکار می سازد و هر دوری را برایش نزدیک می نماید و هر سرکش گمراه کننده را هلاک، و به دست او هر شیطان سرکشی را نابود می سازد. او فرزند بهترین کنیزان است که ولادتش بر مردم مخفی می ماند و بردن نامش بر آنها جایز نیست تا اینکه خداوند او را آشکار گرداند. پس زمین را از عدل و قسط پر کند، چنانکه از ظلم و جور پر شده است. (مهدی موعود، علی دوانی، ص 391)

دین مهدی اسلام است

مفضَّل می گوید: از امام سوال کردم تأویل «لِیَظهَرَهُ عَلَی الدِینِ کُلِّهِ» چیست؟ (یعنی امام زمان(عج) چگونه بر همه ادیان غالب می شود)؛ حضرت فرمود: تاویل آن، این آیه است «وَ قَاتَلُوهُم حَتَّی لا تَکُونَ فِتنَةً وَ یَکونَ الدَینُ کُلُّهُ للهِ» یعنی: چندان از مشرکان بکُشید که دیگر فتنه‌ای در میان مردم نباشد و همه‌ی دین برای خدا باشد.

ای مفضل، به خدا قسم اختلاف را از میان ملل و نحل و ادیان برمی دارد و همه دین‌ها یکی می‌شود، چنانکه خدا فرموده «اِنَّ الدِینَ عِندَالله الاِسلام» (سوره آل عمران/ آیه 17) و نیز فرموده «وَ مَن یَتَّبِع غَیرَ الاِسلامَ دِیناً فَلَن یُقبَل مِنهُ وَ هُوَ فِی الاخِرَةِ مِنَ الخَاسِرین»(سوره آل عمران/ آیه 85) هر کسی دینی جز اسلام را بپذیرد، هرگز از وی پذیرفته نمی شود و او در عالم آخرت از زیانکاران خواهد بود.

مفضل می پرسد: آقا! آیا دینی که پدران او- ابراهیم و نوح و موسی و عیسی و محمد(ص)- داشتند، همان دین اسلام بود؟ حضرت فرمود: آری همان دین اسلام بود، نه غیر آن! پرسید: دلیلی از قرآن بر این مطلب دارید؟ حضرت فرمود: از اول قرآن تا آخر آن پر از دلیل است. از جمله آیه: «اِنَّ الدِین عِندَاللهِ الاِسلام»است، و این آیه «مِلَّةَ اَبِیکُم اِبراهِیمَ مُوسَاکُم المُسلِمین»(سوره حج/ آیه 77)؛ اسلام دین پدر شما ابراهیم است و اوست که شما را مسلمان نامید. و دیگر این آیه است که خداوند در داستان ابراهیم و اسماعیل از زبان آنها نقل می کند که گفتند «وَاجعَلنَا مُسلِمَینِ لَکَ وَ مِن ذُرِیاتِنَا اُمَّةً مُسلِمَةً؛ (سوره بقره/ آیه 121) خدایا ما دو نفر را دو تن مسلمان و تسلیم شده خود قرار ده و از اولاد ما نیز مردمی مسلمان بیرون آور. و دیگری آیه داستان فرعون است که می فرماید «وقتی فرعون می خواست غرق شود گفت: ایمان آوردم به خداوند یگانه ای که بنی اسرائیل به او ایمان آوردند. خدایی نیست و اینک من از مسلمانانم».(سوره یونس/ آیه 90) و در داستان سلیمان و بلقِیْس- ملکه سبا- می فرماید «وَاتُونِی مُسلِمین»؛ در حالیکه تسلیم شده اید، مسلمین بیایید و چون بلقیس نزد سلیمان آمد گفت «اَسلَمتُ مَعَ سُلیمان للهِ رَبِّ العَالَمین»؛ من با سلیمان به پیشگاه خداوند جهانیان اسلام آوردیم و از زبان عیسی بن مریم(ع) می فرماید «مَن اَنصاری اِلَی اللهِ»؛ یعنی عیسی گفت کسانی که می خواهند با پذیرش دین خدا مرا یاری نمائید کیستند؟ «قَالَ الحَوارِیون نَحنُ»(سوره آل عمران/ آیه 45)؛ حواریون گفتند: ما یاوران دین تو هستیم. ما به خدا ایمان آوردیم و شاهد باشد که ما مسلمان هستیم!

مفضَّل عرض کرد: آقا! ادیان چند‌تاست؟ حضرت فرمود: چهار دین است و هر کدام دین جداگانه‌ای است. پرسید: چرا مجوس را مجوس می گویند؟ فرمود: برای اینکه سِریانیان خود را مجوس نامیدند و ادعا کردند که حضرت آدم و شِیث (هِبَةُ الله) ازدواج با مادران و خواهران و دختران و خاله ها و عمه ها و سایر محارم را برای آنها حلال کرده اند و ادعا می کنند که آدم و شیث به آنها دستور داده اند که در وسط روز آفتاب را سجده کنند، و وقتی برای نمازِ آنها قرار نداده‌اند، در صورتی‌که این ادعا افترا بر خدا و دروغ بستن بر آدم و شیث است.

غیبت حضرت

سدیر می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: در قائم شباهتی به یوسف است. عرض کردم مثل اینکه از غیبت او سخن می گویید؟ حضرت فرمود: چرا مردم این مطلب را انکار می کنند. چرا این مردم نمی پذیرند که خدای عزَّ و جلَّ آنچه با یوسف انجام داد با حجت خود انجام دهد. صاحب این امر به طور عادی در میان آنان زندگی، و در بازارهای مردم راه برود و بر فرشهای آنان قدم بگذارد در حالیکه مردم او را- با آنکه می بینند- نشناسند.تا آنکه خداوند متعال اذن دهد که خود را به مردم معرفی نماید.چنانکه یوسف به برادرانش گفت:چه کردید درحالیکه جاهل بودید.آنان گفتند:تو همان یوسف نیستی؟فرمود:من یوسفم واین برادرم است.

حضرت مهدی(عج) دو دوره غیبت داشتند؛ یک دوره غیبت صغری که از سن 6 سالگی آغاز گردید (سال 260 هجری تا 330) که توده مردم و عُمّال دولت از زیارت جمالش محروم بودند ولی خواص و علماء به خدمتش رسیده، کسب فیض می کردند و امور شرعی دین و دنیای خود را می پرسیدند. مشاهیر این دوره چهار نفر (وکلای اربعه) هستند که واسطه فیض او بودند. دوره دیگر غیبت از سال 330 شروع می شود تا روزی که فرمان الهی صادر گردد و آن حضرت مأمور به قیام و ظهور شود. آن روز را هیچ بشری نمی تواند پیش بینی کند، چنانکه فرموده اند «کَذَّبَ الوَقَّاتُون بِرَبِّ الکَعبَة». حتی خود امام (ع) هم زمان آنرا نمی داند.

غیبت حضرت ولی عصر(عج) عواملی دارد همچون ظلم ظالمین، ضعف و سستی مردم، و آزمایش و امتحان الهی.

دلايل و عوامل غيبت حضرت

اسرار الهی

امام صادق (علیه السلام)فرموده اند:

موضوع غیبت سرّی است از اسرار خداوند و غیبتی است از غیوب الهی، چون خدا را حکیم می دانیم باید اعتراف کنیم که کارهایش از روی حکمت صادر می شود، گرچه تفصیلش برای ما مجهول باشد.(بحار الانوار، ج52، ص91)

از این حدیث به خوبی آشکار می شود که علت و فلسفه اصلی غیبت، جزء اسرار الهی است و جز ائمه اطهار علیهم السلام کسی از آن آگاه نمی باشد و آن ها نیز مأذون به بازگو کردن آن نبودند ولی در پاره ای روایات، بعضی از حکمت های غیبت بیان شده :

آزمایش و امتحان:

امام موسی بن جعفر (علیه السلام) می فرماید:

 برای صاحب الامر ناچار غیبتی خواهد بود، به طوری که گروهی از مومنین از عقیده بر می گردند. خدا به وسیله غیبت، بندگانش را امتحان می کند(بحارالانوار، ج52، ص113)

بیعت نکردن با ستمگران:

علی بن موسی الرضا(علیه السلام) فرمود:

 گویا شیعیانم را می بینم که هنگام مرگ سومین فرزندم(امام عسکری علیه السلام) در جست و جوی امام خود همه جا را می گردند، اما او را نمی یابند. عرض کردم برای چه؟ فرمود: برای این که امامشان غایب می شود. عرض کردم چرا غایب می شود؟ فرمود: برای این که وقتی با شمشیر قیام کرد، بیعت احدی در گردنش نباشد." (بحار الانوار، ج51، ص152)

حفظ جان امام:

هنگامی که به روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام در مورد امام عصر ارواحنا فداه می نگریم به این نکته تصریح شده است که حکمت غیبت طولانی آن وجود گرانمایه به فرمان خدا، صیانت از جان گرامی و حیات پر برکت او برای تحقق یافتن نویدها و بشارت ها است.

كوتاهى مردم:

يكى از مهمترين انگيزه هاى پنهان زيستى و رازهاى غيبت حضرت حجّت ـ ارواحنا فداه ـ اين است كه مردم به حمايت و اطاعت آن حضرت برنخاستند و در وفا به پيمان ولايت، همداستان و يكدل نگشتند. يعنى بايد علت اساسى غيبت را در خود مردم جستجو كرد و بايد جامعه را مسئول آن دانست.

چرا كه خود در نامه اى فرمود:

 ولو ان اشياعنا ـ وفقهم اللّه لطاعته ـ على اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم، لما تأخّر عليهم اليمن بلقائنا ولتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا على حق المعرفة وصدقها منهم بنا، فما يحسبنا عنهم إلاّ ما يتصل بنا مما نكرهه ولا نؤثره منهم

 اگر شيعيان ما ـ كه خداوند بر طاعتش موفقشان دارد ـ هم دل و هم رأى مى شدند كه بر عهدى كه بر گردن آنهاست عمل كنند، هرگز سعادت ديدار ما از آنان به تأخير نمى افتاد و رستگارى با ديدار برخاسته از معرفت حقيقى و صدق راستين درباره ما به سوى آنان سرعت مى گرفت.ليكن آنچه ما را از ايشان دور نگاه داشته كردارى ست كه از آنان به ما رسيده و آن را زشت مى داريم و از آنان روا نمى شماريم.( احتجاج طبرسى: 2 / 498.)

و اميرالمومنين علي عليه السلام بر منبر در شهر كوفه گفتند: « ... و بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند ولي خداوند خلق خويش را به خاطر ستم و تجاوز و اسراف بر خودشان از ديدار او كور خواهد ساخت.»( غيبت نعماني. 70)

همچنين امام صادق عليه السلام در جواب يكي از يارانش كه شيعيان را بسيار و بي شمار مي پنداشت فرمود: « ولي اگر آن شماره اي كه توصيف شده اند سيصد و ده و اندي تكميل گردد آنچه مي خواهند انجام خواهد شد...» ( غيبت نعماني.107)

و دلايل ديگر كه مفصل در كتب روايي در موردشان بحث شده است.

طول عمر و انتظار

همانگونه که می دانیم موضوع طول عمر امام زمان(عج) در زمان شیخ صدوق- یعنی تقریباً صد سال پس از غیبت امام زمان(عج)- مورد گفتگو و دستاویز دشمنان شیعه بوده، بطوری که آن عالم نامدار شیعه، در صدد بر می آید تا در کتاب کمال الدین در پاسخ به آنها برآید. پس از صدوق؛ محمدبن ابراهیم نُعمانی، شیخ مفید، سید مرتضی، کَراجَکی، شیخ طوسی و سایر بزرگان ما در کتاب‌های غیبت و کلامی خود، هر یک به شرح و بسط این مطلب پرداخته‌اند.‌(ر. ک: موعودی که جهان در انتظار اوست، علی، دوانی، دبیرخانه دائمی اجلاس حضرت مهدی(عج))

انتظار: انتظار فرج در واقع رغبت داشتن به ظهور دولت حقّه،و پر شدن زمین از عدل و داد،و غالب شدن دین اسلام بر سایر ادیان است.

کسانی که در انتظار مصلح هستند،باید خود نیز صالح و شایسته باشند،و کسی می تواند در صدد اصلاح خود برآید که امام زمان خود را بشناسد.وگرنه همچون کسی است که در دوران جاهلیت زندگی می کند و به مانند مردم جاهلیت هم خواهد مرد.(اعلام الوری، شیخ طبرسی، ص 415) امام صادق(ع) می فرماید «کسی که این امر را بشناسد همانا انتظارش، فرج است.»( بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ص 139، ج 52)

حضرت رضا(ع) فرمود «آیا نمی دانی که انتظار فرج جزء فرج است.»( بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ص 130، ج 52)

فضیلت انتظار

انتظار قائم برابر است با شهادت در راه خدا. امام صادق(ع) فرمود «کسی‌که در حال انتظار ظهور بمیرد، همانند فردی است که با قائم در خیمه اوست». پس از این سخن، امام قدری درنگ کردند و فرمودند «نه، بلکه مانند فردی است که در رکاب مهدی(عج) شمشیر زده باشد». سپس فرمودند «نه، به خدا سوگند همانند کسی است که در رکاب پیامبر اکرم(ص) شهید شده باشد.»( بحارالانوار، ج 52، ص 126)

همچنین آن حضرت می فرماید «آن کسی که در انتظار امر ظهور به سر برد مانند فردی است که در راه خدا در خون خود غوطه ور شده است.» (کمال الدین ، منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، ص 498)

روزی پیامبر اکرم(ص) در جمع صحابه دوبار فرمودند «اَلّلهُمَّ لَقِّنِی اَخُوونِی» خدایا، دیدار برادرانم را نصیب فرما. صحابه گفتند: یا رسول الله، مگر ما برادران شما نیستیم. حضرت فرمودند «نه شما اصحاب منید. برادران من مردمی در آخرالزمان هستند که به من ایمان می آورند با اینکه مرا ندیده اند. خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان- پیش از آنکه از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان بیرون بیایند- به من شناسانده است. ثابت ماندن یکی از آنها بر دین خود، از صاف کردن درخت خاردار با دست در شب های ظلمانی دشوارتر است و مانند کسی است که پاره ای از آتش چوب درخت نعنا را در دست نگه دارد. آنها چراغ های شب تار می باشند. پروردگار آنها را از هر فتنه تیره و تاری نجات می دهد.»( راز نیایش منتظران، ص 31)

بر اساس این آیه سوره آل عمران «یَا اَیُِهََا الذِینَ آمَنُوا اَصبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحُون» ای کسانیکه ایمان آورده اید [در غیبت امام زمان (عج)] با استقامت باشید و در برابر فشارهای دشمن مقاوم بوده و [با امام زمان] رابطه داشته باشید. قوانین الهی را مراعات نمائید، امید است به رستگاری برسید.

ارتباط با امام(ع) واجب است. چرا که کسیکه با امام زمان در ارتباط نباشد نمی تواند او را بشناسد و طبعاً در آتش جهل، و محبت دنیا و هوای نفس و بندگی شیطان خواهد افتد.

ائمه اطهار(ع) فرموده اند: بی تردید مردم زمان غیبت که به امامت او معتقد و در انتظار ظهورش هستند، از مردم زمان های دیگر افضل و برترند. زیرا خدای تعالی به آنان عقل و درک و شناختی داده که غیبت برایشان همچون ظهور است. خدای متعال آنها را در آن زمان هم درجه افرادی قرار می دهد که در رکاب رسول خدا شمشیر می زده اند. آنان در حقیقت دارای نیتی پاک و شیعیان راستین ما بوده اند و در پنهان و آشکار مردم را به سوی خداوند عزَّ و جلَّ فرا می خوانند.( کمال الدین، ص 320)

از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند «این امر واقع نخواهد شد مگر بعد از مأیوس شدن، نه به خدا قسم تا اینکه از هم جدا و ممتاز شوید. نه به خدا قسم تا اینکه خالص شوید. نه به خدا قسم تا اینکه آن کس که شقی باشد، شقی شود و آنکه سعید باشد، بماند.

و نیز فرمود «چگونه خواهید بود آنگاه که شما را نه امام و راهنمایی باشد و نه علمی. بعضی از بعضی بیزاری جویند. پس در آن هنگام از یکدیگر ممتاز و جدا شوید، و خالص گردید و غربال شوید.»

امام باقر(ع) فرمودند «هیهات، هیهات، فرج ما نخواهد بود تا اینکه غربال شوید، باز هم غربال شوید، باز هم غزبال شوید تا اینکه هرچه که تیره است پاک شود و برود و هرچه صاف است بماند.»

(ر.ک. تو در آخرالزمان، مي داني مي تواني كه باشي؟)

ظهور حضرت

زمان ظهور:

شیخ مفید از امام صادق(ع) نقل می کند که آنحضرت فرمودند «ندایی به اسم قائم در شب 23 ماه رمضان بلند خواهد شد. او در روز عاشورا قیام می کند و آن روزی است که حسین بن علی(ع) کشته شده، گویی او را می بینم که در دهم محرم بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل سمت راست او ندا می دهد: بیعت برای خداست. با این ندا شیعیان ما از اکناف عالم- در حالیکه زمین در زیر پاهایشان در نور دیده می شود- به سوی وی می شتابند و با او بیعت می کنند. خداوند به واسطه او زمین را مالامال از عدل می سازد همانگونه که از جور و ستم پر شده باشد.»

در کتاب خصال از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمودند «قائم ما اهل بیت در روز جمعه ظهور می نماید.»

در روایت دیگر هنگام ظهور روز شنبه گفته شده است. مَهذَّب بن فَهد و دیگران از امام صادق روایت کرده اند که «روز نوروز، روزی است که قائم ما اهل بیت و والیان امر در آن روز ظهور می کنند. خداوند او را بر دجال پیروز می گرداند، وی را در کناسه کوفه به دار می کشند.»

چيزي كه بسيار تذكر داده اند تعيين نكردن زمان دقيق ظهور است؛ امام صادق عليه السلام فرمودند: « كذب الوقاتون و هلك المستعجلون و نجا المسلمون»  دروغ گفتند وقت گذاران( تعيين زمان ظهور كنندگان) و هلاك شدند عجله كنندگان و نجات يافتند تسليم شدگان( اصول كافي / كتاب الحجة باب كراهية التوقيت ح2)

نشانه هاي ظهور:

بیش از دو هزار نشانه براى فرج، ظهور و رستاخیر در كتب حدیثى نقل شده كه مى‏توان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود: فِتَن ، مَلاحم ، علائم‏ ظهور ،اشراط الساعة كه در قسمت قبل توضيح داده شد.

 در میان بیش از 2000 علائم ظهور، تعدادى از آنها علائم حتمى و بقیه علائم غیرحتمى مى‏باشند. تعداد علائم حتمى از انگشتان دست نمى‏گذرد.

شیخ صدوق با سند صحیح از امام ‏صادق‏ علیه السلام روایت كرده كه فرمود: قَبْلَ قیامِ القائمِ خَمسُ عَلاماتٍ مَحتومات: اَلَیمانىُّ و السُّفیانىُّ و الصَّیحةَ وَ قَتلُ النَّفسِ الزَّكیة وَ الخَسفُ بِالبَیداء؛پیش از قیام قائم پنج نشانه حتمى است. یمانى، سفیانى، بانگ آسمانى، قتل نفس‏زكیه و خسف سرزمین بیدا.( شیخ صدوق، كمال‏الدین، ج 2، ص 650، ب 57، ج 7.)

براي اطلاعات بيشتر كليك كنيد: تحليل اولین نشانه‌ی حتمي ظهور یعنی خروج سفیانی ، تحليل دومین نشانه‌ی حتمي ظهور یعنی خروج یمانی ، تحليل سومین نشانه‌ی حتمي ظهور یعنی بانگ آسمانی ، تحليل چهارمين نشانه‌ی حتمي ظهور امام زمان عج یعنی خسف بيدا،تحليل پنجمین نشانه‌ی حتمي ظهور امام زمان عج یعنی قتل نفس زكيه

مکان ظهور:

مفضل بن عمر از امام صادق(ع) پرسید: مهدی در کدام سرزمین ظهور می کند؟ حضرت فرمود «هنگام ظهورش هیچ کس او را نمی بیند. هر کسی جز این به شما بگوید او را دروغگو بدانید.»

سوال کرد: آقا! خانه مهدی کجاست و مومنین در کجا جمع می شوند؟ حضرت فرمود «مقر وی شهر کوفه است و محل حکومتش مسجد جامع کوفه، و بیت المال و محل تقسیم غنائمش مسجد سهله- واقع در زمین های صاف و مسطح کوفه و نجف- است.» پرسید: آیا همه اهل ایمان در کوفه خواهند بود؟ حضرت فرمود «آری، و الله در آن روز تمام مومنین یا در کوفه یا در حوالی کوفه هستند و در آن روز کربلا محل رفت و آمد فرشتگان و مومنین خواهد بود که در آن روز ارزشی متبرا دارد. چنان برکت بر آن روی می آورد که اگر مومنی از روی حقیقت در آنجا بایستد و از خداوند طلب روزی کند خداوند هزار برابر دنیا به او عطا می فرماید.»

تعیین وقت ظهور:

مفضل بن عمر از امام صادق(ع) پرسید آیا ظهور مهدی منتظَر(عج) وقت معینی دارد تا مردم بدانند کی خواهد بود؟ حضرت فرمود «حاشا که خداوند وقت ظهور او را معین کند تا شیعیان آنرا بدانند.»پرسید:چرا؟حضرت فرمود:«زیرا وقت ظهور همان ساعتی است که خداوند می فرماید: یَسئَلونَکَ عَن السَاعَةِ اَیَّانَ مُرساها (سوره اعراف/ آیه 187) اِنَّ اللهَ عِندَهُ عِلمُ السَاعَةِ» (سوره لقمان/ آیه 34)

چگونگی ظهور:

مفضل از امام صادق(ع) سوال کرد حضرت مهدی(عج) از کجا و چگونه ظاهر می شود؟ امام فرمود «ای مفضل! تنها ظاهر می شود و تنها به خانه خدا می آید و تنها وارد آن می شود و آن روز را به تنهایی به شب می رساند. چون شب تاریک شد و همه مردم به خواب رفتند؛ جبرئیل، میکائیل و صفوف ملائکه از آسمان نزد او فرود می آیند و جبرئیل به آن حضرت می گوید: ای آقای من! سخنت روا و دستوراتت جاری است. آن حضرت دست مبارکش را به صورت می کشد و می گوید: حمد خدایی را سزا است که وعده خویش را استوار و ثابت فرمود و زمین را در اختیار ما گذارد که در هر جای بهشت که بخواهیم منزل می گزینیم چقدر خوب است پاداش عمل کنندگان.

رجعت

يكي از اعتقادات شيعه است اطلاعات نسبتا كاملا را بخوانيد در رجعت؛ آيات قرآن و احاديث و روايات و ادعيه ، مفهوم، بحث، اثبات، پاسخ به سوالات و شبهات

حکومت حضرت:

ابوسعید خدری از رسول خدا(ص) نقل کرده که حضرت فرمود «در زمان مهدی (عج) نِعَم الهی بصورت روزافزون از آسمان می بارد. زمین نعم خود را بیرون می ریزد، نباتات بهترین میوه ها را می دهد و آسایش امت اسلام کاملاً در آن عصر تامین می گردد.»

طبق آيات قرآن كريم و با تفسير قرآن ناطق در عصر حكومت امام زمان عج ما شاهد اعلاي دين و فرهنگ با ظهور دين در سراسر زمين ،عالم در تصرف موحد واقعي ، اطاعت خدا در آسمان و زمين ، فراگيري توحيد ،استوار شدن دين ، اتمام ولايت ، حكومت الله ،اوج معرفت مردم و حيات واقعي زمين خواهيم بود همچني امنيت و آرامش با تسلط حضرت مهدي(ع) بر زمين ، حاكميت عدل ، ثبوت حق و نابودي باطل ،از بين رفتن كفر و شرك وامنيت فراگير حكمفرما خواهد شد و همچنين شكوفايي اقتصاد را با رفاه اقتصادي و معيشتي مردم ، عمران و آباداني زمين و اعمال عدالت اقتصادي شاهد خواهيم بود( ر. ك. آيات قرآن پيرامون حكومت حضرت مهدي(ع)؛ اعتلاي دين و فرهنگ،امنيت و آرامش ، شكوفايي اقتصادي و راستش را به ما نگفتند)

اكنون تلاش داريم به قسمت دوم اشاره اي هرچند كوتاه داشته باشيم:

كمترين حد معرفت به مقام امامت:

صادق آل محمد عليه السلام مي فرمايند:

كمترين حد معرفت به امام آن است كه [بدانى] امام مساوى با پيامبر، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، است مگر در درجه نبوت. امام، وارث پيامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و بايد در هر امرى تسليم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد...( البحرانى، السيدهاشم الحسينى، البرهان فى تفسير القرآن، ج2، ص34، ح3.)

درين بين صفاتي بين تمامي امامان معصوم مشترك است كه با مراجعه به مقالات پيشين مطالبي را در مورد آن مي توانيد مشاهده نماييد:

 
انشاء الله در قسمت هاي بعد به ويژگي هاي خاص امام زمان عج خواهيم پرداخت

 اختصاصي براي امام زمان عج

 تعدادی از احادیث امام زمان علیه السلام

 

شیخ ساده لوح را بهتر بشناسیم

شیخ ساده لوح در کنار قطب دراویش گنابادی که چندی پیش فتوای ازدواج با زن متاهل در صورت رضایت شوهر را صادر کردند

 

 

البته این حرکت ها از این قوم عجیب نیست و یادمان نمی رود روزی که خاتمی برای جمع کردن آرای اهل سنت به نفع خودش در نماز جمعه سیستان و بلوچستان فریاد زد منظور ما از مولا دوست است و نه رهبر و جانشین پیامبر

 

لعن و نفرین حضرت فاطمه زهرا بر این منافقین کور دل


..قصه تصویری خاتمی وانتخابات دهم...



یکی بود یکی نبود

زیر گنبد کبود

توی یه سرزمین خوب

 مردی با عبای شکلاتی و ریشهای آنکادر شده زندگی می کرد.

 او پدر معنوی مرحوم دوم خردادیان بود.



چند سالی از پایان صدارت او می گذشت.

دوره نطق های آتشین و تحصن و توهم توطئه و این طور حرفها

 دوره سوت و کف های با حال و شعار های داغ و مذاکرات دو ساله با غریبه ها.




یک روزی از روزهای خوب و آفتابی خدا

او از محلی عبور می کرد.

خاتمی - كاشان حامی  kashanhami



یکی صدایش کرد

با تعجب نگاهی بهش کرد و

گفت: چه کار داری ؟

گفت: حاجی نمی آیی وسط میدان ؟ 

بعضی ها خیلی دوستت دارند

می خواهند دوباره به تو دست یاری دهند.



گفت: جدی میگی ؟ ، شوخی میکنی !

گفت: نه جون شما! شوخی ام کجا بود ؟

(پیشنهاد عالیی بود ، خیلی خوشش اومد

ذوق كرد . قند توی دلش آب شد.)



البته که می آیم !

کی بهتر از من ؟

من تصمیم خودم را گرفته ام .



خوش تیپ نیستم که هستم.

دکترای افتخاری هم که دارم.

سخنرانی هم خوب بلدم.

یه خورده تجربه ناموفق هم از قبل دارم.

دیگه چی کم دارم ؟!

فقط چند تا شعار جدید نیاز دارم که اون را هم پیدا می کنیم.

 (چشمهایش را بست و

کمربندش را محکم کرد.)



یاد دوران قبل افتاد.

، دانستن حق مردم بود ! زنده باد مخالف من ! چه شعارهای قشنگی ،

 یادم باشه یك بار دیگه معنی اینها را از حجاریان بپرسم. 

 یادش بخیر! دوستان چند سالی کشور را بد جوری به هم ریخته بودند. داشت گندش در می اومد .



این دفعه سعی میکنم اهداف را دقیق تر نشانه بگیرم.



(بعد دوباره به فکر فرو رفت.)

و باز یاد اون دوران افتاد.

خاتمی - كاشان حامی  kashanhami



عجب دوران خوبی بود !

خاتمی - كاشان حامی  kashanhami



عجب صفایی داشت !

خاتمی - كاشان حامی  kashanhami


 

گفت: حالا که اینطوره ، من حتما می آیم .

 محکم بنشینید که من هم می آیم .

پیش خودش گفت: قبل از هر اقدامی اول باید کمی ناز و عشوه کنم .

بله ! ابتدا چند تا شرط تاریخ مصرف گذشته پیدا می کنم .

بعد هر جا كه رفتم یك گیری به دولت می دهم.

بعدش هم شعارهای خوب و خوشگلم را بلند ، بلند اعلام می كنم تا جا بیافته:

 من می آیم. من با "اقتصاد به توان سه" 

نه! با توجه به بحران اقتصاد جهانی حالا دیگه با " اقتصاد به توان چهار" ، می آیم. 

شعار من  " همه جا همه چیز اقتصاد " 

 البته دموکراسی و شهید آبراهام لینکولن هم به جای خودش همچنان باقیه ! به کوری چشم بعضی ها ! 


 

 "می سازمت وطن! با کمک شرکت پیمانکاری چند ملیتی برادران مشارکتی و کارگزاران  "

خاتمی - كاشان حامی  kashanhami



 

ادامه طرح نیمه تمام  " آزادی "  را تا آخرین نفس طی چند مرحله پیگیری خواهم کرد:

سال اول : جوراب بی جوراب ، اندازه مانتو ها کوتاه تر تا چهار وجب بالاتر از زانو

سال دوم : چاک مانتوها تا بالاتر از وسط کمر ، به جای روسری نواری به پهنای ۱۰ سانت

سال سوم: مانتو با دکمه باز ، لبه شلوار ها تا یک وجب بالاتر از زانو و روسری ها  یک نوار با پهنای پنج سانتی متر

سال چهارم: بدون روسری با لباس خواب که آخر آزادیه

-  خب بسه دیگه ، برای امروز خیلی شعار از خودم تولید کردم . خسته شدم . به نفس نفس زدن افتادم . انرژی ام تمام شد .

 سرم داره گیج میره .  یكی منو بگیره !


  • ارسال نظر (1)

برترى دولت احمدى نژاد بر دولت خاتمی در مدیریت حساب ذخیره ارزى






براساس بررسى گزارشهاى رسمى و مستند بدست آمد:

 

برترى دولت احمدى نژاد بر دولت خاتمی در مدیریت حساب ذخیره ارزى بر اساس اهداف تاسیس آن

 

عملکرد دولت نهم درهمه 4 شاخص درصد واریزی به حساب ذخیره ارزی از کل درآمد نفت، درصد کل برداشت از مجموع منابع حساب، سهم دولت از برداشتهای حساب و سهم بخش خصوصی از حساب ذخیره ارزی برتر از دولت خاتمی بوده است.

 

بررسی تطبیقی عملکرد حساب ذخیره ارزی بر اساس گزارشهای رسمی از سال 79 تا 87 نشان می دهد که بر خلاف تبلیغات و جو سازیهای پر سر و صدای برخی محافل حزبی و جناحی، دولت نهم در اداره و هدایت حساب ذخیره ارزی در مقایسه با دولت قبلی در تطبیق با شاخصهای اصلی مورد نظر در تاسیس حساب ذخیره ارزی، عملکرد بهتری داشته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، خبرگزاری فارس در گزارشی مستند به بررسی عملکرد دولت خاتمى و احمدى نژاد درخصوص حساب ذخیره ارزى پرداخته که در این گزارش  عملکرد دو دولت در 4 شاخص درصد واریزی به حساب ذخیره ارزی از کل درآمد نفت، درصد کل برداشت از مجموع منابع حساب، سهم دولت از برداشتهای حساب و سهم بخش خصوصی از حساب ذخیره ارزی مورد بررسی قرار گرفته است.

‌بررسی کلی عملکرد دولت خاتمی در سالهای 79 تا 83 و دولت احمدی نژاد در سالهای 84 تا 86 نشان می دهد، دولت خاتمی طی 130 میلیارد و 255 میلیون دلار درآمد نفتی داشته است و 30 میلیارد و 303 میلیون دلار آن را به عنوان مازاد درآمد نفت به حساب ذخیره ارزی واریز کرده است که 2/23 درصد کل درآمد نفتی طی این سالها را شامل می شود. دولت احمدی نژاد نیز طی سه سال مورد بررسی 197 میلیارد و 595 میلیون دلار درآمد نفتی داشته و 73 میلیارد و 61 میلیون دلار آن را به حساب ذخیره ارزی واریز نموده که 9/36 درصد کل درآمد نفتی طی این سالها را شامل می شود. بنابراین در شاخص اول یعنی درصد مازاد درآمد نفتی واریز شده به حساب ذخیره ارزی عملکرد دولت احمدی نژاد بهتر از دولت خاتمی ارزیابی می شود.

از مجموع 30 میلیارد و 303 میلیون دلار که در دولت خاتمی به حساب ذخیره ارزی واریز شده است، 20 میلیارد و 600 میلیون دلار یعنی بیش از 68 درصد آن برداشت شده است که سه میلیارد و 547 میلیون دلار یعنی 3/17 درصد سهم بخش خصوصی و 17 میلیارد و 53 میلیون دلار یعنی 7/82 درصد سهم مصارف دولتی بوده است.

همچنین از مجموع 82 میلیارد و 838 میلیون دلار منابع واریزی به حساب ذخیره ارزی در دولت احمدی نژاد ، 63 میلیارد و 211 میلیون دلار یعنی بیش از 5/76 درصد آن برداشت شده است که 12 میلیارد و 844 میلیون دلار یعنی 3/20 درصد سهم بخش خصوصی و 50 میلیارد و 367 میلیون دلار یعنی 6/79 درصد سهم مصارف دولتی بوده است.

بنابراین طی این سالها عملکرد دولت خاتمی در شاخص دوم یعنی درصد برداشت از منابع حساب ذخیره ارزی جمعا" به میزان 5/8 درصد بهتر از دولت احمدی نژاد بوده است ولی در شاخص سوم که سهم بخش خصوصی از منابع این حساب است، دولت احمدی نژاد با سهم 3/20 درصدی عملکرد بهتری نسبت به دولت خاتمی با سهم 3/17 درصدی داشته است.

در شاخص چهارم نیز یعنی درصد برداشت دولتی از حساب ذخیره ارزی دولت احمدی نژاد با سهم 6/79 درصدی عملکرد بهتری نسبت به دولت خاتمی با سهم 7/82 درصدی داشته است.

نکته قابل توجه اینکه کمتر بودن سهم دولت و بیشتر بودن سهم بخش خصوصی از حساب ذخیره ارزی به عنوان یک شاخص مثبت ارزیابی می شود.

جزئیات دخل و خرج حساب ذخیره ارزی طی سالهای 79 تا 86

در نخستین سال تشکیل حساب ذخیره ارزی یعنی سال 1379 که 24 میلیارد و 280 میلیون دلار درآمد نفتی داشته ایم، مبلغ 5 میلیارد و 7/943 میلیون دلار به حساب ذخیره ارزی وارد شد اما در این سال برداشتی از حساب ذخیره صورت نگرفت و مانده پایان دوره نیز همان ارقام واریز شده به صندوق بود.

در سال 1380 مانده اول دوره 5 میلیارد و 7/942 میلیون دلار بود و با 19 میلیارد و 339 میلیون دلار درآمد نفتی 2 میلیارد و 2/168 میلیون دلار نیز طی این سال به حساب ذخیره ارزی واریز شد.

در این سال 814 میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت شد که 121 میلیون دلار بابت اعطای تسهیلات به بخش خصوصی و 7/655 میلیون دلار بابت مصارف دولتی بوده است.مانده پایان دوره حساب ذخیره در پایان سال 80 بالغ بر 7میلیارد و 8/297 میلیون دلار بوده است.

بر اساس آمارهای ارائه شده از سوی بانک مرکزی، مانده اول دوره حساب ذخیره ارزی در سال هشتادو یک 7میلیارد و 8/297 میلیون دلار بود و طی این سال با 22 میلیارد و 966 میلیون دلار درآمد نفت 5 میلیارد و 8/911 میلیون دلار دیگر به حساب وارد شد، طی این سال 5 میلیارد و 6/128 میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت شد که 4/488 میلیون دلار بابت اعطای تسهیلات به بخش خصوصی و 4میلیارد و 8/530 میلیون دلار بابت مصارف دولتی بوده است. مانده حساب ذخیره ارزی در پایان سال 81 به 8 میلیارد و 82 میلیون دلار بالغ شد.

مانده حساب ذخیره ارزی در ابتدای دوره سال 82 که 27 میلیارد و 355 میلیون دلار درآمد نفت داشتیم، به رقمی بالغ بر 8 میلیارد و 82 میلیون دلار رسید که با احتساب ورود 5 میلیارد و 8/797 میلیون دلار در این سال منابع حساب ذخیره ارزی به 13 میلیارد و 880 میلیون دلار بالغ شد.

طی این سال 5 میلیارد و 5/436 میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت شد که یک میلیارد و 9/91 میلیون دلار آن برای اعطای تسهیلات به بخش خصوصی 4هزار و 9/360 میلیون دلار بابت مصارف دولتی بوده است. مانده حساب ذخیره ارزی در پایان سال 82 به 8میلیارد و 3/443 میلیون دلار رسید.

مانده اول دوره حساب ذخیره ارزی در ابتدای سال 83 بیش از 8میلیارد و 3/443 میلیون دلار بود که طی دوره نیز 10میلیارد و 484 میلیون دلار به آن افزوده شد. در عین حال ما در این سال 36 میلیارد و 315 میلیون دلار درآمد نفت داشته ایم.

در این سال 9میلیارد و 6/427 میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت شد که یک میلیارد و 4/847 میلیون دلار بابت اعطای تسهیلات به بخش خصوصی و 7میلیارد و 1/508 میلیون دلار بابت مصارف بخش دولتی صرف شد. مانده حساب ذخیره ارزی در پایان سال 83 به 9میلیارد و 9/477 میلیون دلار رسید.

 رقم 9میلیارد و 9/477 میلیون دلار مانده نقد اول دوره سال 84 بود که 3 میلیارد و 582 میلیون دلار نیز مطالبات حساب در ابتدای سال 84 بوده است و طی این سال که 53 میلیارد و 820 میلیون دلار درآمد نفت داشته ایم، 13 میلیارد و 204 میلیون دلار به حساب ذخیره ارزی وارد شد.

11 میلیارد و 995 میلیون دلار در سال 84 از حساب ذخیره ارزی برداشت شد که 2 میلیارد و 313 میلیون دلار سهم اعطای تسهیلات به بخش خصوصی و 9 میلیارد و 682 میلیون دلار برای مصارف دولتی بود. مانده موجودی نقد حساب ذخیره ارزی در پایان سال 84 به 10 میلیارد و 686 میلیون دلار و مطالبات حساب نیز به 5 میلیارد و 739 میلیون دلار رسید.

 در سال 85 که 62 میلیارد و 11 میلیون دلار درآمد نفت داشته ایم، 21 میلیارد و 831 میلیون دلار از مازاد درآمد نفت به حساب ذخیره ارزی واریز شد و 23 میلیارد و 273 میلیون دلار برداشت گردید که 17 میلیارد و 761 میلیون دلار سهم دولت و 5 میلیارد و 512 میلیون دلار نیز سهم بخش خصوصی بوده است. مانده موجودی نقد حساب ذخیره ارزی در پایان سال 85 به 9 میلیارد و 555 میلیون دلار و مطالبات حساب نیز به 11 میلیارد دلار رسید.

 سرانجام در سال 86 که 81 میلیارد و 764 میلیون دلار درآمد نفت داشته ایم، 38 میلیارد و 26 میلیون دلار از مازاد درآمد نفت به حساب ذخیره ارزی واریز شد و 27 میلیارد و 943 میلیون دلار برداشت گردید که 22 میلیارد و 924 میلیون دلار سهم دولت و 5 میلیارد و 19 میلیون دلار نیز سهم بخش خصوصی بوده است. مانده موجودی نقد حساب ذخیره ارزی در پایان سال 86 به 23 میلیارد و 175 میلیون دلار رسید که کمتر از 4 میلیارد دلار از بدهی بخص خصوصی به حساب ذخیره ارزی نیز در این سال به حساب برگشته است.

منبع : سایت سخنگو

اسرائیل:ایران در سایه رهبر خود شکست ناپذیر است


پایگاه اطلاع رسانی المحیط روز یکشنبه نوشت: "گیورا ایلاند" رئیس سابق شورای امنیت ملی رژیم صهیونیستی و ژنرال بازنشسته این رژیم گفت: ایران در سایه رهبر خود شکست ناپذیر شده است.

به گزارش ایرنا، المحیط نوشت: ایلاند در کنفرانس مرکز مطالعات امنیت ملی دانشگاه تل آویو تاکید کرد "اسرائیل هرگز نمی تواند با عملیات نظامی بر ایران پیروز شود و فقط می تواند در برنامه هسته ای ایران کارشکنی کند.اسرائیل توان حمله نظامی و پیروزی بر ایران و یا ویران کردن مراکز هسته ای این کشور را ندارد ولی کاری که می تواند به آن دست یابد، رسیدن به مرحله ای است که در فعالیتهای هسته ای ایران کارشکنی کند."

این پایگاه در ادامه افزود: ایلاند با طرح این سوال که آیا اسرائیل با درخواست یک میلیون دلار می تواند در برنامه های هسته ای ایران کارشکنی کند و آیا این مدت برای جلوگیری از خطر هسته ای ایران کافی است، ادامه داد "اسرائیل نمی تواند از طریق نیروی هوایی و جنگنده هایی که امروز در اختیار دارد، به ایران حمله نظامی کند تا این کشور پرچم سفید برافرازد و اعلان شکست کند و بگوید که تصمیم گرفته برنامه های هسته ای اش را متوقف کند".

وی شکست دادن رهبری ایران در این مقابله را رد و تاکید کرد: ایران در سایه رهبر خود شکست ناپذیر شده است و با وجود مجازاتهای اقتصادی و سیاسی اعمال شده علیه این کشور ، همچنان به فعالیتهای هسته ای خود ادامه خواهد داد.

ایلاند افزود: همانطور که ما قبل از عملیات نظامی علیه حماس در غزه با ایالات متحده هماهنگی کردیم، پس طبیعی است که برای چنین عملیات بزرگ و پیچیده ای مثل حمله به تاسیسات هسته ای ایران نیز با آنان هماهنگی کنیم، بخصوص که این نوع عملیات نتایج طولانی مدتی در صحنه بین المللی خواهد داشت.

ژنرال بازنشسته اسرائیلی در باره خطر بزرگ شکست در عملیات نظامی اسرائیل علیه ایران گفت: اسرائیل در سه مرحله برای این شکست بها خواهد پرداخت. اول آنکه پیروزی محقق نخواهد شد، دوم آنکه این مساله موجب می شود جهان به نیروی دفاعی اسرائیل نظر منفی پیدا کند و دست آخر اینکه جهان هم آن را متهم می کند که رژیمی متجاوز است.

وی تاکید کرد: ایران امروز عراق سال 1981 و سوریه سال 2007 نیست و چنانچه به ایران حمله شود، تنها از ایران به آن پاسخ داده نخواهد شد بلکه پاسخ به این حمله به منطقه کشیده می شود و به علاوه این خطر وجود دارد که ایران اهداف آمریکا را در خاور میانه هدف قرار دهد.

ایلاند گفت: فرصت برای حمله نظامی به ایران قبل از تابستان امسال به وجود نخواهد آمد و تا تابستان 2011 هم از دست خواهد رفت و این کوتاهی زمان بر تصمیمهای کابینه جدید این رژیم اثر خواهد گذاشت.

این مقام سابق امنیتی رژیم صهونیستی در پایان گفت: اسرائیل نمی تواند تا زمانی که تلاشهای دیپلماتیک غرب برای توقف برنامه های هسته ای ایران صورت می گیرد، علیه این کشور عملیات نظامی انجام دهد، همانطور که نمی تواند بدون هماهنگی استراتژریک و عملیاتی با ایالات متحده به ایران حمله کند.

یوسف عصر ما و شهر ما


نمی‌دانم اگر شرایطی كه برای یوسف پیغمبر ایجاد شد برای من یا یكی دیگر از جوانان امروز رخ بدهد آیا دامن ما نیز پاك می‌ماند؟

راستی كدام مرد می‌تواند در چنین امتحانی سربلند بیرون بیاید؟ اگر یوسف پیغمبر و پیغمبر زاده نبود باز هم توان چنین كاری را داشت كه برای امثال ماها حجت باشد؟ و اصولاً آیا نمونه های غیر معصوم هست كه حجت بچه های امروز باشد؟

من در شمال تهران با جوان 17 ساله‌ای به نام امین آشنا شدم و حكایتی از او را در قالب دو نامه‌ای كه وی به مجله زن روز سال ۶۵ نوشته بود به نقل از نشریه فكه شماره 19 سال 1379 آورده‌ام كه بی هیچ مقدمه‌ای دیگر شما را دعوت به خواندن آن می‌كنم.

عكس نمادی است 

بنام خداوند بخشنده مهربان

خدمت خواهران عزیز و گرامیم در مجله مفید و پربار زن روز

سلام من را از این فاصله دور پذیرا باشبد. آرزو می كنم كه در تمام مراحل زندگیتان مومن و مؤید و سلامت باشید. قبل از همه چیز لازم است از زحمات شما بخاطر فراهم آوردن این مجله مفید و سودمند تشكر و قدردانی كنم و باور كنید بدون تعارف و تمجیدهای دروغین مجله زن روز بهترین مجله خانوادگی در سطح كشور و بهترین نشریه از بین نشریات مؤسسه كیهان است.

اما دلیل اینكه امروز در این هوای بارانی این برادر كوچكتان تصمیم گرفت با شما درد دل كند مشكل بزرگی است كه سر راهش قرار گرفته است. جریان را برایتان بازگو می كنم.

من پسری 17 ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی میكنم اما چه ثروتی كه می خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هردو پزشك هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می كنند و تازه وقتی هم به خانه می‌آیند از بس خسته و كوفته هستند كه زود می روند و می خوابند. اصلا در طول روز یكبار از خود سوال نمیكنند كه پسرمان (یعنی من) كجاست؟ حالا چه كار می كند؟ با چه كسی رفت و آمد می كند؟

اما خوشبختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم كه از این موقعیتها سوء استفاده كنم و خودم را به منجلاب فساد بكشانم. البته این مشكل اصلی من نیست چون من دیگر به این بی‌توجهی‌ها عادت كرده‌ام و اینكه آنها اصلاً به من كار ندارند كه كجا می‌روم و چه می‌پوشم و با كی می‌گردم تعجب نمی‌كنم بلكه مشكل اصلی من از یك سال پیش شروع شد.

پدر و مادر به دلیل اینكه من تنها بچه خانواده هستم و ضمناً وضع مادیشان هم خوب است، دختر خاله‌ام را كه در خانواده‌ای متوسط زندگی می‌كند به فرزندی كه چه عرض كنم، به سرپرستی قبول كردند. (البته لازم به تذكر است كه دختر خاله‌ام هم همسن خود من است.)

یوسف عصر ما و شهر ما

 از آن تاریخ به بعد مشكل من شروع شد و خانه آرام و ساكت ما كه در طول روز كسی جز من در آنجا زندگی نمی‌كرد، تبدیل به زندگی پسری شد كه سعی در دور كردن هوای نفس دارد با دختری به مراتب از شیطان هم پست‌تر و گنهكارتر و حرفه‌ای‌تر است. تنها، كارهای دختر خاله‌ام را در یك جمله خلاصه می‌كنم!

«درخواست از من برای انجام بزرگترین گناه كبیره»

می‌دانم شما منظور من را فهمیده‌اید و لازم به توضیحات اضافی نیست. همانطور كه گفتم پدر و مادرم 17 ساعت از روز را در بیرون از منزل به سر می‌برند. یعنی از 6 صبح تا 11 شب. من هم از 7 صبح تا بعد از ظهر مشغول تحصیل هستم. یعنی حدود 10 ساعت از روز را با دختر خاله‌ام در خانه تنها هستم. و همانطور كه گفتم دختر خاله‌ام یك لحظه من را تنها نمی‌گذارد، دائماً در سرم فكر گناه را می‌اندازد. بارها در طول روز از من درخواست گناه می‌كند. البته من پسری نیستم كه تسلیم حرف‌های او شوم، همیشه سعی می‌كنم از او خودم را دور كنم و لی او مانند شیطانی است كه سر راله هر انسانی ظاهر شود او را درون قعر جهنم پرتاب می‌كند و برای همین است كه من از او احتراز می‌كنم ولی او دست از سر من بر نمی‌دارد.

تو را به خدا كمكم كنید. چطور جواب این حرف‌های چرب و نرم او را بدهم؟ من بعضی وقت‌ها فكر می‌كنم كه او شیطانی است كه از آسمان به زمین آمده تا تمام عبادات چندین ساله من را دود و نابود كند و سپس دوباره به آسمان بر گردد.

خواهران عزیزم كمكم كنید. من چطور می‌توانم او را سر راه بیاورم؟ هر چه به او می‌گویم دست از سرم بردارد، گوشش بدهكار نیست. هر چه به او میگویم، شخصیت زن این نیست كه تو داری انجام می‌دهی، اصلاً گوش نمی‌كند و می‌ترسم آخر عاقبت كاری دست من بدهد.

دوست ندارم كه تسلیم او بشوم. باور كنید حتی بعضی وقت‌ها من را تهدید می‌كند. فكر می‌كنم همه این بدبختی‌ها به خاطر این است كه من یك مقدار زیبا هستم. فكر می‌كنم اگر این موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم حتماً این مشكل سرم نمی‌آمد. روزی هزار بار از خداوند درخواست می‌كنم كه این زیبایی را از من بگیرد.

دوست داشتم در خانواده‌ای فقیر زندگی می‌كردم و زشت‌ترین روی زمین بودم. ولی گیر این دختر خاله شیطان صفت نمی‌افتادم كه نمی‌گذارد من قبل از ازدواج پاك بمانم. البته تا حالا كه من تسلیم خواهش‌های او نشدم ولی می‌ترسم كه بالاخره من را وادار به تسلیم كند. چطور او را ارشاد كنم تا دست از هوای نفس خود بردارد و من را اینهمه آزار ندهد. چطور می‌توانم طرز فكر و رفتار و عقیده‌اش را تغییر دهم. ضمناً فكر نمی‌كنم كه در میان گذاشتن این مسئله با پدر و مادرم فایده‌ای داشته باشد چون آنها نه وقت و نه حوصله فكر كردن به این مسائل را دارند. تازه اگر هم داشته باشند هیچ عكس العملی هم نشان نمی‌دهند چون رفتار آنها در بیرون از خانه هم دست كمی از رفتار دختر خاله‌ام در خانه ندارد.

امیدوارم هر چه زودتر من را كمك كنید. خواهران گرامی جواب نامه‌ا را به این آدرس به صورت كتبی بدهید كه قبلاً تشكر و سپاسگزاری می‌كنم.

با تشكر مجدد برادرتان امین

65/7/20

03:30 بعد از ظهر

 

بسمه تعالی

مجله زن روز تاریخ: ۱۴/۱۰/۶۵

برادر گرامی سلام علیكم

حتماً موضوع را با خانواده خود در میان بگذارید، زیرا آگاهی خانواده تان می‌تواند برای شما مؤثر باشد.

موفق باشید.

 

payam.jpg

 

مجله محترم زن روز سلام

برادر امین .............. ۵/۱۰/۶۵ در عملیات كربلای 4 به شهادت رسیده است. نامه شهید ارسال می‌شود.

۶۵/۱۰/۱۶

 

بسم رب الشهداء و الصدیقین  تاریخ۱/۱۰/۶۵

خدمت خواهران عزیز و گرامی در مجله زن روز:

سلام، سلامی به گرمای آفتاب خوزستان و به لطافت نسیم بهاری از این راه دور برای شما می‌فرستم. مدتهاست كه منتظر نامه شما هستم ولی تا حالا كه عازم دانشگاه اصلی هستم جوابی از شما دریافت نكرده‌ام. البته مطمئن هستم كه شما نامه‌ام را جواب خواهید داد و لی وقتی شما جواب بدهید، من امیدوارم كه دیگر در این دنیای فانی نباشم.

حدود یك هفته بعد از اینكه برای شما نامه‌ای نوشتم و گفتم خواهر خوانده‌ام من را ترغیب به گناه كبیره زنا می‌كند، شبی در خواب دیدم كه مردی با كت و شلوار سبز در خیابان من را دیده است و به من گفت: امیر، برو به دانشگاه اصلی، وقت را تلف نكن. من تعبیر این خواب را از روحانی مسجدمان سؤال كردم و ایشان گفتند كه دانشگاه اصلی یعنی جبهه. من از این كه خدا دست نیاز من را گرفته بود. و راهی به روی من گشوده بود خوشحال شدم و اكنون عازم جبهه نور علیه تاریكی هستم. البته این نامه را به كادر دبیرستان می‌دهم تا اگر خوشبختانه من شهید شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد، این را برایتن پست كن تا از خبر شهادت من آگاه شوید.

البته من نمی‌دانم حالا كه نامه من را مطالعه می‌كنید، اصلاً یادتان هست كه در نامه قلی چه نوشته‌ام یا اینكه كثرت نامه‌ها رسیده به شما موضوع نامه من را در خاطر شما پاك كرده است. به هر شكل همانطور كه در نامه قبلی هم نوشته بودم پدر و مادر من آدم‌های درستی نیستند و رفتار و گفتار و كردارشان غربیست و خواهر خوانده‌ام هم كه این موضوع را بعد از آمدم به منزل ما دید فكر كرد من هم زود تسلیم می‌شوم ولی او كور خوانده است. من مدت‌ها با شیطان مبارزه كرده‌ام و خودم را از آلودگی حفظ كرده‌ام. ولی فكر می‌كنید من تا كی می‌توانستم در مقابل این شیطان دختر نما مقاومت كنم و برای همین و با توجه به خوابی كه دیده بودم تصمیم گرفتم كه خودم را به صف عاشقان حقیقی خدا پیوند بزنم و از این دام شیطان كه در جلوی پایم قرار دارد، خلاصی پیدا كنم.

من می‌روم اما بگذار این دختره فاسد بماند. من فقط خوشحالم كه حالا كه عازم جبهه هستم، هیچ گناه كبیره‌ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می‌كنم.

من می‌روم ولی بگذارید پدر و مادرم كه هر دو دكتر هستند و ادعای تمدن می‌كنند بمانند و به افكار غرب زده خود ادامه دهند امیدوارم كه به زودی از خواب غفلت بیدار شوند.

من تا حالا به جبهه نرفته‌ام و نمی‌دانم حال و هوای آنجا چگونه است ولی امیدوارم كه خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرور انگیز و مسخ كننده شهادت هم به ما بنوشاند. این تنها آرزوی من است.

پدر و مادرم هیچ وقت برای من پدر و مادرهای درست و سالمی نبوده‌اند. همیشه بیرون از خانه بودند و از صبح زود تا نیمه‌های شب در حال كار در بیمارستان و یا مطب خصوصی و یا در مجلس‌های فساد انگیز بودند كه من از رفتن به آنها همیشه تنفر داشتم، هیچ وقت من محبت و معنی پدر و مادر را احساس نكردم. چون اصلاً آنها را درست و حسابی ندیده‌ام. بعد هم كه این دختر را پیش ما آوردند كه زندگی آرام و بدون دغدغه من را تبدیل به طوفان مبارزه با گناه كرد. با این همه همانطور كه گفتم خوشحالم كه به گناهی كه خواهر خوانده‌ام من را به آن تشویق می‌كرد، آلوده نشدم.

ضمناً از طرف من خواهش می‌كنم كه به روان شناس مجله بگویید كه در نوشته‌هایتان حتماً این موضوع را به پدر و مادرها تذكر دهند كه پدر و مادری فقط این نیست كه بچه را درست كنید و آن وقت به امید خدا آن را رها كنید، بلكه به آنها بگویید پدر و مادری یعنی محبت و توجه به فرزند.

امیدوارم من آخرین پسری باشم كه از این اتفاقات برایم می‌افتد. البته من نمی‌دانم كه این موضوع را خانم روانشناس باید بگوید یا كس دیگری. به هر صورت خودتان ای پیام من را به هر كسی كه مناسب می‌دانید، برسانید تا او در مجله چاپ كند.

قلبم با شنیدن كلمه شهادت تندتر می‌زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این كمال در وجودم شعله می‌كشد.

همانطور كه گفتم اگر خداوند ما را پذیرفت و شهید شدیم كه این نامه توسط مدیر دبیرستان برایتان می‌فرستند و اگر خدا ما را لایق و شایسته رسیدن به این مقام رفیع ندید و برگشتیم، من اگر نامه‌ای از شما دریافت كرده بودم حتماً جوابش را می‌دهم. البته امیدوارم بر نگردم چون آن و قت همان آش و همان كاسه است. بیشتر از این وقت شما را نمی‌گیرم. برای من حتماً دعا كنید. سلامتی و موفقیت همه شما خواهران گرامی را از خداوند متعال خواستارم و در پایان آرزو می‌كنم كه همه انسان‌های خفته مخصوصاً پدر و مادر و خواهر خوانده‌ام از خواب غفلت بیدار شوند و رو به سوی اسلام بیاورند. عرض دیگری نیست. خداحافظ و التماس دعا.

والسلام علی عباد الله الصالحین

برادرتان امین ۱/۱۰/۶۵

 

http://mniroo.blogfa.com/

از ظهور تا قیامت -خیلی قشنگه .

سرآغاز ظهور را بايد تاريخ 23 ماه رمضان پيش از ظهور(عاشورا) بدانيم. در صبحگاهان اين روز جبرييل امين و ملک مقرب خداوند ندا در مي‌دهد:«صبح نزديک شد. بدانيد حق با مهدي (و در برخي روايات آل علي(ع)) و شيعيان اوست. اين ندا را همگان به زبان خويش مي‌شوند و با شنيدن اين صدا خواب‌ها بيدار، نشسته‌ها ايستاده مي‌شوند

  • مقدمه
ظهور امام عصر(ع) واقعه‌اي شريف است که از زمان حضرت آدم(ع)1 بسياري چشم انتظار وقوع آن بوده‌اند و در رأس آنان مي‌توان از انبيا و رسولان الهي و پيروان ايشان ياد کرد. در منابع مختلف و کتاب‌هاي مقدس اديان آسماني و غير آسماني متعددي مي‌توان در اين رابطه مطالبي يافت.2 در اين ميان، مطالبي که در منابع اسلامي آمده به مراتب بيش از ديگر متون است. با اين حال با مطالعه مطالب و رواياتي که درباره ظهور در متون اسلامي آمده چند نکته مهم و اساسي جلب توجه مي‌نمايد:

1. به رغم اهميت و جذابيت ظهور و دوران پس از آن، جز تصويري اجمالي و کلي از آن دوره ارائه نشده است. آثار مانند «عصر زندگي» نوشته محمد حکيمي، چشم اندازي به حکومت جهاني حضرت مهدي(ع) نوشته نجم الدين طبسي و دولت کريمه امام زمان(ع) نوشته مرتضي مجتهدي سيستاني آثار شاخصي هستند که به تبيين اين دوره پرداخته‌اند. هرچند محققان و مؤلفان اين آثار تلاش در خور تقديري براي به تصوير کشيدن اين عصر داشته‌اند، امّا هر خواننده‌اي با مطالعه اين آثار ارزشمند به خوبي و در نهايت وضوح، اجمالي بودن روايات توصيف کننده اين دوران را درمي يابد. اين اجمال را بايد ناشي از ضعف درک و ناتواني ساکنان دوره‌هاي پيش از ظهور به خصوص مقطع صدور احاديث و مخاطبان اهل بيت(ع) در فهم و تصور اجزاي آن دوره بدانيم؛ براي نمونه و فهم بهتر مي‌توان حالتي را تصور کرد که شما قصد داريد براي کسي که پانصد سال قبل مي‌زيسته از اينترنت و موشک و تلفن همراه صحبت کنيد. در چنين شرايطي شما هيچ چاره‌اي جز بيان اجمالي نداريد؛ زيرا اجزاي توصيف شما هر قدر بيشتر شود بر سردرگمي او نيز افزوده مي‌گردد. حال شرايطي را تصور کنيد که معصومان(ع) حدود دوازده قرن قبل بنا داشته‌اند از دوره‌اي صحبت به ميان آورند که در آن عقول کامل مي‌شود،3 علوم رشدي در حد سيزده و نيم برابر پيدا مي‌كنند،4 پايين ترين سطح سواد عمومي جامعه به حد اجتهاد مي‌رسد5 و... طبيعي است که جز بيان اجمالي چاره‌اي نيست و ما هرگز نمي‌توانيم تصور کنيم اگر کم سوادترين فرد يک جامعه مجتهد باشد، باسوادترين و عالمترين شخص چه سوادي خواهد داشت. به اين موارد بايد حضور ملائک و جنيان را در مناسبات روزمره اجتماع افزود.6

2. منابع، گزارش‌ها و رواياتي که در آنها به ويژگي‌هاي جهان پس از ظهور اشاره شده است، از حيث اعتبار و صحت اسناد، متنوعند. برخي از آنها را مي‌توان مسلم و صحيح دانست و در عين حال درباره برخي نمي‌توان با قاطعيت اظهار نظر كرد. گاه رواياتي ديده مي‌شوند که از حيث سند يا محتوا به نظر ضعيف و داراي مشکل مي‌آيند، امّا با گذر ايام صحت آنها اثبات مي‌شود؛ لذا همه اين روايات را نمي‌توان با يک چشم نگريست و در حال حاضر اظهار نطر قطعي نمود. نگاه ما در اين نوشتار نيز از حيث ترتيب مطالب، صحت و اسناد و ... اظهار نظر قطعي نيست و صرفاً بر اساس آنچه به دست ما رسيده حوادث و جريانات پس از ظهور را دنبال نموده‌ايم.

3. درباره برخي از اين روايت‌ها نيز بايد گفت، اصل ماجرا و اصل آنها متواتر و صحيح است امّا درباره جزئيات آن نمي‌توان با چنين جزمي سخن گفت؛ براي نمونه هرچند به تصريح روايات سفياني شخصيتي است که در آستانه ظهور امام عصر(ع) شورش خواهد نمود امّا در عين حال نمي‌توان درباره تعداد افرادي که به دست او در نجف و بغداد و ديگر شهرهاي عراق يا مدينه کشته خواهند شد صحبت نمود؛ زيرا معلوم نيست تعداد بيان شده در روايات7  بيان کننده کثرت بوده‌اند يا تعداد دقيق. يا در مواردي مانند طلوع خورشيد از مغرب نمي‌توان به قطع گفت آيا منظور واقعا تغيير در روال عادي طبيعت است يا بايد براي فهم اين عبارت از ابزاري مانند تاويل(که البته علم اصلي آن نزد اهل بيت عليهم است) تمسک جست؟!

4. درباره مدت حکومت امام عصر(ع) عبارات مختلفي يافت مي‌شود که گاه صحبت از 3 يا 5 يا 7 سال است و گاه 309 سال. ديدگاه مختار ما در اين نوشتار رقم حداقل 309 سال است8 با تأکيد بر اينکه نمي‌دانيم اين 309 سال بر اساس محاسبات عادي ماست يا بر اساس محاسبات روزهاي قيامت و خدايي که به تصريح آية 47 سورة حج و آية چهارم سورة معارج هر سال خدايي معادل پنجاه‌هزار سال‌هاي ماست. احتمال اينکه محاسبات سال و ماه در اين دوره حالت سومي باشد منتفي نيست، به خصوص که جريان طبيعت در آن دوره با دوره‌هاي پيش از خود متفاوت است. براي نمونه اينکه در روايات آمده مردم با وجود نور امام عصر(ع) از نور خورشيد بي‌نياز مي‌شوند9 اگر بياني تأويل‌پذير نباشد و دقيقاً همين اتفاق بيفتد بايد معيار ديگري براي شمارش سال و ماه و حتي روز و ساعت به کار گرفته شود؛ زيرا مبناي محاسبه ما براي ساعت، روز، هفته و ماه و سال خورشيد است. ما از اين مطلب نيز بي‌اطّلاعيم.

  • از ظهور تا قيامت
هرچند راويان و مؤلفان حوزه مهدويت مانند بسياري ديگر از حوزه‌هاي اسلامي چندان به موضوع توالي حوادث و اتفاقات توجه جدي نداشته‌اند و از همين رو مجموعه قابل توجهي از آنچه امروز درباره گذشته و آينده در اختيار داريم فاقد ترتيب و توالي تاريخي هستند با اين اگر مجموعه روايات بيان کننده ظهور را اگر کنار هم بچينيم با در نظر گرفتن مقدمات پيش گفته مي‌توان مقاطع پس از ظهور را چنين تصوير نمود:

1. ظهور اصغر


غيبت امام عصر(ع) داراي دو مرحله صغري و کبري بود. مرحله اوّل تا سال 329 هجري ادامه يافت و از آن پس مرحله دوم آغاز گشت. تا کنون حدود يازده قرن از آن تاريخ مي‌گذرد. هرچند مجموعه‌اي از روايات از معصومان پيش از امام زمان(ع) درباره غيبت نقل شده و دهان به دهان و سينه به سينه در ميان شيعيان منتقل مي‌شد امّا با اين حال براي آماده سازي شيعيان ماجراي غيبت طي دو مرحله رخ داد. جالب اينجاست که به رغم اين تمهيد و مقدمه چيني، بنا بر آنچه در برخي منابع تاريخي آمده شيعيان به فرقه‌هاي متعدد تقسيم شدند10 و با زحمات بزرگاني مانند شيخ كلیني، شيخ صدوق و شيخ مفيد بود که از آن فرقه‌ها تنها شيعيان دوازده امامي باقي ماندند.11

يکي از اتفاقات مهمي که در دوره غيبت کبري افتاده و به راحتي مي‌توانيم آن را در اطراف خود ببينيم عادت کردن شيعيان به غيبت امام عصر(ع) است. اين ماجرا تا آنجا پيش مي‌رود و ادامه مي‌يابد که به تعبير روايات مردم مي‌گويند به ايشان و خاندان پيامبر(ص) ما را نيازي نيست.12 از همين رو پيش از ظهور حضرت مهدي(ع) دوره‌اي را که از آن با عنوان دوره ظهور اصغر ياد مي‌شود، شاهد خواهيم بود که همانند دوره غيبت صغري زمينه ساز دوره بعد خواهد شد. روايات مقطع کوتاهي پيش از ظهور را چنين توصيف کرده‌اند که نام حضرت مهدي(ع) بر زبان‌ها جاري شده و سيراب محبت ايشان مي‌گردند.13 برخي بزرگان بر اين باورند که اندکي بيش از پنجاه سال است که در اين دوره قرار گرفته‌ايم.14

2. آستانه ظهور (آغاز فعاليت‌هاي سفياني و يماني)


آنچه در روايات با عنوان نشانه‌هاي حتمي ظهور از آنها ياد شده پنج موردند که شورش سفياني در شام و قيام يمني به طور همزمان در ماه رجب پيش از ظهور (شش ماه قبل از آن) اتفاق مي‌افتند.15 از اين مقطع به بعد مجموعه‌اي از اتفاقات رخ مي‌دهند که غالباً اقدامات و جنايات سفياني و سپاهيانش است. اين مجموعه اتفاقات که علاقه‌مندان، مي‌توانند تفصيل آن را در کتاب «شش ماه پاياني» مطالعه نمايند، فضاي جهان را ملتهب مي‌کند و نوعي آشفتگي جدي در جهان نمايان مي‌شود.

3. ظهور محدود: صيحه تا شهادت نفس زکيه


سرآغاز ظهور را بايد تاريخ 23 ماه رمضان پيش از ظهور(عاشورا) بدانيم. در صبحگاهان اين روز جبرييل امين و ملک مقرب خداوند ندا در مي‌دهد:«صبح نزديک شد. بدانيد حق با مهدي (و در برخي روايات آل علي(ع)) و شيعيان اوست.16

اين ندا را همگان به زبان خويش مي‌شوند و با شنيدن اين صدا خواب‌ها بيدار، نشسته‌ها ايستاده مي‌شوند.17 اين اوصاف را برخي به ابزارهاي مدرن امروزي تاويل مي‌کنند گويا حضرت جبرييل براي رساندن پيام الهي نيازمند ماهواره و اينترنت است. اين تصور ناشي از ضعف ايمان ما نسبت خداوند، بي اطلاعي از خلقت و قدرت ملائکه الهي و به خصوص مقربان آنها و نيز حجت مند و بر حق دانستن ابزارهاي مدرن است. اوصافي که براي اين ندا بيان شده هرگونه احتمال ديگري غير از صريح آنچه را در روايت آمده منتفي مي‌سازد؛ به خصوص اينکه اولاً همه آن را همزمان مي‌شوند، ندا از آسمان است و حتي افراد خسبيده با اين صدا از خواب بيدار مي‌شوند. لازمه قبول آن تأويل چنين است که ما حالتي را تصور کنيم که برنامه‌اي به طور زنده و به مستمر از آسمان و همزمان در تمام نقاط عالم و به زبان‌هاي مختلف پخش شوند و گيرنده‌هايي در جاي جاي عالم وجود داشته باشد که ثانيه ثانيه اين برنامه را با صداي رسا و کيفيتي عالي دريافت کند. مجموعه اين تصورات به نظر مي‌آيد جز خيالي بيش نيست.

بعدازظهر يا شامگاهان همان روز ابليس بانگ برمي آورد که حق با عثمان است.18 فرض پخش رسانه‌اي اين بانگ منتفي نيست؛ زيرا نه حقانيتي دارد و نه اوصافي به مانند نداي جبرييل امين براي آن برشمرده شده است.

نکته مهم درباره اين دو بانگ آسماني اين است که به طور طبيعي بايد تفاوت ميان دو جريان شناخته شده باشد: جريان شيعي به رهبري فرزند اميرالمومنين(ع) و جريان عثماني که در دو نداي حضرت جبرييل(ع) و ابليس لعين مردم بدان‌ها دعوت مي‌شوند. به عبارت ديگر بايد اين مطلب را حاکي از حذف يا تضعيف تمام رقباي فکري يا ديني دانست.

همان طور که در بند بعد خواهيم ديد امام عصر(ع) در اين مقطع ظهور محدودي براي افراد معدودي خواهند داشت که نتيجه اقدامات ايشان اعزام نفس زکيه به مکه است.

4. آغاز دعوت: شهادت نفس زکيه تا عاشورا


پس از وقوع مجموعه همه حوادثي كه تا به حال از آنها ياد كرديم شعاع‌هاي نوراني آن خورشيد تابان بيش از پيش نمايان گشته و حضرت مهدي(ع) فرستاده‌اي از جانب خويش به مكه اعزام مي‌كنند كه علاوه بر روشن شدن اوضاع و كسب خبر از آنها مقدمات آن انقلاب مبارك را فراهم كند. جوانمردي هاشمي (محمد بن الحسن كه همان نفس زكيه است)، در بيست و پنجم ماه ذي‌الحجة پس از قيام خويش وارد مسجدالحرام شده و بين ركن و مقام ايستاده و نامه‌اي شفاهي از ناحيه حضرت را براي مردم مكه قرائت مي‌كند كه در اين نامه خبري از توهين و بي‌احترامي و تهديد نيست و ضمن آن حضرت از مردم مكه طلب ياري و نصرت مي‌كنند. بقاياي نظام منحوس حاكم در حجاز جرمي شنيع مرتكب شده و وي را در حالي كه بين ركن و مقام ايستاده، شهيد مي‌كنند كه اين جرم عاقبت آنها را مشخص مي‌كند و معلوم مي‌سازد كه حضرت 15 روز بعد19 كه بناست ظهور شريفشان رخ بدهد، بايد با آنها چگونه رفتار بكنند.چنين فاجعه دردناكي در مدينه بر سر پسر عموي نفس زكيه - كه نام خودش محمد و نام خواهر (دوقلويش) فاطمه است - مي‌آيد و هر دو را بر سر در مسجدالنبي(ص) اعدام مي‌كنند.

ابو بصير هم از امام باقر(ع) ضمن حديثي بلند روايت كرده است:«حضرت مهدي(ع) به ياران خويش مي‌فرمايند:‌اي قوم (همراهان) اهالي مكه مرا نمي‌خواهند ولي براي آن‌كه حجت بر آنها تمام شود و خود هم به وظيفه‌ام عمل كرده باشم (يكي از شما را) به سوي آنها مي‌فرستم. سپس يكي از يارانشان را خوانده و به او مي‌فرمايند: به سوي اهل مكه برو و بگو:‌اي اهالي مكه من فرستاده فلاني (حضرت مهدي(ع)) هستم و او براي شما چنين پيغام فرستاده كه ما خاندان رحمت و معدن رسالت و خلافتيم. ما نوادگان حضرت محمد(ص) و سلاله پيامبران هستيم به ما ظلم شده وآزار رسانده‌اند و ما را سركوب كرده‌اند. حقمان را تا به امروز به زور از زمان رحلت پيامبر(ص) گرفته‌اند. از شما طلب ياري مي‌كنيم پس ياريمان كنيد. وقتي اين جوانمرد اين پيام را رساند به سوي او مي‌آيند و مابين ركن و مقام او را كه نفس زكيه است مي‌كشند.»20

5. ظهور اکبر: عاشورا


ظهور امام عصر(ع) به تصريح آنچه در روايات آمده مصادف با روز عاشورا و بنابر مشهور جمعه يا به تعبير برخي روايات شنبه21 خواهد بود.22 ياران امام عصر(ع) دسته‌اي شبانه و دسته‌اي بامدادان با سوار شدن بر ابرها يا طي الارض خود را به امام(ع) مي‌رسانند.23

6. عاشورا تا ربيع الاول سال اوّل ظهور


در اين مقطع در ميان ياران امام، به طور شاخص مي‌توان يماني و خراساني را مشاهده نمود که از دو منطقه خاورميانه با سپاهيان خويش به ياري امام مي‌شتابند. بنابر روايات يماني از حقانيتي بيش از خراساني برخوردار است وخراساني و فرمانده سپاه خويش شعيب بن صالح25 براي اتمام حجت بر ديگر سپاهيان و همراهان از امام(ع) تقاضاي معجزه و کرامت مي‌کند. امام هم جلوه‌اي از اعجاز خويش را به ايرانيان مي‌نمايند و پس از آن ايشان با حضرتش بيعت مي‌کنند. سفياني که علاوه بر شام، عراق و شبه جزيره عربستان به بخش‌هايي از ايران نيز لشکر کشي کرده، اوّلين شکست خود را از خراساني و در منطقه استخر (حوالي شيراز) از خراساني تجربه مي‌کند26 و اندکي پس از ظهور (تنها پنج روز) بخش قابل توجهي از سپاه خود را که در بياباني ميان مکه و مدينه از دست مي‌دهد. اين سپاه براي مبارزه با امام و ممانعت از اقدامات پس از ظهور از مدينه به مکه گسيل داشته شده بودند. جبرييل ملک(ع) مأمور نابود کردن و به زمين فرستادن اين لشکر است. از اين سپاه تنها دو يا سه نفر ملقب به بشير و نذير زنده مي‌مانند که شرح ماجرا را به اطلاع امام زمان(ع) و سفياني مي‌رسانند.27

پس از اين دو شکست، سپاه سفياني به طور مداوم از سپاهيان امام(ع) که هر لحظه بر تعدادشان افزوده مي‌شود شکست مي‌خورد تا اينکه در حوالي درياچه طبريه امام زمان(ع) و سفياني در مقابل هم قرار مي‌گيرند. به رغم تمام جنايات و فجايعي که در اين مدت به بار آورده بود امام زمان(ع) که مظهر رحمت الهي است و بسان رسول اکرم(ص) ملقب به عنوان ممتاز «رحمه للعالمين»،28 سفياني را به خيمه خويش فراخوانده و با چنان ملايمت و مهرباني با او ملاقات و صحبت مي‌کنند که او از کرده خويش پشيمان شده و تصميم به تسليم شدن مي‌گيرد. او با يک دنيا ندامت به خيمه و خرگاه خويش باز مي‌گردد امام فرماندهان سپاه او را دوباره وادار به نبرد با سپاهيان امام(ع) مي‌کنند و او را به بدفرجامي بازمي گردانند.29
 
7. بازگشت مسيح و پايان بخشيدن به جريان سفياني


در اين مقطع و پيش از بسته شدن پرونده سفياني، حضرت مسيح(ع) به زمين باز مي‌گردد. بازگشت او مقارن با يکي از وعده‌هاي نماز است. او در حالي که همچنان آب وضوي او خشک نشده به عنوان وزير حضرت مهدي(ع)، در ميان سپاهيان امام(ع) قرار گرفته و در نماز به ايشان اقتدا مي‌نمايد.30 سفياني در نبرد با امام(ع) شکست مي‌خورد و پرونده او براي هميشه بسته مي‌شود. لازم به ذکر است غربيان و يهوديان در اين نبرد به ياري سفياني مي‌شتابند که هيچ ثمري براي او نخواهد داشت.

8. جنگ با يهود و فتح كامل خاورميانه


بنابر روايات متعددي که ذيل آيات آغازين سوره بني‌اسراييل بيان شده دومين شکست جدي يهوديان در طول تاريخ به دست ياوران امام عصر(ع) خواهد بود. اين مطلب را در منابع اهل تسنن نيز مي‌توان يافت. براي نمونه:«قيامت برپا نشود تا اينکه بين مسلمانان و يهوديان جنگي رخ دهد که مسلمانان همه آنان را به هلاکت رسانند؛ به گونه‌اي که اگر شخصي يهودي در پشت درخت يا صخره‌اي پنهان شود آن درخت و صخره به صدا در آمده و مي‌گويد:‌اي مسلمان، يک يهودي در پناه من مخفي شده، او را هلاک کن....»31

همان طور که مشاهده مي‌شود اين جنگ متفاوت با جنگ‌هاي معمولي خواهد بود به نحوي که نباتات و جمادات نيز به ياري ياران امام زمان(ع) خواهند آمد تا به ظلم‌ها و جنايات پايان ناپذير يهود خاتمه بخشند. با تسلط بر فلسطين و مناطق اطراف آن در  اين مقطع، امام زمان(ع) بر منطقه خاورميانه مسلط مي‌شوند.
 
9. دعوت جهاني

با استقرار حکومت مهدوي در منطقه خاورميانه، اقدامات تبليغي براي رساندن فرهنگ اصيل اسلامي به تمام مناطق جهان آغاز مي‌شود. حضرت مسيح(ع) مأمور رساندن اين پيام به گوش مسيحيان و پيروان خويش را برعهده دارند. در پي اين اقدامات تبليغي، غربيان که تاب حکومت عدل و جهاني امام عصر(ع) ندارند به جنگ با ايشان مي‌پردازند.32

10. نبرد اوّل با اهل کتاب و غربيان تا صلح با غرب


درباره زمان آغاز و مدت اين نبرد در روايات مطلبي يافت نشد امّا با توجه به شواهد و قرائن مي‌توان آن را در ماه‌هاي آغازين پس از ظهور تصور کرد. زيرا ايشان در مدتي کمتر از سه ماه بر خاورميانه مسلط مي‌شوند و پيش از آن با صيحه جبرييل همگان با شخصيت حضرت مهدي(ع) و اهداف و برنامه‌هاي ايشان آشنا شده‌اند. از سويي امام(ع) از تمامي فرصت‌ها بهره مي‌برند و براي ابلاغ پيام جهاني خويش اقدام مي‌نمايند و از سوي ديگر در طول قرون متمادي و پيش از تولد امام زمان(ع) براي ممانعت از اقدامات عدالت گسترانه ايشان مترصد ظهور بوده‌اند. ظالمان که حضرت مهدي(ع) را در هم شکننده تمام هيمنه خويش مي-دانسته‌اند هرگز براي مخالفت و مبارزه با ايشان زمانه را از دست نخواهند داد. به خصوص که مي‌دانند هر لحظه‌اي که از ظهور بگذرد بر تعداد ياران و شيفتگان امام زمان(ع) افزوده خواهد شد. در برخي از روايات سرآغاز اين نبرد را پناه بردن بازمانده سپاه سفياني به غرب بيان شده است.33 ظاهرا در اين ماجرا غربيان حضرت مسيح(ع) را ميانجي خويش قرار مي‌دهند و قرارداد صلحي ميان دو طرف براي مدت هفت سال برقرار مي‌گردد.34

11. نبرد دوم با غرب و شکست آنان


غربيان تنها با گذشت نه ماه، دو يا سه سال (به اختلاف روايات) از عقد اين قرارداد صلح، آن را نقض مي‌کنند و با سپاهي متشکل از هشتاد پرچم(شايد کنايه از کشور باشد) و نزديک به يک ميليون سرباز به مسلمانان حمله ور مي‌شوند.35 به رغم حضور اين خيل سپاه جهاني در منطقه فلسطين، که با همراهي برخي از اعراب با غربيان ادامه مي‌يابد به نفع مسلمانان و سپاه ظهور خاتمه مي‌يابد.36 متاسفانه به غلط برخي نبرد قرقيسيا را معادل اسلامي آرماگدون درنظر مي‌گيرند.37 با نگاه دقيقتر مي‌توان ادعا کرد غربيان با در نظر گرفتن نبرد نهايي امام عصر(ع) با روم و غرب داستان آرماگدون را ساخته‌اند يا در منابع آسماني تحريف ناشده‌اي که به طور محرمانه و مخفيانه در اختيار دارند38 از اين نبرد اطلاع يافته‌اند و حقايق مربوط به آن را براي خويش تحريف کرده‌اند.39 مقايسه شباهت‌ها و تفاوت‌هاي اين دو نبرد مجال ديگري مي‌طلبد امّا به اجمال بايد اين دو را بسيار شبيه بدانيم.

12. شورش دجال و کشته شدن


ماجراي دجال با اوصاف خاص او مطلبي است که غالبا در منابع اهل سنت آمده است و در منابع شيعي معمولا به بيان کليات و مطالب اجمالي درباره اين موضوع اکتفا شده است. منابع مسيحيان نيز به وفور درباره دجال و اقدامات او سخن گفته‌اند تا جايي که در حال حاضر، آنان به دنبال يافتن مصداق يا مصداق‌هاي آن هستند.در منابع مسيحيان، مسيح نبي(ع) را قاتل دجال معرفي کرده‌اند و در منابع اسلامي نيز گاه ايشان و گاه حضرت مهدي(ع) را کُشنده دجال بيان نموده‌اند.40 دجال شخصيت، جريان يا ابزاري است که عده‌اي در در دوره آخرالزمان به خويشتن فريفته مي‌سازد و زمينه کفر و ناسپاسي جمعيت بسياري را فراهم مي‌آورد. به استناد رواياتي که به دست ما رسيده اين ماجرا در دوره امام عصر(ع) خاتمه مي‌يابد و در دمشق، باب لد41 کشته مي‌شود.

13. نبرد با يأجوج و مأجوج


ياجوج و ماجوج دو شخصيت يا امتي بوده‌اند که ذوالقرنين در قرآن کريم از آنان با عنوان مفسد في الارض ياد کرده است.42 ماجراي اين دو در دوره بعد از ظهور و پس از جريان دجال، تکرار مي‌شود که از حيث گستره و طرف‌هاي درگير و ديگر ويژگي‌ها کاملاً متفاوت با آن خواهد بود. بررسي ماجراي يأجوج و ماجوج مجال مفصلي مي‌طلبد و علاقه مندان مي‌توانند کتاب يأجوج و مأجوج نوشته شيخ توفيق حسن علويه را مطالعه نمايند. در اينجا به همين مقدار اکتفا مي‌شود که فتنه اين دو نيز به دست امام عصر(ع) برچيده مي‌شود.43

14. نبرد با ابليس و مرگ او


ابليس پس از آنکه در ماجراي خلقت حضرت آدم(ع) بر او سجده نکرد و از درگاه الهي رانده شد درصدد انتقام از اين مخلوق تازه خداوند بر آمد. او با توجه به معرفتي که به خداوند داشت به عزت او قسم خورد که به جز مخلَصان، ديگر اسنان‌ها را گمراه کند و براي همين امر از خداوند تا روز قيامت مهلت خواست. خداوند تا موعد مشخصي (يوم الوقت المعلوم) به او مهلت داد.44 در روايات متعددي که ذيل اين آيه آمده، آن موعد مشخص را ظهور امام عصر(ع) بيان نموده‌اند. پس از ظهور امام عصر(ع) طي نبردي ابليس به همراه اعوان و انصار جني و انسي‌اش در برابر امام و يارانشان صف آرايي مي‌کنند. نتيجه اين نبرد نيز شکست شيطان و ياران اوست و در پايان اين جنگ، ابليس در مسجد کوفه به دست امام زمان(ع) کشته مي‌شود.45 از همين روست که نوع مشکلات و آزارهايي که دوستداران و پيروان و مبلغان امام عصر(ع) در دوره غيبت از شياطين جن و انس مي‌بينند به مراتب بيش از ديگران است. از اين مقطع به بعد ميزان سنجش افراد بر اساس نحوه برخورد با نفس اماره شان است؛ زيرا ديگر وسوسه کننده‌اي از بيرون وجود ندارد و افراد  تنها از درون وسوسه را تجربه مي‌کنند.

15. حکومت جهاني


با حذف موانع بيروني دريافت و فهم حقيقت، زمينه هدايت بشريت فراهم مي‌شود. دوره استقرار حکومت امام زمان(ع) ويژگي‌هايي منحصر به فرد دارد که علاقه مندان مي‌توانند به منابعي که در اين رابطه وجود دارد مراجعه نمايند.46 در اين دوره حداقل 309 ساله انسان‌ها از سويي با تمام مشکلات و بحران‌هايي که در دوره‌هاي مختلف و به خصوص آخرالزمان و آستانه ظهور با آن مواجه بوده‌اند، وداع مي‌کنند و از سويي تمام آمال و آرزوهايي را که بشر همواره در دل مي‌پرورانده به دست مي‌آورند. اين حل مشکلات و تحقق آرزوها در تمام عرصه‌هاي علمي، فرهنگي، امنيتي، طبيعي و ... به منصه ظهور مي‌رسد.

16. وفات مسيح


حضرت مسيح(ع) که در دوره اوّل زندگي خويش بي همسر و خانمان مي‌زيست پس از بازگشت در دوره ظهور امام عصر(ع) ازدواج مي‌کند و در دوره استقرار و پس از سال‌ها وزارت امام عصر(ع) دار دنيا را وداع مي‌گويد و مراسم تدفين او را امام عصر(ع) انجام مي‌دهند. ايشان در طول دوره دوم حيات خويش نقشي بسزا در ترويج اسلام و رهبري امام زمان(ع) در ميان اهل کتاب و به خصوص مسيحيان ايفا مي‌کنند.47

17. وفات امام عصر(ع)


امام زمان(ع) نيز پس از صدها سال زندگي در دوره غيبت و چند صد سال زندگي در دوره پس از ظهور مدتي پس از حضرت مسيح(ع) وفات مي‌يابند. گزارش‌هايي که درباره شهادت ايشان به دست ما رسيده چندان قابل اعتماد نيستند و بايد رحلت ايشان را به طور طبيعي و نه شهادت بدانيم با در نظر گرفتن اينکه شهيد نشدن از فضايل ايشان نمي‌کاهد. با وفات امام عصر(ع) دوره اصلي رجعت آغاز مي‌شود.

18. رجعت


دوره رجعت که در منابع گاه از آن به عنوان ضروريات مکتب تشيع ياد مي‌شود دوره‌اي است که اطلاعاتي بسيار اجمالي درباره آن به دست ما رسيده است. با استفاده از مباني و مستندات قرآني و روايي متعددي مي‌توان اجمال مربوط به دوره رجعت را اثبات نمود امّا درباره جزييات اين دوره طولاني مدت که در روايات گفته شده هرکس نوه هزارم خويش را مي‌بيند و سيدالشهدا(ع) چنان عمر مي‌کنند که ابروهاي ايشان روي چشم‌هايشان مي‌افتد48 نمي‌توان با قطعيت صحبت نمود. امام حسين(ع) اوّلين رجعت کننده است که به تدفين امام عصر(ع) مي‌پردازند. پس از ايشان حضرت امير(ع) و رسول اکرم(ص) نيز به دنيا باز ميگردند. بنابر روايات متعدد منظور از خروج «دابه الارض» که مربوط به اين دوره دانسته شده همان رجعت اميرالمومنين(ع) است49 و ديگر گزارش‌ها چندان قابل اعتنا و لحاظ کردن نيستند.50

در اين دوره نبرد نمادين بزرگي ميان بهترين‌ها و بدترين‌هاي تاريخ بشريت رخ مي‌دهد و در آن جبهه حق فائق مي‌شود. علاقه مندان درباره دوره رجعت و ويژگي‌هاي و اتفاقات مربوط به آن بايد به آثار ارزشمندي گه به قلم بزرگاني چون علامه مجلسي، آيت الله طبسي(ترجمه ميرشاه ولد) و... و نيز ويژه نامه «رجعت» ماهنامه موعود که چندي پيش منتشر شد مراجعه نمايند.
   
19. مقدمات قيامت


همان طور که خلقت در شش مرحله و به تعبير قرآن کريم شش روز اتفاق افتاد پايان خلقت خاکي نيز طي چند مرحله خواهد بود. پس از وفات آخرين حجت الهي بنا بر برخي روايات چهل روز جهان در نوعي ابهام و سردرگمي طي طريق خواهد نمود. در پي دميدن اوّل اسرافيل در صور خويش، ابتدا همه انسان‌ها مي‌ميرند و ديگر موجودات نيز جان خويش را از دست مي‌دهند. جان همه را عزراييل و جان او را اسرافيل مي‌گيرد و او نيز با اراده الهي مي‌ميرد و طي مدتي خداوند تنها حي عالم خواهد بود. پس از آن خداوند اسرافيل را زنده نموده و او مجددا در صور خويش مي‌دمد و همه خلايق از اوّل تا آخر زنده مي‌شود و صحنه قيامت برپا مي‌شود. پرداختن به موضوع قيامت به خصوص با رويکرد مهدوي مجالي بسيار مفصل مي‌طلبد.


محمود مطهري‌نيا
ماهنامه موعود شماره 97

پي‌نوشت‌ها در دفتر مجله موجود است.

و جمعه روز تفرج برای مردم شد...:





 در اضطراب چه شب ها که صبحشان گم شد
چه روزها که گرفتار روز هفتم شد
چه قدر هفته پر از شنبه شد به جمعه رسید
و جمعه روز تفرج برای مردم شد...
:
چه قدر شنبه و یک شنبه و دوشنبه رسید
ولی همیشه و هر هفته جمعه ها گم شد
چه هفته ها که رسید و چه هفته ها که گذشت
شمارشی که خلاصه به چند و چندم شد
و هفته ای که فقط ریشه در گذشتن داشت
برای شعله کشیدن به خویش هیزم شد...

آیا اینجا هم مردم را به زور به دیدار احمدی نژاد آورده اند؟

رئیس جمهور سه شنبه به منظور دیدار و گفتگو با مقامات كشورهای كنیا، كومور و جیبوتی عازم آفریقا شد كه استقبال كم نظیر مردم این كشورها مشت محكمی بر دهان یاوه گویانی بود كه نه تنها همیشه به تخریب دستاورد های دولت مشغولند بلكه با توهین های مكرر خود به مردم، استقبال آنها  از رییس جمهور را به خاطر شام و نهار رایگان توصیف كرده بودند.

حال سوال بنده از عناصر به اصطلاح اصلاح طلب این است كه آیا در آفریقا هم مردم را به زور به استقبال رییس جمهور كشورمان آورده بودند؟ 

1.JPG

2.jpg

3.jpg

4.jpg

5.jpg

7.jpg

6.jpg

8.jpg

9.jpg

10.jpg

11.jpg

12.jpg

احمدی نژاد بی غیرت است که به فلسطینیان کمک مالی می کند ؟!

گفتند :

 دولتمردان ایرانی  و رییس آنان ، احمدی نژاد چقدر بی غیرت هستند که به فلسطینیان 250 میلیون دلار کمک کرده اند و  این پول را از دهان گرسنگان کشور خود بیرون کشیده و به سنّی های فلسطینی داده اند .....

 

می گویم :

منطقی نگاه کنید . همین 250 میلیون دلاری که ازآن با این همه سر و صدا حرف می زنید اگر یک حساب سر انگشتی بکنید به ازای هر ایرانی  حداکثر مبلغ 3500 تومان بوده است ...

 

آیا ما از مظلومان فلسطینی به عنوان مسلمانی که با او  صاحب یک قبله و یک پیامبر هستیم ، نباید دفاع کنیم ؟
آیا پیامبر اسلام نفرمودند : من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین لیس بمسلم ؟

آیا فلسطینی ها مسلمان نیستند ؟
آیا بهای خون هایی که به ناحق ریخته شد و به اسراییلی های غاصب ، معنای مبارزه به شیوه ی مکتب خمینی را فهماند ، نباید بپردازیم ؟!

آیا امیرمومنان علی علیه افضل صلوة المصلین وقتی خلخال از پای زن یهودی در آوردند ، نفرمودند اگر غیرتمندی بر این مصیب بمیرد نباید ملامت شود ؟

آیا یک  مسلمان در مکتب اسلام به اندازه ی یک یهودی ارزش غیرتی شدن ! ندارد ؟!

آیا تویی که می گویی دولتمردان ما بی غیرتند ، نخواندی که امام خمینی درباره مسئله فلسطین چه می فرمودند و آیا ندیدی در طول 8 سال جنگ تحمیلی کمک به مردم فلسطین در کنار کمک به جبهه ها نیز صورت می گرفت ؟!

آیا نشنیدی که حضرت امام خمینی نقشه ی اصلی اسراییل را مسله ی از بین بردن اسلام می دانستند و ملت فلسطین که جلوی اسراییل ایستاده اند ، سربازان اسلام می دانستند تا نام اسلام را زنده نگه دارند ؟

 

آگر نمی دانستی بدان !

کمک به فلسطین ، کمک به زنده نگه داشتن اسلام است

پس اگر مسلمان هستی ، داد و فریاد نکن و بدان اگر دولتمردی کمک های ایران به فلسطین را قطع کرد باید به دیده ی تردید به او نگاه کرد ....

 

و اگر احمدی نژاد و دولتمردان ایرانی به فلسطینیان کمک می کنند ، جور بی غیرتی امثال من را  به دوش می کشند و نمی گذارند لکه ی ننگ بی غیرتی بر دامن من ، در مقابل دیده ی جهانیان بنشیند ...

مصوبه سوال برانگیز دولت اصلاحات در آخرین جلسه هیات وزیران

میگوهای 300 میلیاردی و آخرین مصوبه هیئت وزیران دولت سابق

مصوبه های عجولانه در آخرین جلسات هیئت وزیران دولت اصلاحات، در برخی موارد به مصوبه هایی برای تأمین منافع اقتصادی برخی گروه های سیاسی تبدیل شد.

دولت هشتم در آخرین جلسه هیئت وزیران و یک روز مانده به پایان کار این دولت، طرحی را به تصویب رساند که s1> به پیشنهاد وزارت نفت و در همان روز به هیئت وزیران واصل شده بود.

این طرح که از آن به عنوان طرح "اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج" در ناحیه عسلویه یاد می شود، در حالی با پیشنهاد وزارت نفت در تاریخ 11 مرداد 1384 به تصویب هیات وزیران رسید که بر اساس آن، دولت موظف شد 15 هزار هکتار از اراضی بخش هایی از منطقه حفاظت شده سراج و نیز محدوده پیرامون آن را جهت اکتشاف گاز به وزارت نفت واگذار کند.

اما شاید آنچه علاوه بر تصویب خارج از روال این طرح در روز ارائه به هیئت وزیران سؤال برانگیز بود، بخش های پایانی مصوبه هیئت وزیران وقت است. بر این مبنا، وزارت نفت s1> مکلف شد نسبت به تأمین خسارت آسیب دیدگان از اجرای این مصوبه نیز اقدام کند.

بر اساس این مصوبه بود که پرداخت 300 میلیارد تومان بابت خسارت وارده به یک شرکت پرورش میگو که در منطقه حفاظت شده سراج مجوز فعالیت داشت، در دستور کار وزارت نفت قرار گرفت.

اما شرکت مذکور که اعضای هیئت مدیره آن را افرادی از سران یک حزب متنفذ سیاسی با سابقه طولانی در فعالیت های اقتصادی و نفتی تشکیل می دهند، تنها چند ماه قبل و باز هم با مصوبه هیئت وزیران دولت وقت توانسته بودند مجوز فعالیت در منطقه حفاظت شده سراج، برای پرورش میگو را دریافت کند. بر همین مبنا هیات دولت سازمان حفاظت از محیط زیست را موظف کرده بود تا 5 هزار هکتار از اراضی منطقه سراج در ناحیه عسلویه را به این شرکت برای امر پرورش میگو واگذار کند.

این در حالی است که هیئت دولت هشتم تنها چند ماه بعد و در آخرین جلسه خود، با تصویب طرحی که همان روز توسط وزارت نفت ارائه شده بود، زمینه دریافت خسارت 300 میلیاردی این شرکت را بابت زمین های دولتی که چند ماه قبل باز هم توسط هیئت وزیران به آن شرکت واگذار شده بود، فراهم کرد.

دولت نهم در 12 دی‌ماه 85 با پیشنهاد سازمان حفاظت محیط زیست و به استناد اصل 138قانون اساسی، مصوبه مذکور را به‌طور کامل لغو و از دستور کار وزارت نفت خارج کرد. با این حال، مشخص نیست مصوبه های اختصاصی از این دست، چه تعداد از مصوبات هیئت دولت هشتم را در روزهای پایانی به خود اختصاص داده است.

بررسی های بعدی مشخص کرده است نه تنها تصویب واگذاری 5 هزار هکتار زمین بابت پرورش میگو یک اقدام غیرمنطقی است، بلکه منطقه مذکور ارزش سرمایه‌گذاری برای اکتشاف گاز را نیز نداشته است.

رقابت گفتمانی احمدی‌نژاد با مهره‌های هاشمی

2218.jpg

جعفر فرجی

برداشت اول: مرحله دوم انتخابات نهم و نبرد دو گفتمان

عدم ارسال پیام تبریك به رئیس‌جمهور منتخب مردم محمود احمدی نژاد، بیانگر عمق تقابل و اختلاف رقیب انتخاباتی با وی بود.

با نگاهی گذرا به "یك هفته‌ی مرحله دوم" انتخابات نهم و تأمل در بسیج بزرگترین جبهه سیاسی كشور از طیف ها و گرایش های مختلف سیاسی کشور، از رئیس جمهور و مجری انتخابات در دوره اصلاحات گرفته كه با دخالت در انتخابات و صدور بیانیه از مردم می‌خواست به "تحجر و خشونت" رأی ندهند تا شارعانی كه حكم به حرمت عقلی و شرعی رأی به احمدی‌نژاد می‌دادند و همچنین سیل توهین‌ها و تخریب‌های بی‌سابقه‌ای كه حتی تا رسانه ملی نیز دامنه آن گسترش یافته بود، متوجه خواهیم شد که این تحركات شدید بیش از آنكه بخواهد فردی به نام احمدی‌نژاد را نشانه گرفته باشد، بیانگر خلق و تناور شدن و قدرت یافتن گفتمانی یكپارچه در برابر گفتمان انقلاب و امام بود.

گفتمانی كه ورد زبانش حقوق بشر و دموكراسی و ارزشهای غربی، رابطه با امریکا و..... بود.

این به میدان آمدن و عیان گشتن كینه و نفرت عجیب از شعارهای احمدی‌نژاد آنگونه بود كه او در جواب پرسش یكی از بزرگان نظام كه از ایشان سؤال کرده بودند: انتخابات را چگونه دیدی؟ گفته بود: خیلی سخت گذشت اما حجم جبهه گیری ها نشان داد که یقینا بعد از این خیلی سخت تر خواهد گذشت...

برداشت دوم: کابینه غیر سیاسی هاشمی

هاشمی رفسنجانی در جواب اعتراض های نمایندگان مجلس مبنی بر عدم وجود سوابق مبارزاتی و انقلابی وزرا پیشنهادی خود به مجلس شورای اسلامی، خطاب به نمایندگان معترض گفته بود:

"كابینه من كابینه كار است و من جای همه آنها سیاسی هستم."

این جمله نماد آغاز عصری جدید در دوران تاریخ انقلاب ما بود. نگرشی جدید و متفاوت با نگرش امام به عرصه اجرایی و حکومتی کشور که از نوع نگاه به حکومت، ملاک ها و معیارهای حاکمان اسلامی شروع شده و تا شعارها و اولویت ها و... ادامه می یافت.

نگرشی كه در بطن خود حاكمیت تكنوكرات‌هایی را در پی داشت كه بدون هیچ حضوری در صحنه‌های مختلف انقلاب نظیر 8 سال دفاع مقدس و بدون هیچ اعتقاد مستحکمی به "آرمانها و گفتمان امام و انقلاب" و تنها به‌واسطه تحصیل در فلان دانشگاه امریکایی یا اروپایی در مصادر اصلی نظام تكیه زده و برای حاکمیت علوی نسخه تجویز می نمودند. نگرشی كه به معنای نفوذ سكولاریزم و اندیشه‌های لیبرالی در نحوه اداره حكومت بود. دولت هاشمی رفسنجانی دولت پرکاری بود اما در آن رنگ و بویی از "گفتمان امام" دیده نمی شد. هاشمی آمده بود تا ویرانی های پس از جنگ را آباد کند و...

كم كم طبقه جدیدی به نام طبقه حاكم و مدیران نظام با ویژگیهایی خاص شكل گرفت. این طبقه برای آنكه بتوانند درست بیاندیشند، نیاز به اتاقهای چند لایه و دور از دسترس مردم، در محیطی آرامش بخش و مفرح داشتند. زندگیشان و خانه‌شان و اتومبیلهایشان بایست تأمین می‌شد تا بتوانند دغدغه خود را بر روی مسائل اساسی و کلان کشورمعطوف نمایند.

شعارها و ادبیات و اهتمام صرف اقتصادی دولت و عدم انتخاب و نظارت بر روی مدیران بر اساس معیارهای حاکمیت علوی کم کم مسابقه تجمل و اشرافی‌گری و عافیت طلبی را میان مردم و مسئولان به راه انداخت و فضای کشور را از فضای معنوی دوران امام تهی کرد و...

شعار توسعه اقتصادی و پذیرش نسخه های اقتصاد لیبرال در حوزه اقتصاد در ابتدا با تصور امکان حفظ آرمان‌ها در ابعاد دیگر صورت گرفت.

در یك كلام، الگوی اداره كشور و معیارهای انتخاب حاكمان اسلامی دیگر نه "امام خمینی و مشی و نگاه او و دوران طلایی حاكمیت علوی" بود، بلكه تنها راه نجات کشور و رشد و پیشرفت آن در تن دادن به ارزش‌ها و نسخه‌های غربی نهادهای بین‌المللی نظام سلطه تفسیر شد. تورم 50 درصدی و فاصله شدید مابین حاكمان اسلامی با مردم نارضایتی هایی را بوجود آورد...

در این میان، تنها امید عاشقان و دلسوزان انقلاب، رهبری معظم انقلاب بود كه با رویكردی انتقادی نسبت به جهت‌گیری‌ها و گفتمان دولت توسعه اقتصادی و با طرح مباحث "ثروت‌های باد آورده، نفی عافیت طلبی، غفلت خواص، مبارزه با اشرافیگری مسئولان، عبرتهای عاشورا، ساده زیستی و زهد حاکمان علوی، تهاجم فرهنگی، شبیحخون فرهنگی، نوسازی معنوی و..." سعی نمود استمرار ملاك‌ها و ارزشها، روح و مطالبه علوی و همچنین "گفتمان امام" را در میان مردم زنده نگاه دارد.

او در برابر سیاست های دولت توسعه اقتصادی بارها تکرار و تاکید می نمود که 2 مشخصه بارز حاكمان اسلامی 1- زهد 2- عدالت خواهی است...

هر چند مردم به‌واسطه رهنمودهای رهبرشان همچنان پایبند به "گفتمان امام" بودند ولی دیگر كلام امام در میان نگاه‌های مسئولان خریداری نداشت كه می‌گفت: "ما آرزوی یک همچون حکومتی داریم، یک حکومت "عادل" که "نسبت به افراد رعیت، علاقمند" باشند. عقیده‌اش این باشد که باید من "نان خشک بخورم" که مبادا یک نفر در مملکت من زندگی اش پست باشد،گرسنگی بخورد. ما می خواهیم یک همچون حکومت عدلی ایجاد کنیم."

برداشت سوم: خاتمی ادامه دهنده راه هاشمی...

مردمی که با شعارها و تحت "گفتمان امام و انقلاب" زندگی کرده بودند از شرایط موجود ناراضی بودند. خاتمی با شعار نقد عملكرد موجود پا به میدان گذاشت. از ناكارآمدی و حلقه بسته مدیران گفت. با اتوبوس به شهرهای مختلف حركت نمود و سعی نمود از خود چهره‌ای مردمی و مخالف مشی و منش مدیران موجود نشان دهد. مردم احساس كردند كه چیزی شبیه به خواسته‌های حقیقی شان است. دل به او سپردند.

هاشمی مخفیانه از او حمایت می‌كرد. دولت خاتمی مولود عملکرد دولت هاشمی بود. لیبرال دموکراسی همانند اسلام داعیه جهانشمولی داشته و توانسته بود در تئوری و در عمل خود را یک کل به‌هم پیوسته کند. کل به هم پیوسته‌ای که غلتیدن در بعد "توسعه اقتصادی" آن لاجرم "توسعه در ابعاد سیاسی" آن را از دید دلسپردگان به نسخه‌های تجویزی ناگزیر می‌کرد.

مردم او را انتخاب کردند. رأی به خاتمی توسط غرب‌باوران طور دیگری تفسیر شد. وزیران پیشنهادی خاتمی چهره‌های آشنایی برای مردم بودند. كارگزاران و كسانی كه مردم به‌خاطر تعویض آنان رأی به خاتمی داده بودند، دوباره بر صفحه تلویزیون ظاهر شدند. در آن جاهایی هم كه تغییراتی صورت گرفت، خیل عظیم روزنامه‌نگاران به صورت فله‌ای بر مصادر اجرایی و فرهنگی کشور تكیه زدند. حضور این "حرافان بی‌عمل" درعرصه اجرایی و روحیات غیراجرایی خاتمی باعث شد تا دولت توسعه سیاسی در عرصه اجرایی بسیار ضعیف ظاهر شود. استان‌های محروم روز به روز محروم‌تر می‌شدند و 70 درصد ثروت کشور در تهران در دستان طبقه جدید حاکم جابه‌جا می شد. دیگر شعار "حمایت از محرومین" امام و انقلاب جای خود را به احترام به صاحبان سرمایه و ایجاد امتیازات برای آنان داده بود.

خاتمی در انتهای "سال سوم دوره اول" خود در مصاحبه زنده با شبکه یک تلویزیون کشور اذعان کرد که دولت در حوزه اقتصاد هیچ تئوری و برنامه مشخصی نداشته و با آزمون و خطاکار را به جلو می‌برد، جمله ای که با انتقادات فراوان مواجه شد.

در نهایت، او برای انتخاب مجدد خود و به توصیه اطرافیانش بدون ارائه برنامه ای هرچند کلی و تنها با یک حرکت پوپولسیتی و "ریختن اشک و نمایش مظلوم نمایی"، مجدد سکان اجرایی کشور را در دست گرفت.

در طول این سالیان در عرصه فرهنگی و سیاسی نیز به‌صورت علنی‌تری "توبه از آرمان‌ها و گفتمان امام و انقلاب" اعلام و شیفتگی نسبت به ارزشهای غربی ابراز شد.

باورها و اعتقادات مردم به بهانه‌گذار از سنت به مدرنیته مورد هجوم سنگین‌ترین حملات قرار گرفت و عزادرای برای سالار شهیدان ترویج خشونت طلبی و ادامه مقاومت هشت سال دفاع مقدس برادر کشی و روحیه "شهادت‌طلبی" به جنگ طلبی تعبیر شد و به ساحت مقدس ائمه(ع)...

با نظرسنجی های ساختی سعی می نمودند ایرانی را دروغ گو ترین و ریاکارترین مردم دنیا نشان داده و با آن "هویت" ایرانی را مورد هجوم بی‌امان قرار دادند. از هر بهانه‌ای برای تحقیر ملت ایران استفاده می شد: نماینده ای پشت تریبون می گفت فرزندم عاشق امریکاست، نمی خواهد در ایران زندگی کند و خجالت می کشد که...

دیگری مسئولان ایران را به پنهانکاری و دروغ گویی متهم می کرد. تیم ورزشی مان که می باخت، ضعف مدیریت خود را به گردن تارخ بزرگ ملت ایران می انداختند و رئیس جمهور کشور که بایستی نماد غرور ملی یک کشور باشد، می گفت: " مردم ما از استبدادزدگی شدیدی رنج می برند و قابلیت کار جمعی را ندارند."

"خودباوری " که یکی از مهمترین شعارهای انقلاب بود، بدرستی از سوی دشمنان گفتمان امام مورد هجوم قرار گرفته بود.

فاصله طبقاتی "طبقه حاکم" شکل گرفته از بیت المال با مردم محروم و فقیر روز به روز بیشتر شده و پرداختن به "عدالت" مهمترین مولفه "گفتمان امام" توزیع فقر نامیده شد و آنگاه که رهبری انقلاب مشکل معیشتی را اصلی ترین مشکل کشور بیان نمودند، پرداختن به مسائل معیشتی را انحراف در مبارزه دانسته واولویت خود را رفراندوم و تصحیح قانون اساسی دانستند.

در عرصه خارجی منافع ملی در تضاد با آرمانها تفسیر شده و دامنه منافع ملی در درون مرزها تعریف شد. نامه های توبه آمیز مبنی بر عدم حمایت از حزب الله و مقاومت فلسطین و تمسخر آرمان حمایت از مظلومان عالم و تعلیق پیاپی و داوطلبانه فعالیت های هسته ای و قرار گرفتن نام ایران در میان محور شرارت از جانب امریکا و همسایه شدن با امریکا در مرزها و مرعوبیت در برابر قدرت های جهانی مولفه دیگر "گفتمان امام و انقلاب" مبنی بر "استکبارستیزی" را هدف قرار داده بود.

دیگر مولفه های "گفتمان امام و انقلاب" نظیر "استکبارستیزی، حمایت از مستضعفین و محرومین در داخل و سراسر عالم، عدالت خواهی، روحیه جهاد و شهادت طلبی، ساده زیستی مسئولین و اجتناب از اشرافی‌گری و..." از یادها رفته بود و می رفت تا تنها صورتی از نظام اسلامی باقی بماند. پسوندهای مجلس اسلامی، دولت اسلامی و... اما سیرت و محتوایی کاملاً غربی. به تعبیر رهبر انقلاب در دانشگاه علم و صنعت:

انحراف در هدف‏ها، در آرمان‏ها، در جهت‏گیرى‏ها را باید مراقبت كرد كه پیش نیاید، و این چیزى است كه ما در طول این سال‏هاى طولانى "-به‏خصوص بعد از جنگ و بعد از رحلت امام- " درگیرش بودیم؛ جزء درگیرى‏هاى اساسى در این دو دهه‏ى گذشته، یكى همین بوده.

جمهورى اسلامى را نمی‏توانند تكان بدهند. ما باید خودمان مراقب باشیم كه از درون پوك نشویم؛ از درون پوسیده نشویم.

اگر این مغزهاى حقیقى و این بخش هاى اصلىِ هویت واقعى جمهورى اسلامى از دست برود و ضعیف شود، ساخت ظاهرىِ جمهورى اسلامى خیلى كمكى نمی كند؛ خیلى اثرى نمی بخشد و پسوند "اسلامى" بعد از مجلس شورا: مجلس شوراى اسلامى؛ دولت جمهورى اسلامى، به تنهایى كارى صورت نمی دهد. اصل قضیه این است كه مراقب باشیم آن روح، آن سیرت، از دست نرود، فراموش نشود؛ دلمان خوش نباشد به حفظ صورت و قالب. به روح، معنا و سیرت توجه داشته باشید. این، اساس قضیه است.

و در این میان تنها رهبری انقلاب بود که که منفعل نشده و با رویکرد انتقادی خود نسبت به گفتمان دولت اصلاحات و با طرح مباحث "اصلاحات امریکایی، دولت اسلامی، جنبش نرم افزاری، عدالتخواهی و..." همچنان تداوم روح انقلابی و استمرار حیات "سیرت و محتوای" نظام اسلامی را در میان مطالبات مردم موجب می شد. هجوم هجمه های گفتمان لیبرالی با سد بلند فرزند روح الله، در حفظ و حراست از کیان "گفتمان امام" مواجه شده بود.

برداشت چهارم: وعده صادق، آغاز تحولات بزرگ

انتخابات شورای شهر دوم بود. همه نا امید بودند و منفعل. مجموعه ناکارآمدی ها و عملکرد های 16 ساله مدیران لیبرال و فاصله گرفتن آنها از "آرمان‌ها و گفتمان امام و انقلاب"، باعث ایجاد نارضایتی عمومی شدیدی بین مردم و حتی ایجاد احساس ناکارآمدی نسبت به کل نظام شده بود.

همه طیف‌ها در انتخابات شرکت کرده بودند و حتی سران نهضت آزادی از بازرگان، توسلی، طالقانی و... تأیید صلاحیت شده بودند. دورنمای خوبی برای انتخابات احساس نمی شد و احتمال پیروزی طیفی غیر از اصلاح طلبان کمی نزدیک به صفر بود. آقای باهنر دموکراسی را اسب سرکشی می دانست که اصلاح طلبان بر روی آن سوار بوده و جناح راست از دم آن آویزان شده است...

دبیرکل ایثارگران فضا را به‌شدت نگران کننده دانسته و توصیه می نمود، نیروها به جای حضور در انتخابات کم اهمیت شورای شهر که احتمال پیروزی در آن کمی نزدیک به صفر است، توان خود را برای ایجاد " اقلیتی" قوی در مجلس هفتم آماده نمایند.

اما تنها یک نفربود که در آن لحظات سخت قاطعانه از پیروزی و امید سخن می گفت و به کلام رهبری در دلبستگی شدید مردم به "آرمانها و گفتمان امام" اعتقاد داشت...

احمدی نژاد با بیش از 300 سفر به سراسر کشور یک تنه به سازماندهی نیروهای انقلاب در سراسر کشور دست زد. آقای ناطق نوری که وجهه خود را در میان مردم می دانست، هرگونه ارتباطی را با آبادگران تکذیب کرد.

در جلسه ای در جنوب شهر تهران و یک هفته قبل از انتخابات وقتی احمدی نژاد در میان حدود 30 تن از دانشجویان از پیروزی قریب الوقوع گفت، یکی از دوستان دستان خود را بالا برد و گفت: "آقای دکتر فکر نمی کنید تحلیل تان خیلی از واقعیت به دور است. این انتخابات همه گروهها آمده اند و حتی نهضت آزادی نیز هست و مردم نیز خیلی ناراضی هستند آنوقت شما می گویید ما پیروز خواهیم شد؟"

هنوز جملات دکتر را بخاطر دارم که با قاطعیت گفت:" شما به چشمان خود خواهید دید که ما پیروز خواهیم شد و این پیروزی آغاز تحولات بزرگی در عالم خواهد بود...." و چند روز بعد نتایج انتخابات صدق وعده او را اثبات نمود...

برداشت پنجم: الگویی به نام امام علی(ع)...

احمدی نژاد با عملکرد خود در مجموعه شهرداری بیش از همه به دنبال احیا "گفتمان امام" بود. گفتمانی که مردم علوی ایران با دیدن کوچکترین نشانه هایی از آن سریعاً بدان دل می سپردند. هنوز به خوبی صحبت ها و ابراز نارضایتی های یکی ازسران جناح راست را بخاطر دارم که می گفتند: "می خواهد ادای امام علی را در بیاورد. در این چند ماه یک سری جوان را برداشته آورده سر کار در حالی که ما 5 وزیر بیکار در تشکل خود داریم..."

کارآمدی، پاکدستی، ساده زیستی و دیدارهای مردمی و حل مشکلات طبقات محروم جامعه و حل گره ها و مشکلات شهر تهران و شکستن حلقه بسته مدیران متوقع کم کار و استفاده از پتانسیل های جوانان حتی تحسین دشمنان را برانگیخت و رئیس جمهور اصلاحات در هامش گزارشی مبنی بر کار 16 ساعته و.. شهردار وقت نوشتند: "قابل توجه آقایان وزرا و شهرداران سابق. یاد بگیرید."

انتخابات مجلس هفتم نیز با سازماندهی احمدی نژاد انجام شد. جناح راست که احساس نموده بود که در وراء عملکرد احمدی نژاد چهره اش ترمیم شده برای بستن لیست های مجلس سهم خواهی نمود و تهدید به ارائه لیست جداگانه کرد اما...

خود در مسجد محل شاهد بودم که مردم می آمدند و می گفتند: می خواهیم به شهردار تهران رای دهیم. و اینچنین مجلس هفتم با احیا امیدهای مردم به کارآمدی نظام و احیا "ملاک ها و گفتمان امام و انقلاب "علی رغم تحصن نمایندگان مجلس ششم و تحریم انتخابات، امیدها را در میام مردم زنده نمود.

برداشت ششم: احمدی نژاد مصادره نشد...

جناح راست برای آنکه بتواند امیدها و فضای شکل گرفته در میان مردم را مصادره به مطلوب نماید، با مدیریت آقایان ناطق نوری و باهنر 8 ماه پیش از انتخابات با برگزاری همایش "گامی نو" وارد صحنه شد. آقایان لاریجانی و ولایتی و توکلی و محسن رضایی کاندیداهای جناح راست در این همایش حضور یافتند و بعد از آن مدام در مصاحبه ها ابراز می نمودند که: شورای هماهنگی بایست سریع تصمیم بگیرد و زمان آنان برای معرفی دیدگاههای خود به مردم کوتاه است. آنان به جمع های مختلف رفته و با زبانهای مختلف صحبت از توانمندی و عمق نگرش خود می نمودند.

احمدی نژاد تنها کسی بود که وارد بازی ما بین مصادیق و آدم ها نشد. وقتی او برای اولین بار شش ماه قبل از انتخابات طرح موضوع "مدیریت انقلابی،مدیریت تحولگرا "را تبیین نمود و " عدالت خواهی و ویژگی حاکمان اسلامی " را بیان نمود و به تبیین تئوری" دولت اسلامی" پرداخت، سران جناح راست در جلسات داخلی به او خندیدند و ناطق نوری در مصاحبه های خود شعارها و برنامه های او را فضایی و تخیلی نامید وگفت این شعارها دیگر جواب نمی دهد. عسگراولادی در دیدار دوستانی از قم و برای توجیه کاندید منتخب خود علی رغم مطالبات رهبری در عرصه عدالت بیان داشت: عدالت برای بالای منبرها خوب است و تا امام زمان نیاید.... هیچ سیاستمداری تلاشهای رهبری انقلاب را در زنده نگهداشتن "گفتمان امام" در مطالبات مردم و خواسته های حقیقی آنان نمی دید.

اما احمدی نژاد به کلام رهبری باور داشت. او می گفت آدمها مهم نیستند واگر هزاران احمدی نژاد فدای تحقق چنین امری شوند، کم است. زیرا او انتخابات را بهترین زمان برای احیا "گفتمان امام و انقلاب" در میان مسئولان می دانست. او می گفت انتخابات دو روز است و مردم در دو روز آخر تصمیم می گیرند. ما باید از فرصت انتخابات استفاده کنیم و "ملاک ها و گفتمان امام و انقلاب" را در بین مردم و مسئولان جا انداخته و احیا نماییم، مردم خودشان مصادیق را تشخیص خواهند داد. مطلبی که رهبری انقلاب بعد از انتخابات بر آن صحه گذاشتند:

"من باید از آقاى احمدى‏نژاد تشكر كنم كه ایشان كار جدیدى كردند؛ عدالت محورى را به عنوان یك شعار گذاشتند وسط؛ این كار خیلى بزرگى بود. وقتى كه ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‏كردند، به " افراد خانواده‏ى خودم" مى‏گفتم اگر آقاى احمدى‏نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب كرد كه شعار عدالت محورى را مطرح كرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یك سنت. این شعار مطرح شد و ذهن‏ها را به خودش متوجه كرد. خوشبختانه مردم هم فهمیدند، خواستند، دوست داشتند و رأى دادند. این كار، كار مهمى است. بنابراین عدالت‏محور بودنِ این دولت حرف بزرگى است؛ طرح این شعار به عنوان محور حركت دولت، "یك كار جدید" است؛ خودش یك تحول است؛ به این پایبند باشید."

احمدی نژاد از "نفی کاخ نشینی" مسئولان گفت و از "حرمت بیت المال" و "ثروت های انباشته". از "مدیران غیر انقلابی و ناکارآمد" گفت و از "خدمتگزاری "و...

او می گفت فقر و گرسنگی مردم باید خواب را از چشمان مسئولان برباید.

هفته های آخر همه کاندیداها بدون آنکه بدانند در زمین او بازی می کردند، یکی اسم جریان خود را "تحولخواه" نامید، حتی معین که کاندید تندروها بود می گفت حالا که فضا این است و همه از "عدالت" می گویند من هم می گویم عدالت جنسیتی، عدالت قومیتی و...

شعارها و ملاک های احمدی نژاد که "ملاک ها و گفتمان امام و رهبری" بودند در دهان همه تکرار می شد و همه بدون آنکه متوجه باشند در زمینی که او طراحی نموده بود در حال بازی بودند و اگر او رای هم نمی آورد، او به مقصود خود رسیده بود..

برداشت هفتم: رنگ باختن ملاک های غیر علوی...

هر چند دیگران نیز از تحول و عدالت و شعارهای انقلاب می گفتند اما هیچ یک از کاندیداها شعارهای محوریشان این مطالب نبود، بلکه آنان با این پیش فرض که قشر خاکستری مهمترین قشر و از جوانان لاقید تشکیل شده شعارهای خود را برای جلب آراء آنان متمرکز نموده بودند. هرچند که بایستی اذعان نمود که عدم انتخاب شعارهای امام و انقلاب دلیل دیگری نیز داشت که آن را می توان عوارض 16 سال تمسخر و تردیدافکنی در "آرمانها و گفتمان امام و انقلاب" از سوی نخبگان لیبرالی نامید.

مثلا آقای توکلی که به نفع قالیباف کنار کشیده بود، در تبیین ملاک های یک رئیس جمهور در جمع شورای هماهنگی در ساختمان هشت بهشت می گوید: " بایست واقع نگر باشیم، آراء خاکستری مهمترین آراء است و باید به فکر جذب آنها باشیم،مثلا جوانان ما دوست دارند رئیس جمهورشان خوش تیپ باشد، مثلا دوست دارند خوش لباس باشد مثلا دوست دارد رئیس جمهورشان بتواند بپرد..."

اکثر کاندیداها از هاشمی گرفته تا معین از لزوم رابطه با امریکا سخن می گفتند و باور داشتند برای توسعه کشور و عبور از بحران موجود به زعم آنان تنها راه حل مشکلات کشور برای امریکا است.

اما احمدی نژاد به دنبال" احیا گفتمان امام و رهبری" و نظام علوی در میان "مسئولان" بود. او بحق صادق ترین، معتقدترین، عامل ترین و شایسته ترین فرد برای" احیا گفتمان امام" در میان "مسئولان " بود. گفتمانی که سالها و با ایثار رهبری در میان مردم به عنوان یک مطالبه اساسی، زنده و بالنده مانده بود. و امروز تو خوب می دانی که شعارهای رابطه با امریکا، آزادی بی بند باری و... چه میزان در میان مردم جذابیت دارد. شعارهایی که تا پیش از این نتایج انتخابات های بسیاری را رقم زده بود.

برداشت هشتم: انتخابات دهم ؛رقابت گفتمانی احمدی نژاد با مهره های هاشمی

مرحله دوم انتخابات نهم و رقابت "هاشمی و احمدی نژاد " نمادی از جدال دو گفتمان برای ادراه آینده انقلاب بود. جدالی که در انتخابات دهم نیز دامنه آن ادامه خواهد داشت. این بار نیز هاشمی همانند مرحله دوم انتخابات نهم جبهه وسیعی از نیروها را رهبری خواهد نمود. مسئولان و نیروهایی که گفتمان و معیارها و نحوه مدیریت احمدی نژاد را نمی پسندند و دولت او را انحرافی ناگوار از مسیر و دوران 16 ساله گذشته کشور می دانند و سعی خواهند نمود تا آخرین تلاشهای خود را برای بازگشت به مسیر گذشته دنبال نمایند.

لذا برای تحلیل انتخابات دهم به جای تحلیل حرکات خاتمی، میرحسین، قالیباف، روحانی و.. بایست به تحلیل هاشمی در نحوه چینش نیروها در برابر احمدی نژاد نشست. گو اینکه او بود که خاتمی را ترغیب و تشجیع به آمدن نمود و میر حسین را ترغیب به بیان مطالب انتقادی پیش از کناره گیری و...

از طرفی احمدی نژاد "گفتمان امام و انقلاب" را در میان مردم تثبیت شده می داند و به " آرمانخواهی، عدالت خواهی، استکبارستیزی، مطالبه ساده زیستی مسئولان و..." و به زبان دیگر به مطالبه "گفتمان امام" به صورت یک خواسته حقیقی در میان مردم باورد دارد و از طرف دیگر هاشمی با چیدمان دقیقی از مهره ها و بازی با مصادیق سعی در کاهش آرا وی دارد. رقابتی که پس از گذشت سه سال می رود تا به حساسترین لحظات خود نزدیک شود.

برداشت آخر: جنگ میان دو گفتمان...

همیشه از صحبت راجع به انتخابات طفره می رود. خبرگزاریها نوشته بودند که فلانی کاندید نمی شود. گفتم فلانی گفته: کاندید نمی شوم. مثل همیشه چهره اش هیچ تغییری نکرد. هیچ خبر خوب یا بدی او را به هیجان نمی آورد. وقتی که دید خیلی خوشحالم و منتظر جواب، گفت: مهم نیست که چه کسی می آید و چه کسی می رود. مهم این است که ما به تکلیفمان عمل کنیم که اگر بکنیم، پیروزیم.

گفتم خبر خوبی بود. گفت مطمئن باش می آید. در این انتخابات این ها هر چه تیر دارند شلیک خواهند کرد، تازه از بیرون هم می روند قرض می گیرند و... این مهم نیست که چه کسی می آید و چه کسی نمی آید. مهم این است که در انتها همه مهره ها طوری چیده خواهد شد که همه یک جبهه یکپارچه و واحد را بر علیه "گفتمان امام و انقلاب " تشکیل خواهند داد.

چرا دنیا به احمدی نژاد توجه دارد؟


 

در سال های بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم تا به امروز بسیاری از رهبران سیاسی و برجسته جهانی در نشست سالیانه مجمع عمومی از تریبون سازمان ملل سخنرانی كرده اند «نهرو» از هند، «تیتو» از یوگسلاوی،  ی«ناصر» از مصر، «كاسترو» از کوبا، «خروشچف» از شوروی، «كندی» از آمریكا و ولی هیچ كدام نتوانستند همچون دكتر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، توجه اقشار مردم و دولتمردان را به خود جلب كنند

 خروشچف در دهه 1960 در یكی از جلسات مجمع عمومی حتی با مشت زدن روی میز كوشش كرد توجه جهانیان را به خود جلب كند ولی نه خشم و عصبانیت او به عنوان رهبر یك ابرقدرت و نه فریاد كاسترو به عنوان رهبر یك انقلاب سوسیالیستی و نه طنین ضداستعماری نهرو و ناصر و تیتو توانست آن انعكاس و بازتاب و تاثیری را كه سخنان دكتر احمدی نژاد ایجاد كرده است، به وجود آورد

 

این قضاوت و ارزیابی من تنها مبنی بر قرائت و مطالعه تاریخ روابط بین الملل و سازمان ملل نیست بلكه بیش از همه برپایه مشاهدات خود به عنوان استاد و پژوهشگر به مدت 50سال در واشنگتن و نیویورك است

 شما باید آن روزها در صحنه حاضر می بودید تا بتوانید هرچه بهتر وسعت و عمق دریای سیاسی امروز را كه بازیگران قدرت در آن غوطه ورند تشخیص دهید

 هوش و ذكاوت دكتر احمدی نژاد و تدبیر و شجاعت و صلابت وی را باید در چهارچوب این تلاطم جهانی درك كرد علاقه من به مشاهده و مطالعه جایگاه او در روابط معاصر بین المللی تاثیر آنی و كوتاه مدت آن نیست بلكه اثر تاریخی، درازمدت، و مداوم آن در سطوح ملی و بین المللی است از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(ره) هیچ رئیس جمهور ایران به اندازه دكتر احمدی نژاد مورد توجه جهانیان قرار نگرفته است

پس می توان پرسید كه چرا دنیا به احمدی نژاد توجه دارد؟

نواندیشی، عدالت خواهی، و توحیدگرایی سه محوری است كه دكتر احمدی نژاد بر آن تكیه دارد

 به عبارت دیگر، در دنیایی كه یك ابرقدرت و امپراتوری مانند شوروی سرنگون شد و یك ابرقدرت و امپراتوری دیگر مانند آمریكا در آستانه افول است، در دنیایی كه رهبران آن مقابل ظلم و بی عدالتی سخن جدیدی ندارند و سازمان های بین المللی مقابل زورگویی و قانون شكنی و جنگ سكوت اختیار كرده اند، و در دنیایی كه اغلب سران مشروعیت خود را از دست داده و مورد اعتماد مردم خود نیستند، در چنین محیطی دكتر احمدی نژاد پیام قابل شنیدنی دارد گرچه محتویات آن به گوش و مذاق بعضی سنگین و تلخ به نظر برسد او مسائل و موضوعاتی را در سطح بین المللی مطرح می كند كه دیگران از اظهار آن ابا داشته و خودداری می كنند دكتر احمدی نژاد دنبال ریشه های درخت اختلاف و كشمكش است و نه شاخه های آن او نظریه ها، فرضیه ها و پیش فرضیه های حاكم بر نظام جهانی را زیر سؤال می برد و خواستار تأمل و تفكر در آنها می شود

 در دهه های 1950 و 1960 این «تیتو» و «نهرو» بودند كه بقیه دنیای به اصطلاح سوم را با همقطاران و همفكرانی مانند كاسترو و ناصر و سوكارنو و نكرومه علیه آمریكا و شوروی بسیج كردند ولی خط مبارز این رهبران آنروزی دنیا را سكولاریسم، ملی گرایی، سوسیالیسم و خودكفایی تشكیل می داد

امروز مرزهای روابط بین المللی و موضوعاتی كه در دستور روز قرار گرفته است با گذشته فرق می كند نیم قرن پیش چه كسی فكر می كرد كه دین و معنویات، اسلام و ادیان الهی، فروپاشی خانواده، محیط زیست، انرژی اتمی، و كاهش منزلت زن، موضوعات مطرح شده در سطح جهانی و سازمان های بین المللی را تشكیل دهد

 ما امروز شاهد تشكیل یك فرهنگ مقاوت علیه سلطه گرایی هستیم این فرهنگ مقاومت در همه قاره ها در حال رشد و نمو است چیزی كه دكتر احمدی نژاد در سخنرانی سازمان ملل خود از آن به نام «جبهه همبستگی برای صلح» نام برد این فرهنگ مقاومت را به خوبی می توان در فلسطین، در لبنان، در عراق و در كشورهای آمریكای لاتین مانند ونزوئلا، بولیوی و در اقصی نقاط آفریقا و آسیا مشاهده كرد احمدی نژاد امروز پیشگامی در این جبهه را به عهده گرفته است

 امروز جریان سلطه ستیزی در سراسر جهان یك واقعیت انكارناپذیر است جبهه همبستگی برای صلح از نظریه انسان مدار، اخلاقی، سنت گرا، و خودكفا در رشد و توسعه عدالت اجتماعی نشأت می گیرد و بر محور معنویات و خداشناسی و توحید مستقر است

 فرهنگ مقاومت نیز به دنبال احترام و عزت بشری بوده و به دنبال گفت وگویی است كه حركات انقلاب كنونی در جهان را موجب می شود جلوگیری از جنگ و پیشبرد صلح، ایجاد گرایش عمومی به سوی تعامل و سازشكاری و هم زیستی، احترام به فرهنگ و ارزش ها، پشتیبانی از نهاد خانواده و اجتماع، نماد و نشانه های امروزی این فرهنگ مقاومت علیه سلطه گرایی است

 فرهنگ مقاومت علیه سلطه گرایی در همه جوامع چه غرب و چه شرق، چه شمال و چه جنوب وجود دارد چهارچوب اخلاقی جبهه همبستگی برای صلح كه فراتر از همه دولت ها و اقوام و ملت ها است باید مدنظر قرار گرفته و پایه بسیج عمومی برای یك امنیت و توسعه و صلح پایدار باشد

اصالت و نوآوری صحبت های دكتر احمدی نژاد همان قدر كه قدرت و مشروعیت سلطه گران و دستگاه های تبلیغاتی آنها را به تكاپو انداخته است، افكار و مواضع و اندیشه های او نیز به همان اندازه در بین قشرهای مختلف ملل، به ویژه گروه هایی كه سال ها تحت استعمار و استثمار بوده اند، هیجان فوق العاده ای ایجاد كرده است

 یك نگاه كوتاه به محور سخنرانی او در نیویورك این موضوع را به خوبی به اثبات می رساند عدالت به جای زور و قدرت، كرامت های انسانی، حاكمیت خداپرستی، زورگویی و رویگردانی از خدا به عنوان دو عامل اساسی چالش های امروزی، نقض قوانین و حقوق بین الملل توسط قدرت های بزرگ، نقض گسترده حقوق بشر توسط آمریكا، فروپاشی خانواده و كاهش منزلت زن، توسعه تروریسم و اشغالگرایی توسط ایالات متحده، هجوم به فرهنگ های بومی و تحقیر ارزش های ملی، گستره فقر و بی سوادی و محرومیت از بهداشت در سطح جهانی، نادیده گرفتن ارزش های متعالی، ترویج فریب و دروغ و جنگ طلبی، و خاتمه یافتن موضوع هسته ای ایران

دكتر احمدی نژاد خواهان تحول و اصلاحات اساسی و بنیادین در نظام بین المللی است او معتقد است كه عدالت به جای قدرت باید بر نظام بین المللی حكم فرما باشد و بدین ترتیب وی مفاهیم و پیش فرضیه ها و نظریه های موجود رئالیسم یا واقعیت گرایی غرب را كه بر محور قدرت مستقر است به چالش می طلبد

 برای او عدالت گرایی و عدالت خواهی تنها مسیر بشریت و جامعه انسانی به سوی صلح و امنیت پایدار و پویا است دكتر احمدی نژاد به دنبال شكستن اسطوره های سیاسی است از دیدگاه او درك مسئله و مشكل فلسطین درك و كیفیت «هولوكاست» است زیرا توجیه و چگونگی مصیبت بر یهودیان در اروپا و به دست اروپایی ها مشروعیت اشغال فلسطین را توسط صهیونیست ها و غرب به وجود آورد و به تاسیس نظام اسرائیل انجامید

 فلسطینی ها نه در جنگ اروپا و نه در كشتار یهودیان شركت داشتند و امروز مردم فلسطین هستند كه باید از طریق رفراندوم سرنوشت خود را مشخص كنند دوران اندیشه های مادی مبتنی بر خودخواهی و سیطره طلبی پایان یافته است و بهتر است این كشورها به جای دخالت در امور دیگران به مردم خود برسند چون دنیا نیازی به آنها ندارد

 علی رغم تبلیغات گسترده ای كه برای مخدوش كردن چهره دكتر احمدی نژاد از طرف دولتمردان و رسانه های آمریكا تدارك دیده شده است، تحولات ارتباطات بین المللی و جهانی، دگرگونی های زیرساختی اطلاع رسانی، پیدایش شبكه های جدید رایو- تلویزیون در سطح جهانی، افزایش سرعت تولید و توزیع پیام به طور مستقیم از طریق ماهواره ها، و بالاتر از همه آگاهی و علاقه مخاطبان دنیا به دریافت دست اول و صحیح از مراكز اخبار و گسترش و بهره برداری هرچه بیشتر عموم مردم از اینترنت، همه و همه میدان عمل را برای رئیس جمهور ایران باز كرده و توازن و كنترل رسانه ها را كه مدت های طولانی در انحصار چند كشور غربی به ویژه آمریكا بود متلاشی كرده است

متانت و مهارت دكتر احمدی نژاد در ارتباطات عمومی و ابتكارات اطلاعاتی و مردمی او در حقیقت رئیس جمهور ایران را برای اولین بار به یك رسانه جهانی انسانی ارتقا داده است

 برای رسانه های آمریكا و دنیا اولویت سخنرانی و حضور دكتر احمدی نژاد در نیویورك بر نشست مجمع عمومی تقدم داشت اختصاص خبرهای روز و ستون مطبوعات به رئیس جمهور ایران نگرانی و اضطراب فوق العاده ای در مقامات آمریكایی ایجاد كرده بود كه نظام آمریكا كوشش داشت آن را پنهان نگاه دارد

 جنگ سرد بین نظام آمریكا و دكتر احمدی نژاد یك نبرد رسانه ای و اطلاعاتی است و تا امروز رسانه های آمریكا هرچه كوشش كرده اند كه رئیس جمهور ایران را به تله بیندازند، خود بیش از همه به تله افتاده اند

 دكتر احمدی نژاد در مدت كوتاه اقامت خود در نیویورك كوشش كرد از این زیرساخت های اطلاعاتی و رسانه ای استفاده كرده و از طریق سازمان ملل و تریبون آن پیام خود را به جهانیان برساند و آمریكا را در مقابل كشورهای جهان قرار دهد به روایت مطبوعات آمریكا 500میلیون نفر سخنان احمدی نژاد را شنیدند، چیزی كه دهه های قبل برای سران دولت ها فقط یك آرزو و رؤیا به نظر می رسید دكتر احمدی نژاد از بی نیازی ایران به تسلیحات هسته ای صحبت كرد و موضوع قرار گرفتن ایران و آمریكا در مسیر جنگ را كم اهمیت دانست

دكتر احمدی نژاد كاركرد نهادهای مهم غرب را زیر سؤال می برد و آنها را مورد استیضاح قرار می دهد حادثه دانشگاه كلمبیا یك اتفاق بزرگ بود كه خود احتیاج به یك مقاله جداگانه دارد آنچه در دانشگاه كلمبیا صورت گرفت حیثیت كل ادعاهای نظام سلطه و دموكراسی مبتنی بر مادی گرایی را به صحنه آورد و نشان داد كه در داخل آمریكا یك سردرگمی بزرگ درباره نوع تعامل با ایران به وجود آمده است

مهرورزی، اعتماد به نفس، و تبحر سخنوری دكتر احمدی نژاد فوق العاده است او در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، این نشست جهانی را به یك دادگاه بین المللی تبدیل كرد كه دادستانی آن را خود به عهده داشت

 در دانشگاه كلمبیا خونسردی و متانت و گذشت او تحسین آور بود حضور او در كلمبیا بحث و گفتمانی را در مجالس و محافل فرهنگی و علمی آمریكا شروع كرده است كه به عقیده من سال ها ادامه خواهد داشت

 در ملاقات با بیش از 70 نخبه برجسته آمریكایی كه قریب به سه ساعت طول كشید، دكتر احمدی نژاد نقش یك استاد باتجربه و متبحر را ایفا كرد و در گفت وگوی خود با علما و دانشمندان اسلامی مقیم آمریكا و در سخنرانی خود در كلیسای نیویورك با پیشوایان و رهبران دینی مسیحی و یهود نشان داد كه خاورمیانه و ایران خاستگاه ادیان الهی است و ایمان و عقلانیت منزلتی بس بزرگ در سنت اسلامی دارد تكیه او بر خداپرستان، عدالت طلبان و مهرورزان بود

نوشته ی پرفسور حمید مولانا

حاشیه های اولین سفر انتخاباتی خاتمی


محمد خاتمی که برای تبلیغات انتخاباتی خود به شیراز سفر کرده بود اولین میتینگ انتخاباتی خود را در شیراز برگزار کرد و عصر روز پنجشنبه در حالی كه با سخنرانی وی در شاهچراغ از سوی تولیت این آستان مورد مخالفت قرار گرفته بود، در جمع برخی از هواداران خود در ورزشگاه شهید دستغیب شیراز سخنرانی كرد.

* خاتمی در این سفر با جمعی از چهره های اصلاح طلب شیراز دیدار کرد؛ در این جلسه در دقایق پایانی سخنان خاتمی یکی از طرفداران وی بلند شد و گفت من صحبت دارم. خاتمی گفت ساکت بنشینید صحبت های من که تمام شد صحبت کنید.

پس از دو دقیقه خاتمی گفت آقا حالا شما بفرمایید؟ این فرد گفت: آقای خاتمی! ای فرزند زهرا، ای از سلاله پاک رسول خدا همان طور که هر فرد بی غرضی می داند حضور مجدد شما در عرصه انتخابات سبب خوشحالی مردم و برکات بسیار زیادی برای نظام شد. از بزرگترین برکات حضور شما قرائت جدید از دین است. قرائتی منطبق بر مدرنیته و به دور از تحجرات تأسف آور امروزی. ای خاتمی! ای روحانی روحانی زاده، بسیار تحسین برانگیز است که حضرتعالی این گفتمان را در فضای کشور جاری ساخته اید تا دیگر برخی آقایان معلوم الحال دست دادن شما روحانی معظم با زنان خارجی را تفسیر به رای و خلاف شرع ندانسته و اولویت منافع نظام را بر مسایل کوچک مانند دست دادن شما با یک زن خارجی را تشخیص دهند. وعده ما خرداد 88 

خاتمی در جواب این فرد گفت: من از شما بسیار متشکرم. باید بگویم من واقعاً بنا ندارم جواب جوسازیهایی که بر علیه من می شود را بدهم و هر مسئله ای که پیش می آید واکنش نشان دهم. من آن تهمت هایی را که زدند نفی می کنم. این نوع تبلیغات برای کسانی که منتشر کننده آن تهمت ها هستند اثر منفی خواهد داشت. وی گفت: من نگفته ام قرائتم از دین منطبق با مدرنیته است من گفته ام باید در این عرصه رویه جدیدی داشته باشیم.

* در حین سخنان خاتمی یکی از زنان حاضر در جلسه با صدای بلند خطاب به خاتمی گفت: آقای خاتمی آیا دست دادن با زن نامحرم از اصول مدرنیته است؟ آن خانم دوباره پرسید جواب من را بدهید آیا این کار از اصول مدرنیته است؟

خاتمی در جواب گفت: نه ولی...؛ فرد معترض در این هنگام اعتراض خود را با جمله ای دیگر تکرار کرد. پس از این اتفاق، خاتمی بدون تمام کردن سخنان خود و بدون خداحافظی به سرعت سالن را ترک کرد. پس از این اقدام جمعیت به سمت خانم مورد نظر رفته و با توهین و ناسزا او را از سالن بیرون کردند و در حمایت از خاتمی شعار: خاتمی پاینده رئیس جمهور آینده سر دادند.

* خاتمی که قرار بود پنجشنبه شب در مراسمی در مسجد قبا (آتشی ها) که مسئولیت آن بر عهده سیدعلی محمد دستغیب است حاضر شود به علت اعتراضات شدید طلاب در آن مراسم حضور نیافت. وی البته روز جمعه با وی در منزلش دیدار کرد. موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات در آن مراسم طی سخنان کوتاهی عدم حضور خاتمی در مراسم را ترافیک مسیر عنوان کرد!

* خاتمی صبح جمعه به زیارت شاهچراغ(ع) رفت. به محض ورود او فردی فریاد زد برای نابودی منافقان صلوات که جمعیت صلوات فرستادند؛ توقف خاتمی در شاهچراغ خیلی کوتاه بود.

* در مصاحبه مطبوعاتی خاتمی در هتل پارس شیراز وی اجازه سؤال کردن به مطبوعات کشوری را نداد و فقط با خبرنگاران چند روزنامه محلی اصلاح طلب صحبت کرد و جواب سؤالات آنان را داد.

* همزمان با سفر محمد خاتمی به شیراز ۱۰ تشکل دانشجویی دانشگاههای شیراز با انتشار بیانیه ای خطاب به وی از او خواستند به دور از ناراحتی و عصبانیت به سؤالات پانزده گانه آنان در زمینه پاسخ به منتقدان خود، تحمل مخالف، تاسیس بنیاد باران، دست دادن با زنان اجنبی در ایتالیا و... پاسخ دهد اما خاتمی هیچ پاسخی به این درخواست دانشجویان نداد

تحلیل

 تیم مشورتی محمد خاتمی اخیراً درباره سودمند بودن ادامه سفرهای استانی به شدت ابراز تردید کرده اند.

اصرار برخی چهره های خاص در اطراف آقای خاتمی بر لزوم ترتیب داده شدن «سفرهای کنترل شده» برای وی در حالی است که برخی دیگر از نزدیکان او به عللی معتقدند خاتمی بهتر است در تهران بماند و صرفاً با نمایندگانی که از شهرهای مختلف به دیدن او می آیند دیدار کند.

منتقدان پروژه سفرهای استانی خاتمی معتقدند هرگونه سفر به شهرها و شهرستان ها توسط خاتمی با سفرهای استانی دکتر احمدی نژاد مقایسه خواهد شد و از آنجا که استقبال از این دو نفر در شهرستان ها به هیچ وجه قابل مقایسه با یکدیگر نیست، سفرهای خاتمی به نمایش پیوسته ناتوانی وی در جلب توجه و حمایت مردم تبدیل خواهد شد و انگیزه های خود را برای انجام سفرهای بیشتر در آینده از دست خواهد داد.

ثانیاً این عده از اطرافیان خاتمی تأکید می کنند با توجه به سابقه طولانی اصلاح طلبان در بی توجهی به مسائل معیشتی مردم خصوصاً در شهرهای دور و همچنین اهانت هایی که شماری از اصلاح طلبان به مبانی اعتقادی مردم مسلمان ایران داشته اند، این احتمال وجود دارد که خاتمی در این سفرها با اعتراض های شدید مردمی مواجه شود و روحیه خود را برای ادامه کار تا شب انتخابات ببازد. برآوردها نشان می دهد اظهارات ضد دینی اطرافیان خاتمی و دست دادن وی با زنان نامحرم در سفر به ایتالیا در صدر مسائلی است که اصلاح طلبان احتمال می دهند مورد اعتراض مردم در شهرهای مختلف قرار گیرد.

 

لینک مطلب اصلی: http://hamedtalebi.blogfa.com/post-291.asp

غزلی از امام خمینی(ره) و غزلی از حضرت آیت الله خامنه‌ای در پاسخ به آن

امام:

من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

آقا:

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

امام:

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم

همچو منصور خریدار سرِ دار شدم

آقا:

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان

دار منصور بریدی همه تن دار شدی

امام:

غم دلدار فکنده است به جانم، شررى

که به جان آمدم و شهره بازار شدم

آقا:

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر

ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

امام:

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز

که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

آقا:

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

امام:

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم

خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

آقا:

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست

امت از گفته در بار تو هشیار شدی

امام:

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دم رند مى‏آلوده مددکار شدم

آقا:

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی

دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی

امام:

بگذارید که از بتکده یادى بکنم

من که با دستِ بت میکده، بیدار شدم

آقا:

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

جنایاتی که احمدی نژاد قبل از سوم تیر 84 مرتکب شده بود !


 

 

 

 1- مهمترین دلیلی که نشان می دهد دکتر احمدی نژاد آدم بیخودی است این است که ایشان وقتی مثل شهید رجایی کنار محافظان خود می ایستد آدم تعجب می کند که آخر این چه مدیری است که لباس محافظانش از لباس خودش گران تر و با کلاس تر است.
 2- در بی تربیت بودن دکتر احمدی نژاد همین بس که تا به حال به مناسبت روز تولد فرزند یکی از معاونین خود از پول بیت المال برای آن عزیز دردانه پراید کادو نبرده است.خسیس بازی تا به کجا ؟؟
 3- از جمله دلایلی که ثابت می کند دکتر شهردار خوبی نیست، این است که به جای اینکه 2 ساعت برای مردم سخنرانی کند، 7 ساعت مثل آدمهای بیکار به درد و دلهای مردم گوش می دهد،کانه هیچ کاری در شهرداری مهمتر از شنیدن حرف شهروندان و حل کردن مشکلات ایشان نیست.
 4- دکتر احمدی نژاد بر خلاف شهرداران تهران در دولت سازندگی و اصلاحات، نه تنها عرضه تهیه یک خانه اشرافی در مناطق شمالی شهر تهران را ندارد، بلکه تا به حال هیچکس ایشان را در ماشین ضد گلوله ندیده است. وانگهی شهرداری که بلد نباشد پیپ بکشد حالا هی برای مردم کار کند!!
 5- در بد ذاتی ایشان یکی از دلایل این است که به جای اینکه مالیات و عوارضی را که از مردم می گیرد، به احزاب و گروهها بدهد، صرف امور نامشروعی مثل وام ازدواج می کند!!
 6- شهردار تهران چند صباح بعد از مدیریت در شهر تهران، باعث شد که مردم بفهمند شعار اصلاحات را اصلاح طلبان داده اند، اما اصول گرایان به آن عمل کرده اند. سر همین اگر نماینده گان مجلس ششم به جای تحصن خودشان را هم دار می زدند، باز هم کک مردم نمی گزید. آیا نباید به خاطر این کارها که همه اش زیر سر احمدی نژاد است، به ایشان فحش داد؟؟؟
 7- دیگر دلیل اینکه احمدی نژاد پایه گذار این بدعت بود که مردم از مدیران به جای شعار، کار مطالبه کنند. آیا همین مسئله جرم کوچکی است ؟
 8- اخیراً کشف شه که دکتر احمدی نژاد، به جای اودکلن های 400 هزار تومانی از عطرهای حومه شاه عبدالعظیم استفاده می کند، جنایتی که حتی بیجه هم مرتب نمی شد !

 


 9- از دیگر جرایم دکتر این است که تمام هزینه های سفرهای کاریش را از جیب می گذارد و نمی تواند مثل دیگر مسئولان، که کوچکترین سفرهایشان بودجه کشور را تمام می کند، از پول بیت المال استفاده کند. بی عرضه گی تا چه حد ؟؟
 10- شهردار تهران تا ساعت 12 شب سر کار خود می ماند، صبح هم ساعت 6 کارش را شروع می کند. قضاوت کنید که یک مدیر تا چه حد می تواند خیانت کار باشد؟؟؟
 11- بزرگترین جرم شهردار تهران، امیدوار کردن مردم به کار آمدی نظام می باشد، چرا که جز این است که ایشان نان انقلاب را در حد مختصر می خورد و با کمال وقاحت حاضر نیست مثل بعضی حضرات برای ضد انقلاب خدمت کند.
 12- دکتر احمدی نژاد بر خلاف دیگر شهرداران تهران، حاضر نیست سیاستهایی را اتخاذ کند که به گرانتر شدن شهر تهران منجر گردد. این تن بمیرد ایشان بیشتر شبیه به حاجی ارزونی هاست یا شهردار تهران ؟؟؟
 13- چندی پیش شهردار تهران برای حل مشکلات ترافیک علاوه بر احداث اتوبانهای جدید و اصلاح برخی اتوبانهای قدیمی خواهان برچیده شدن بساط نمایشگاه بین المللی از محل فعلی شد. این در حالیست که وزرای آقای... با این کار که گره ترافیک را تا حدی باز می کرد مخالفت کردند ؟؟
 این گذشت تا اینکه آقای ... بالاخره متوجه ترافیک تهران شدند. آیا این وسط آقای احمدی نژاد گناهکار نیست؟
 14- چندی پیش لیست مدیرانی را که از شهرام جزایری پول هنگفت گرفته بودند، چاپ کردند و چون نام دکتر در این لیست نبود، معلوم می شود که ایشان اصلاً مدیر نیست.
 15- از دیگر جرایمی که از شهردار تهران دکتر احمدی نژاد فاش شده این می باشد که مثل دیگر مسئولان، نیمی از سال را در کشورهای خارجی و اروپا برای خوشگذرانی و تجارت نمی گذراند. بنده خدا تا به حال رنگ خارج را ندیده است ! ! !
 16- بر خلاف دیگر کاندیداها که معلوم نیست این همه هزینه ها را از کجا آورده اند و اینطور تبلیغ می کنند، دکتر احمدی نژاد هیچ ستاد انتخاباتی ندارد. او ستاد مردمی دارد و مردم از او حمایت می کنند و ایشان گفته اند: (( پول بیت المال ارث پدری کسی نیست)). ایشان تا چه حد می خواهند مردم را به بازی بگیرند ؟؟؟


 دوستان عزیز این جنایاتی که ذکر شد جهت اطلاع شما دوستان بوده که بفهمید چه کسی را در راس امور کشور قرار می دهید البته اینها جنایاتی هستند که متهم قبل از ریاست جمهوری مرتکب شده و پرونده جنایاتی نظیر سهام عدالت ، مبارزه با ویژه خواری ، مبارزه با مافیای قدرت و ثروت ، طرح تحول اقتصادی ، از تعلیق در آوردن فعالیتهای هسته ای، اقتدار نظامی کشور، ارسال ماهواره و دهها جنایت دیگرهمچنان مفتوح است !!!! 

منبع : سرزمین آرزوها

با اندکی تصرف

 

لینک مطلب اصلی: http://shamsnews.blogfa.com/post-78.aspx

شانس خاتمی در انتخابات صفر است

پایگاه اینترنتی المحیط در مقاله‌ای نوشت: با ادامه یافتن شرایط كنونی، شانس پیروزی محمد خاتمی در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران تقریبا صفر است.

به گزارش شبکه خبر دانشجو، این پایگاه اینترنتی امروز در این مقاله به قلم محمد مصطفی بنایه نوشته است: با وجود اینكه اعلام نامزدی محمد خاتمی در این انتخابات شادی برخی محافل سیاسی در داخل و خارج ایران را موجب شد، اما شانس پیروزی وی در این انتخابات به چند علت تقریبا صفر است.

این مقاله در بیان دلایل ادعای خود می نویسد: اولین دلیل، توانایی رقیب خاتمی یعنی احمدی نژاد در مدیریت بحران ها و همچنین بدست آوردن نظر مساعد مراکز قدرت و تصمیم گیری در ایران است.

المحیط افزوده است: افکار عمومی ایران معتقدند که پایداری احمدی نژاد باعث شد كه شیطان بزرگ یعنی آمریكا خواستار گفت و گوی مستقیم با تهران شود، در حالی كه محمد خاتمی با وجود امتیاز دادن به غرب و موافقت كردن با توقف فعالیت های هسته ای ایران نتوانست چنین موفقیتی كسب كند.

این تحلیل در بیان سومین دلیل عدم مقبولیت خاتمی نوشت: دولت احمدی نژاد در صنایع نظامی و عرصه های علم و فناوری توانست موفقیت های چشمگیری كسب كند كه از جمله می توان به ارسال ماهواره امید به فضا در این باره اشاره كرد و این مسئله موجب افتخار و محبوبیت رئیس جمهور كنونی ایران شده است.

این رسانه عربی آورده است: اصلاح طلبان در وضع آشفته و پریشانی بسر می برند و میان سه نامزد آنها برای ریاست جمهوری اختلافاتی وجود دارد كه زمینه را برای پیروزی مجدد احمدی نژاد در این انتخابات فراهم می كند؛ اصلاح طلبان تاكنون سه نامزد را معرفی كرده اند یكی از آنها مهدی كروبی است كه بارها تاكید كرده به نفع محمد خاتمی كنار نخواهد رفت.

در ادامه این مقاله آمده است: با اینكه احمدی نژاد نتوانست به وعده های انتخاباتی اش درباره بهبود اوضاع معیشتی مردم ایران وفا كند، اما مردم ایران می دانند كه بحران اقتصادی بین المللی بر قیمت نفت تاثیر اساسی گذاشت و اجازه نداد كه طرح احمدی نژاد در این باره عملی شود، بویژه كه دولت ایران تلاش فراوانی برای كاهش تولید نفت جهت بالا نگه داشتن قیمت آن انجام داد، اما با كارشكنی دولت عربستان دراین باره روبرو شد.

محمد مصطفی بنایه در ادامه نوشت: بطور كلی شانس محمد خاتمی برای پیروز شدن در انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران تقریبا صفر است.

نویسنده این مقاله تصریح كرده است: در هر صورت محمد خاتمی نباید روی محبوبیت خود در داخل و خارج ایران و هم پیمانی با شخصیت های مهم این كشور زیاد حساب باز كند؛ زیرا چنین محاسبه ای ریسكی است كه به شكست منجر می شود.

مقایسه عملکرد خاتمی و احمدی نژاد


از وبلاگ عدالت پویان

رسواگر -Roswagar.persianblog.ir/ شاید در اولین نگاه این مطلب یک نوشته ای بسیار افراطی و از سر کینه به نظر آید ولی بنده هیچگونه بغضی نسبت اقای خاتمی نداشته و ندارم ولی وقتی می بینم ایشان و اطرافیانشان بر روی امدن یا نیامدن ایشان {که همان روش پوسیده ایجاد موج علامت سوال در جامعه است }مانور میدهند وطوری از زمان نچندان دور خودشان حرف می زنند که که انگار در زمان ایشان ایران گلستان والان ویرانه است{البته شاخص ها چیز های زیادی برای گفتن دارند}و اینان الان می خواهند به عنوان منجی وارد صحنه شوند به همین دلیل تصمیم گرفتم ریز مقایسه هایی موردی در مورد روسای دولتهای قبلی و فعلی داشته باشم

1-خاتمی به دلیل ناتوانی هایش والبته جلب رای گریه هم می کند ولی از نظر انحراف طلبان احمدی نژاد همه کار می کند تا رای نیاورد {سهمیه بندی بنزین و صرفه جویی3ملیارد دلاری و افشاگری علیه دانه درشتها واجرای طرح تحول}

2-خاتمی تنش زدایی{باج دهی}می کند حتی به قیمت عدول از منافع ملی و احمدی نژاد بدون هیچ گونه باج دهی از منافع ملی دفاع می کند

3-خاتمی نامه می نویسد و دستمال سفید را بالا می برد{نامه سال 2003} و احمدی نژاد نامه مینویسد و دعوت به اسلام و عدالت می کند

احمدی نژاد و خاتمی

4-خاتمی دانشجویان را تهدید

می کند و احمدی نژاد از سوی دانشجویان

تهدید می شود{زنده با مخالف من}

5-خاتمی دفترش را به سعد اباد می برد و احمدی نژاد دفترش را به میان مردم می برد

-6خاتمی و اطرفیانش از به رفتن به پاریس

ذوق می کنند و احمدی نژاد و اطرافیانش

به رفتن به سیستان و کردستان و اذربایجان

می بالند

7-خاتمی در سازمان ملل از گل و بلبل حرف می زند و احمدی نژاد با دفاع از حقوق ملت لرزه بر اندام دشمن می اندازد

8-خاتمی و تیمش 10 سال مذاکره و تعلیق را برای 10 عدد سانتریفیوژ می پذیرند و احمدی نژاد بدون تعلیق به 5000 سانتری فیوژ می رسد

9-شعار آزادی را خاتمی سر می دهد و احمدی نژاد بیش از 4000توهین و تخریب و افترا در یافت می کند

10-خاتمی بدون در نظر گرفتن هولو کاست در فلسطین هولو کاست دروغین صهیونیست ها را تایید می کندو احمدی نژاد در مورد هولو کاست افشاگری می کند

11-در دوران خاتمی امام خمینی {ره}به موزه فرستاده می شود و در دوران احمدی نژاد راه امام سرلوحه امور می شود

12-خاتمی با زنان نامحرم دست می دهد و احمدی نژاد دست پدر شهید را می بوسد

13- ارزوی دیدار خاتمی محال بودو احمدی نژاد خود به خدمت مردم می رود

14-برای خاتمی ایران فقط تهران بود{البته در تهران هم فقط سعد اباد و پاستور و مرفه نشینان بی درد }و برای احمدی نژاد ایران 1100شهر 70000روستا و یک و نیم ملیون کیلومتر مربع است

15-ضدانقلاب برای خاتمی سرو دست می شکنند و برای احمدی نژاد..............................

16-ویزای دو ماهه خاتمی [در داخل آمریکا] را شخص بوش صادر میکند وبرای شرکت در اجلاس سازمان ملل {نه امریکا} ویزای چند روزه به احمدی نژاد نمی دهند چرا چرا چرا چرا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شعری قشنگ در مورد حضرت بقیه الله

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی.

ای كه یك عمر سرودی "تو كجایی"؛ تو كجایی؟!!!

خورشید از پشت ابر هم نور می رساند... جاده باقیست چرا قدم نمی گذاری،... او منتظر است تا كه ما برگردیم

مثل هر بار برای تو نوشتم:

دل من خون شد ازین غم، تو كجایی؟ و ای كاش كه این جمعه بیایی! دل من تاب ندارد، "همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ ... تو کجایی؟ تو کجایی..." * »

و تو انگار به قلبم بنویسی: كه چرا هیچ نگویند مگر این رهبر دلسوز، طرفدار ندارد ،كه غریب است،

 و عجیب است

كه پس از قرن و هزاره

هنوزم كه هنوز است

دو چشمش

به راه است.

و مگر سیصد و اندی

نفر از شیفتگانش

زیاد است

كه گویند به اندازه یك « بدر » علمدار ندارد! و گویند چرا این همه مشتاق، ولی او سپهش یار ندارد!

تو خودت! مدعی دوستی و مهر شدیدی! كه به هر شعر جدیدی، ز هجران و غمم ناله سرایی، تو كجایی؟ تو كه یك عمر سرودی «تو كجایی؟» تو كجایی؟

ya%20mahdi.jpg

باز گویی كه مگر كاستی ای بود، ز امامت، ز هدایت، ز محبت، ز غمخوارگی و مهر و عطوفت

تو پنداشته ای هیچ كسی دل نگران تو نبوده؟ چه كسی قلب تو را سوی خدای تو كشانده؟ چه كسی در پی هر غصه ی تو اشك چكانده؟ چه كسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟ چه كسی راه به روی تو گشوده؟ **

چه خطرها به دعایم ز كنار تو گذر كرد، چه زمان ها  كه تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر كرد...

و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی كجایی!؟ و ای كاش بیایی!

****

هر زمان خواهش دل با  نظر یار یكی بود، تو بودی ... هر زمان بود تفاوت، تو رفتی، تو نماندی. خواهش نفس شده یار و خدایت، و همین است كه تاثیر نبخشند به دعایت، و به افاق نبردند صدایت، و غریب است امامت.

من كه هستم، تو كجایی؟ تو خودت! كاش بیایی.به خودت كاش بیایی!!!

                                                                                 التماس دعای فرج